شماره نظام روانشناسی:
دکتر حنانه پناهی پور
روشهای دریافت مشاوره:
درباره درمانگر
تحصیلات درمانگر
• فارغالتحصیل کارشناسی ارشد مشاوره از دانشگاه الزهرا تهران.
• دارای پروانه اشتغال تخصصی با شماره ۲۴۰۳۵.
• گذراندن دوره درمان شناختی ـ رفتاری (CBT) در سطح مقدماتی.
• گذراندن دوره درمان شناختی ـ رفتاری (CBT) در سطح پیشرفته زیر نظر پروفسور مایکنبام در مؤسسه PESI آمریکا.
• گذراندن دورههای تخصصی طرحوارهدرمانی.
• گذراندن سوپرویژنهای تخصصی و عمیق در حوزه طرحوارهدرمانی.
• گذراندن دوره Early Pathways Treatment در دانشگاه مارکت آمریکا.
• گذراندن دوره اخلاق حرفهای در مشاوره و رواندرمانی.
• گذراندن دوره مشاوره و رواندرمانی به شیوه مجازی.
• گذراندن دوره تربیت جنسی کودک و نوجوان.
• گذراندن دوره رواندرمانی کودک.
• گذراندن دوره ارتباط بدون خشونت (NVC).
• گذراندن دوره مربیگری مهارتهای فرزندپروری.
• گذراندن دوره مربیگری مهارتهای ازدواج.
• گذراندن دورههای مرتبط با آزمونهای تشخیصی مختلف.
• گذراندن دورههای درمانهای تلفیقی و تکمیلی مانند تحریک الکتریکی فراجمجمهای (tDCS).
• گذراندن دوره نوروفیدبک.
• گذراندن دورههای تشخیص تکمیلی مانند نقشه مغزی و الکتروانسفالوگرافی کمی (qEEG).
سوابق آموزشی و پژوهشی
• آموزش تخصصی در حوزه درمان شناختی ـ رفتاری با بهرهگیری از دورههای بینالمللی مؤسسه PESI آمریکا.
• آموزش تخصصی در حوزه طرحوارهدرمانی و دریافت سوپرویژنهای مرتبط.
• آموزش تخصصی در حوزه Early Pathways Treatment در دانشگاه مارکت آمریکا.
• آموزش تخصصی در حوزه درمان تروماهای پیچیده و مسائل دلبستگی.
• آموزش و مطالعه در حوزه اختلالات اضطرابی، افسردگی، وسواس و مشکلات ارتباطی و عاطفی.
• آموزش در زمینه مشاوره مجازی، اخلاق حرفهای، رواندرمانی کودک، تربیت جنسی کودک و نوجوان و ارتباط بدون خشونت.
• آشنایی تخصصی با ابزارهای تشخیصی و روشهای تکمیلی مانند qEEG، نوروفیدبک و tDCS.
• تمرکز علمی و حرفهای بر شناخت الگوهای ناهشیار، بازنویسی روایت زندگی و توانمندسازی مراجع برای انتخاب آگاهانه.
تجارب حرفهای
• همکاری مستمر با کلینیک مشاوره و روانشناسی دانشگاه الزهرا.
• همکاری حرفهای با کلینیک جاویدمهر.
• فعالیت به عنوان روانشناس در شرکت حسابو.
• فعالیت به عنوان روانشناس در شرکت آرایاشیک.
• تجربه کار بالینی در اتاق درمان، کلینیکهای مشاوره و محیطهای سازمانی.
• ارائه خدمات مشاوره خانواده.
• ارائه خدمات درمان تروماهای پیچیده و مسائل دلبستگی.
• درمان و مداخله در اختلالات اضطرابی و افسردگی.
• درمان و مداخله در وسواس.
• کار با مشکلات ارتباطی و عاطفی.
• همراهی مراجعان در سوگ و فقدان.
• کار با بحرانهای هویتی و گذارهای زندگی.
• کمک به بهبود عزت نفس و خودپنداره.
• توانمندسازی مراجعان برای رشد فردی و شکوفایی استعدادها.
• ارائه مشاوره شغلی و سازمانی با هدف ارتقای سلامت روان در محیطهای کاری.
• تجربه کار در سطوح فردی، خانوادگی، ارتباطی و سازمانی.
نگاه من به درمان
تمرکز من در مشاوره و رواندرمانی بر خلق روایتی تازه از زیستن است؛ جایی که مراجع بتواند گذشتهای را که اسیرش بوده بازنویسی کند و آیندهای را که شایسته اوست طرحریزی کند.
از نگاه من، اتاق درمان جایی نیست که فرد خود را دگرگون کند تا در نگاه دیگران پذیرفته شود، بلکه فضایی است که بتواند در ابعاد وجودی خود رشد کند و آنقدر گسترده شود که زخمهای کهنه و الگوهای تکراری گذشته، دیگر او را در زندان ترس و ناامیدی نگه ندارند.
باور دارم تغییر واقعی برای تأیید بیرونی نیست، بلکه برای آزادی درونی است.
رویکرد من بر بسترسازی برای آگاهی تدریجی و شفافسازی الگوهای ناهشیار استوار است.
بسیاری از الگوهای روانی ریشه در تکرار ناآگاهانه رفتارها و باورهایی دارند که روزگاری برای بقا ساخته شدهاند، اما امروز به بند تبدیل شدهاند.
در فرایند درمان تلاش میکنم این الگوها با ظرافت، مهربانی و احترام آشکار شوند تا مراجع بتواند از تاریکی ناآگاهی به سمت انتخابی آگاهانه حرکت کند.
پیش از هر نظریه، من انسانی را میبینم که خسته از راهی طولانی، به امید یک توقف امن وارد اتاق درمان شده است.
برای من، مراجع یک پرونده بالینی نیست، بلکه تمامیتی بیهمتاست با تاریخچهای از رنجها، رؤیاها، تناقضها و زیباییهای ناگفته.
علم ابزار کار من است، اما همدلی نگاه من است.
تکنیک مهارت من است، اما حضور، هویت حرفهای من است.
من به مراجع پیش از منظر تشخیص، از دریچه انسانیت نگاه میکنم و او را با تمام پیچیدگیها و تناقضهایش میپذیرم.
باور دارم هر انسان در عمق وجود خود، توانایی التیام خویش را دارد و درمانگر تنها آینهای است که او را به خودش نشان میدهد.
در نگاه من، مراجع نه یک بیمار، بلکه مسافری در جاده پرپیچوخم زندگی است که گاهی راه را گم کرده، گاهی خسته شده و گاهی به دیوارهای سخت باورهای کهنه برخورد کرده است.
اتاق درمان پناهگاهی برای مکث، نگاه به نقشههای درون و یافتن مسیرهای نرفته است.
در این فضا قضاوت جای خود را به کنجکاوی محترمانه میدهد و برچسبها جای خود را به روایتهای تازه.
هدف من در جلسات، صرفاً فروکش کردن نشانهها نیست، بلکه این است که مراجع خود را در افقی تازه ببیند؛ جایی که رنج، تمام قصه او نیست و فقط فصلی از کتاب زندگیاش محسوب میشود.
درمان باید فضایی برای تولد دوباره اعتماد، کشف معناهای گمشده و بازیابی صدای درونی فراموششده باشد.
هدف نهایی من، توانمندسازی مراجع برای زیستن خودآگاهانهتر است؛ زیستنی که در آن انتخابها نه از ترس و اجبار، بلکه از آگاهی و عشق شکل میگیرند.
درمان از نگاه من پلی است از زیستن واکنشی به زیستن خلاقانه؛ جایی که انسان نه تنها در برابر رخدادها منفعل نیست، بلکه نویسنده سرنوشت خویش میشود.
زیباترین پاداش این مسیر، دیدن انسانی است که از اتاق درمان بیرون میرود نه فقط به عنوان کسی که درمان شده، بلکه به عنوان کسی که دوباره متولد شده است.