Comments (2,662)
-
درود و احترام
راهکار مناسب برای عدم واکنش سریع به مسائل و برخوردهایی که اتفاق می افتد ، می خواستم و اینکه بیشتر پاسخگو باشم نه واکنش دهنده سریع ، تا بعدا از برخورد خود ناراحت نشوم و باعث ناراحتی بقیه هم نباشم.
فکر می کنم باید روی زمان مکث و سپس پاسخ گویی مناسب ، کار کنم.
ممنونم -
با سلام و احترام
شنونده خوب بودن هنر بزرگی است آن را تمرین کنید به شما کمک خواهد کرد که تکانشی رفتار نکنید.درمانگرهای کلینیک نیز میتوانند در این خصوص راهگشای شما باشند. -
سلام مادر ۴۴ ساله ای هستم دخترم امسال کنکور هنر شرکت کرد فوق العاده سخت بود و برای مرحله ی دوم عملی خیلی استرس داره چه کمکی میتونم به دخترم کنم
-
با سلام و احترام
به تلاشهای مثبت فرزندتان بیش از نکات منفی توجه کنید. آنان را به طور دائم تشویق کنید و به آنها روحیه بدهید و بکوشید بیش از پیش تواناییهای فرزندتان را بارور کنید و او و خودتان را به این نکته توجه دهید که «همهی موفقیتها، موفقیت در کنکور نیست و همهی شکستها هم عدم موفقیت در کنکور نیست.» موفقیت او را در حرکت در مسیری که با علایق او و مصالح جامعه هماهنگ باشد بدانید -
با سلام من با خانواده خود خیلی عصبی رفتار میکنم و با همسرم اصلا خوب نیستم بچه ها را هم خیلی آزار میدهم اولش ناراحت میشم و پشیمان لطفا راهنمایی کنید ( مریم اکبری)
-
با سلام و احترام
ریشه خشم در شما نیاز به بررسی دارد .شناخت و شفای کودک درون و تکنیک های آرام سازی میتواند کمک شایانی در این خصوص به شما داشته باشد -
سلام من پسرم 16 سالش و خیلی خجالتی هستش و اصلا دوست پیدا نکرده با کسی ارتباط برقرار نمیکنه ولی با افراد روابط خوبی داره
من از شما خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید ( معرف مریم اکبری ) -
با سلام و احترام
خجالتی بودن یک نوجوان خیلی عجیب نیست و از جمله ویژگی های برخی از نوجوانان در دوره بلوغ است که دلایل مختلفی دارد. و به مرور زمان و گور از این دوره کم کم از شدت آن کاسته می شود. آنچه که مهم است اینکه وضعیت خجالتی بودن به دلیل عدم اعتماد به نفس نوجوان که حاصل تذکرات پی در پی والدین و عدم تایید فرزند توسط والدین باشد . تشویق نوجوان توسط والدین حمایت از او و عدم عیبجویی و ندادن تذکرات پی در پی والدین و ایراد نگرفتن از نوجوان می تواند در ارتقا اعتماد به نفس او کمک نماید . از او بخواهیم در مورد موضوعی که به آن علاقه دارد مثل ورزش فوتبالیا رایانه و یا ستارگان و یا هر موضوعی که به آن علاقه دارد اول برای والدین و سایر اعضا خانواده صحبت نماید و سپس در جمع های بزرگتر خانوادگی و فامیلی با تشویق و تایید او بخواهید که در مورد همان موضوعات مورد علاقه اش در جمع صحبت نماید و حتما او را تشویق و تایید نمایید. آنچه مهم است عیب جویی و امر و نهی و تذکرات پی در پی را والدین باید کنار بگذارند و در جمع ها باید فرزند خود را همراه نمایند تا در کنار امنیتی که در جوار والدین حس می کند جمع های متفاوت و افراد مختلف را تجربه نماید .خجالتی بودن افراطی به دلیل اعتماد به نفس کم است و دلیل آسیب اعتماد به نفس فرزند عدم تأییدات والدین و امر و نهی افراطی به فرزند است. تغییر رفتار تربیتی والدین می تواند در تعدیل این مشکل بسیار موثر باشد. البته استفاده کلینیک های معتبر و رسمی روانشناسی و مشاوره به شما کمک می نماید تا به ریشه یابی عمیق تر این وضعیت بپردازید و در مسیر درمان از متخصصین کمک بگیرید . آنچه مسلم است مقدار اندک خجالتی بودن در یک مقطع زمانی محدود مثل دوره نوجوانی و به میزان کم غیر طبیعی نیست . همچنین گاه نوجوانان به خاطر کنترل گری شدید والدین در حضور آنها خود سانسوری می نمایند که به نظر خجالتی می باشند ، به این موضوع هم باید توجه نمود. -
سلام
متاسفانه من خیلی عصبی هستم و زود جوش میارم و این مشکل من باعث شده که خیلی از نزدیکانم از بنده خرده به دل بگیرند لطفا راهنمایی کنید چجوری میتونم اینمشکل روحل کنم .
با تشکر
(معرف خانم مریم اکبری فرد) -
با سلام و احترام
ریشه خشم در شما نیاز به بررسی دارد .شناخت و شفای کودک درون و تکنیک های آرام سازی میتواند کمک شایانی در این خصوص به شما داشته باشد. -
سلام من خیلی آدم شکاکی هستم ناامیدم نسبت به همه چی زندگی سختی داشتم توی خانواده هیچوقت منو تامین نکردن تواین سن جوونی نکردم حس میکنم دارم افسردگی میگیرم با چیزایی که قبلا خیلی حال میکردم الان حسی ندارم دوست ندارم باعث عذاب خانمم بشم ولی دست خودم نیست واقعا دلم میخواد درست شم
-
با سلام و احترام
موارد منفی انرژی بیشتری از نکات مثبت دارند و زمانی که به منفی های رابطه و همسر تمرکز می کنید، نگرش های بدبینانه بیشتر تقویت می شوند.
تأثیر نگرش های بدبینانه تا چندین روز بر ذهن و روان شما باقی می ماند، پس مثبت ها را در آغوش بگیرید،برای حصول نتیجه درخور میتوانید از خدمات مرکز مشاوره بهره ببرید. -
سلام وقت شما بخیر متاسفانه بیش از حد به بعضی از اطرافیانم توجه میکنم که لایق نیستن و اشتباه میکنم. خیلی سریع پشیمون میشم بعضی وقتا از بعضی حرفها که باید بزنم و نمیزنم و مشکله خودمو خودم حل میکنم بدون بیان کردنش . متاسفانه یکی از نزدیکانم اصلا آدم درستی نیست و ازش جدا نمیشم .خیلی سریع پولامو تموم میکنم
-
با سلام و احترام
ریشه بسیاری از این موارد میتواند در دوران کودکی شما باشد.شناخت و شفای کودک درون میتواند کمک شایانی در این زمینه داشته باشد. -
سلام روز خوش من یک مادر ۳۸ ساله هستم که یک فرزند ۶ ساله دارم به خاطر شرایط زندگی کار میکنم و یک کارمند هستم به خاطر شرایطم مجبور شدم فرزندم رو از شش ماهگی نزد مادرم نگه داری شده الان که به سن مدرسه رسیده دایم خودم رو سرزنش میکنم که نتونستم مادر کافی برای بچم باشم با این حس عذاب وجدان چه کنم
-
با سلام و احترام
لازم نیست مادر کاملی باشید.خود را از قید کلیشه ها و تفکرات اشتباه رها کنید.شما هم مانند همه نواقصی دارید و کامل نیستید و خودتان را همانگونه که هستید بپذیرید و دوست داشته باشید.معیارهای خوب و بد را بر اساس نظرات دیگران تنظیم نکنید. -
سلام دوست عزیز
این چند وقت به دلیل پاندمی کرونا، پشت سر هم شدن ترم های دانشگاه و فشار های امتحانات و استاد ها و نرفتن به تعطیلاتو…به شدت احساس خستگی و بی حوصلگی و.. میکنم -
با سلام و احترام
فعال نگه داشتن بدن به شما کمک خواهد کرد که ذهن را فعال نگه دارید. این کار ممکن است به بهبود بی حوصلگی کمک کند مجبور نیستید فعالیت شدید انجام دهید، مانند بسکتبال بازی کردن، به منظور فعال شدن این می تواند به سادگی پیاده روی باشد. اگر حوصله تان سر می رود و بیشتر اوقات را با ورزش کردن سپری می کنید می توانید کمک کنید. -
با سلام و خسته نباشید مشکل اساسیم اینه که با کسی که هستم دائم منو مورد تمسخر و مقایسه با دیگرام قرار میده و غرور مردانه منو میشکنه همش
-
با سلام و احترام
لازم است با سرمایه گذاری روی توانمندی های فردی خود اعتماد به نفستان را افزایش دهید و ناراحتی و احساس بد خود را ازین موضوع حتما با طرف مقابلتان بگوئید.برای ریشه یابی و عمیق و حصول نتیجه درخور میتوانید از خدمات مرکز مشاوره بهره ببرید. -
خانمی هستم 33 ساله تو سن پایین ازدواج کردم وهمسرم خوشبختم چند سال پیش یکی از بستگان نزدیک همسرم بهم تجاوز کرد اونم یه جایی که فک نمیکردم ومن حالم خیلی بده با اجبار بود بعدها هر کاری کردم به همسرم بگم نشد ونتونستم ینی ترسیدم ولی همسرم همش میگه بریم خونشون یا دعوتشون میکنه این وسط هر وقت مخالفت میکنم حساس میشه منم از ترس که بفهمه بیخیال میشم از کناریم حالم بد میشه وقتی میبینم اون اقا رو که زل میزنه بهم ولبخند میزنه با خودش میگه حتما این مشکلی نداره لابد نمیدونه من گیر کردم میترسم شوهرم بفهمه زندگیم بهم بخوره
-
با سلام و احترام
تجاوز از تجارب بسیار دردناک است .برای التیام احساسات جریحه دار شده تان به متخصص مراجعه کرده و برای مدیریت درست این وضعیت از مشاورین کمک بگیرید. -
دختری هستم 39 ساله یه پسر 15 ساله دارم پدرومادرم از هم جدا شدند مادر خوب ومهربونی دارم با اینحال پدرم بخاطر هوس خودش یه زن رو سیقه کرد وباعث شد مادرم طلاق بگیرند وجدا شدن بعد اونم خواهرم وبرادرمم بخاطر مشکلا ت زندگی تحمل نکردن وطلاق گرفتند من هم همش فک میکنم باید از همسرم جدا بشم واین زندگی نیس که میخوام باتوجه به اینکه مشکلی با همسرم ندارم این اتفاقها در مدت 2 سال پیش اومده بنظرتون چکار کنم
-
با سلام و احترام
آگاه باشید که ترس شما احتمال اینکه شما را در این وضعیت قرار دهد بیشتر میکند.با شناخت و شفای کودک درون میتوانید باورهای محدود کننده خود را شناسایی کرده و بر این مشکل فائق آیید. -
من یه جوان 40 ساله هستم وشغلم نظامی هست، بخاطر مشغله وسختی کارم وفشارها کاریی،این مشکل برا ایجاد شده نمیتونم داخل اتاق دربسته بمونم در اتاق بسته میشه احساس ترس ووحشت میکنم لطفا راهنمایی کنید من چکار کنم
-
با سلام و احترام
راهکارهای مناسب برای مدیریت شرایط در صورت مواجه شدن با آن می توان به تنفس آرام و عمیق، تمرکز روی مسائل دیگر مثل حرکت ثانیه شمار ساعت، تمرکز روی بی معنی و غیر منطقی بودن ترس و تجسم فضاهای ایمن اشاره کرد. -
من جوان 38 ساله هستم دارای دوفرزند وهمسری مهربون بدلایل فشارهای کاری ومشکلات اقتصادی زندگی جدیدا خیلی عصبی شدم با این که سعی میکنم خودمو کنترل کنم در مواقعه ای که همسرم وفرزندانم با نظر من مخالفت میکنند به عنوان مثال انتخاب کانال تلویزیون بطور نا خودآگاه میخواهم انها را مورد ضرب وشتم قرار دهم ولی خودمو کنترل میکنم وبه انها چیزی نمیگویم
-
با سلام و احترام
ریشه خشم در شما باید بررسی شود .شناخت و شفای کودک درون و تکنیک های آرام سازی تا حد زیادی میتواند راهگشای شما باشد. -
من دختری 32 ساله هستم خیلی کم رو وخجالتی هستم این کار باعث شده اعتماد بنفسم نداشته باشم وتو جمع نتونم براحتی صحبت کنم واین اخلاقم اذیتم میکنه لطفا راهنمایی کنید
-
با سلام و احترام
با سرمایه گذاری روی توانمندی های فردی خود اعتماد به نفس را افزایش دهید و از تکنیک آیینه برای کسب مهارت در صحبت کردن بهره ببرید. -
من خیلی آدم مهربون و ساده ای هستم و همه از مهربونیم سو استفاده میکنن با وجود این نمیتونم دست از مهربونی بردارم..
-
با سلام و احترام
شما باید توجه داشته باشید که برای خودتان حد و حیطه هایی داشته باشید و دیگران را ملزم به رعایت آنها کنید .با سرمایه گذاری روی توانمندی های فردی خود اعتماد به نفس را افزایش دهید .برای حصول نتیجه درخور از خدمات مرکز مشاوره بهره مند شوید. -
من خانم 35 ساله هستم شوهرم منو دوست داره ولی گاهی اوقات احساس میکنم شوهرم به یکی از نزدیکانم چشم نظر دارد ودر مراسم ومهمانی ها نگاهای خاصی میکند وگاهی شوخی هم میکنند من گاهی با خودم کلنجار میروم ایا نسبت به او احساس دارد همسرم یا خیر بعضی اوقات فک میکنم شوخی معمولی هست ولی گاهی از ناراحتی به فکر خودکشی میوفتم لطفا به من کمک کنید
-
با سلام و احترام
با فراگیری تکنیک های ارتباط کلامی موثر میتوانید گفتگویی صحیح جهت بیان خواسته ها و کاهش تعارضات خود داشته باشید .درمانگرهای کلینیک در این خصوص نیز میتوانند راهگشای شما باشند. -
سلام خوب هستین من ۱۱ ماه ک ازدواج کردم و ماه ۴ زندگی مشترک فهمیدم همسرم با خانمی در ارتباط هستند و اتمام حجت کردم ک اگر فهمیدم و یا شک کردم بازم با کسی هستن کلا این زندگی رو ول میکنم میرم چون هم من هم همسرم سختی زیاد کشیدیم تا ب هم رسیدیم و دیشب متوجه شدم ک باز همسرم یسری کار های زیر زیرکی دارن و با کسی صحبت میکنن ک امروز ب اون شماره زنگ زدم و ی خانمی گوشیو برداشت الان من چیکار کنم شوهرم هم همه چیو پاک میکنه ک من نبینم مدرکی هم درست و حسابی ندارم بخوام رو کنم😭😭😭
معرف مژگان شمس آبادی -
با سلام و احترام
خیانت از تجارب دردناک است .لازم است برای التیام احساسات جریحه دار شده خود و تصمیمی آگاهانه در خصوص ادامه یا ترک زندگی مشترک از متخصصین و مشاورین کمک بگیرید .درمانگرهای کلینیک نیز میتوانند راهگشای شما باشند. -
سلام
من چهارده سالمه و همش دارم خیال پردازی میکنم از دنیای خودم دارم دور میشم غرق دنیایی شدم که وجود نداره و همش با ادمایی که نمیبنم حرف میزنم.
تقریبا کل روزام داره اینجوری میگذره
وقتی دارم آهنگ گوش میدم یا تو یه اتاق تنهام ، موقع خواب، وقتی تو ماشین درحال حرکت به جایی هستم یا زمانای دیگه… همش دارم خیال پردازی میکنم.
قدیم اصلا حواسم به این که غرق یه دنیای دیگه شدم نبود اما این چند وقت به خودم اومدم تازه دارم متوجه کارام میشم.
حتی یه روز سعی کردم نادیده بگیرم تمام خیال پردازیامو اما سنگینیه نگاه چند نفر که وجود ندارن و فقط تو ذهنم قدیم خیال پردازی میکردم و حس میکردم .
این خیال پردازیا و اینا تقریبا وقتی شیش سالم بود شروع شد اما خب اون موقع فکر میکردم یه بازیه مثل بازیای دیگه ای که اون موقع همسن و سالام میکردن …و هروز دارم تکرارش میکنم
اما الان واقعا حس میکنم این یه بازی نیست و خیلی غرقش شدم💔
نمیتونم این عادت و ترک کنم میشه لطفا کمکم کنید
همیشه هم از بچه گی برای خوابیدن مشکل داشتم نه این که نخوام بخوابم ولی نمیتونم واسه خوابیدن استارت اولشو بزنم که خوابم ببره.
معرف مژگان شمس آبادی -
با سلام و احترام
خیال پردازی و رویا پردازی از ویژگی های دنیای کودکی و نوجوانی است . در رویا پردازی ها ما به شرایط و یا آدم ها و کارهایی می رسیم که در دنیای واقعی امکانش وجود نداره و در رویا پردازی ها گاه آرزوهامون تحقق پیدا می کنه و رویا پردازی ها گاه به سمت تخیل پیش می رود و حاصل آن بسیاری از اختراعات بشر است . یعنی آنچه که در واقعیت وجود ندارد در رویا و تخیل به آن دست پیدا می کنیم و بعد تا تمهیدات لازم کم کم شرایط وجود واقعی آنها را ایجاد می کنیم . بسیاری از داستان سرایی ها و اشعار زیبا حاصل همین تخیل ها و رویا پردازی ها است . اما گاه این تخیلات و رویا پردازی ها را نمی توانیم جهت دهیم و در مسیر رشد و بالندگی قرار نمی گیرند بلکه این رویا ها و تخیلات ما را از واقعیت ها دور ساخته واز دنیای حقیقی خارج می نماید و هیچگاه جهت نمی یابد ودر یک مسیر قرار نمی گیرد و افکار پراکنده و متنوع است همراه با نگرانی از آسیب های احتمالی و کم کم ما را از بعضی آدم ها و یا موقعیت های واقعی می هراسانند و اعتماد ما به دنیاس واقعی و آدم های آن کم می شودو ارتباط مان با شرایط واقعی و آدم های واقعی دچار مشکل می شود و موجب می گردد که با آنها که در ارتباط هستیم و یا در دایره زندگی مان قرار دارند مانند اعضا خانواده و دوستان نزدیک مان ، دائما از ما گلایه دارند که به روابط مان با طاها توجه نمی کنیم و قول ها یمان را فراموش می کنیم و…
مطالب بالا بسیار کلی در دو جهتی که ممکن است برای تان اتفاق بیفتد به صورت مختصر بیان شد . این وضعیت نیازمند بررسی دقیق تر و حضوری توسط متخصصین روانشناسی و مشاوره است که می توانید برای این کار به کلینیک های مشاوره و روانشناسی معتبر و رسمی مانند کلینیک جان زیبا و یا هر کلینیک واجد شرایط دیگر مراجعه و از متخصصین آنها کمک بگیرید. آنچه مسلم است اینکه اگر این شرایط شما را اذیت زیادی می نماید و شما را از روابط عادی با سایرین و انجام وظایف معمول زندگی و تحصیل محروم نموده و یا آسیب زده است حتما با یک متخصص باید موضوع را درمیان بگذارید.اطلاعاتی که دادید اندک بود و شرایط بررسی حضوری نیز وجود نداشت و حداکثر توصیه هایی که می شد با این اندک اطلاعاتی که دادید بیان نمود بیش از این نمی تواند باشد .
مشکل خواب هم دلایل بسیار زیادی دارد که باید به صورت دقیق علت یابی و درمان شود. اما اگر مشکل خواب یک عادت مشکل ساز عادی باشد توصیه می کنم در طول روز اصلا نخوابید تا شب هنگام به اندازه کافی خسته و نیازمند خواب بشوید و صبح ها زود از خواب بیدار شوی د و شب هنگام خواب از شمار صد برعکس بشمارید به شما کمک خواهد نمود. برای بررسی اختلال خواب حتما باید حضوری به متخصص مراجعه نمایید. آنچه مسلم است مشکلاتی که از آن ناراحت هستید توسط متخصصین قابل درمان است و نگران و مضطرب آن نباشید . -
با سلام و احترام
خیال پردازی و رویا پردازی از ویژگی های دنیای کودکی و نوجوانی است . در رویا پردازی ها ما به شرایط و یا آدم ها و کارهایی می رسیم که در دنیای واقعی امکانش وجود نداره و در رویا پردازی ها گاه آرزوهامون تحقق پیدا می کنه و رویا پردازی ها گاه به سمت تخیل پیش می رود و حاصل آن بسیاری از اختراعات بشر است . یعنی آنچه که در واقعیت وجود ندارد در رویا و تخیل به آن دست پیدا می کنیم و بعد تا تمهیدات لازم کم کم شرایط وجود واقعی آنها را ایجاد می کنیم . بسیاری از داستان سرایی ها و اشعار زیبا حاصل همین تخیل ها و رویا پردازی ها است . اما گاه این تخیلات و رویا پردازی ها را نمی توانیم جهت دهیم و در مسیر رشد و بالندگی قرار نمی گیرند بلکه این رویا ها و تخیلات ما را از واقعیت ها دور ساخته واز دنیای حقیقی خارج می نماید و هیچگاه جهت نمی یابد ودر یک مسیر قرار نمی گیرد و افکار پراکنده و متنوع است همراه با نگرانی از آسیب های احتمالی و کم کم ما را از بعضی آدم ها و یا موقعیت های واقعی می هراسانند و اعتماد ما به دنیاس واقعی و آدم های آن کم می شودو ارتباط مان با شرایط واقعی و آدم های واقعی دچار مشکل می شود و موجب می گردد که با آنها که در ارتباط هستیم و یا در دایره زندگی مان قرار دارند مانند اعضا خانواده و دوستان نزدیک مان ، دائما از ما گلایه دارند که به روابط مان با طاها توجه نمی کنیم و قول ها یمان را فراموش می کنیم و…
مطالب بالا بسیار کلی در دو جهتی که ممکن است برای تان اتفاق بیفتد به صورت مختصر بیان شد . این وضعیت نیازمند بررسی دقیق تر و حضوری توسط متخصصین روانشناسی و مشاوره است که می توانید برای این کار به کلینیک های مشاوره و روانشناسی معتبر و رسمی مانند کلینیک جان زیبا و یا هر کلینیک واجد شرایط دیگر مراجعه و از متخصصین آنها کمک بگیرید. آنچه مسلم است اینکه اگر این شرایط شما را اذیت زیادی می نماید و شما را از روابط عادی با سایرین و انجام وظایف معمول زندگی و تحصیل محروم نموده و یا آسیب زده است حتما با یک متخصص باید موضوع را درمیان بگذارید.اطلاعاتی که دادید اندک بود و شرایط بررسی حضوری نیز وجود نداشت و حداکثر توصیه هایی که می شد با این اندک اطلاعاتی که دادید بیان نمود بیش از این نمی تواند باشد .
مشکل خواب هم دلایل بسیار زیادی دارد که باید به صورت دقیق علت یابی و درمان شود. اما اگر مشکل خواب یک عادت مشکل ساز عادی باشد توصیه می کنم در طول روز اصلا نخوابید تا شب هنگام به اندازه کافی خسته و نیازمند خواب بشوید و صبح ها زود از خواب بیدار شوی د و شب هنگام خواب از شمار صد برعکس بشمارید به شما کمک خواهد نمود. برای بررسی اختلال خواب حتما باید حضوری به متخصص مراجعه نمایید. آنچه مسلم است مشکلاتی که از آن ناراحت هستید توسط متخصصین قابل درمان است و نگران و مضطرب آن نباشید . -
من دانشجو کارشناسی، ترم چهار رشته روانشناسی هستم
دوستدارم ک معلم بشم
الان نمیدونم دوباره کنکور تجربی بدم فرهنگیان قبول بشم.
یا بعد از اتمام دوره تحصیل دانشگاهی آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت کنم؟
بین این دو موندم
درضمن دوتا بچه دارم
و با خانواده همسرم زندگی میکنم
وقتمم برای مطالعه کمه ☹️
باز اعضای خانواده میگن کنکور بده ک مامایی قبول بشی.
مامایی رو هم دوسدارم
اما فک میکنم شغل پر دردسریه
اگر ک میشه راهنماییم کنید من چ کنم
در مورد شغل مامایی هم واسم توضیح بدین.
ممنون
معرف مژگان شمس آبادی -
با سلام و احترام
نیاز است که با خود خلوت کرده و به ندای درونی و خواست قلبی خود گوش فرا دهید .با انتخابی آگاهانه قدم در مسیری بگذارید که به شما انگیزه و حال خوب میدهد. -
با سلام و احترام
من در سن هفده سالگی با همسرم ازدواج کردم و اکنون دو فرزند دختر دارم. همسر من بسیار ثروتمند است و من دارای امکانات خوبی هستم. اما همسرم تقریبا بی سواد است و سطح فرهنگی بسیار فقیری دارد. او رفتارهای زننده ای دارد که باعث می شود جلوی بقیه خجالت و شرمسار شوم. من و دخترانم از حضور در جامعه و مسافرت حتی تا شهرهای همسایه هم محرومیم. با اینکه با توجه به درامد و ثروت همسرم امکان سفرهای خارجه داریم. چگونه با همسرم و اینگونه ذهنیت کنار بیایم.
جدیدن شب ها خوابم نمی اید و به قرص خواب روی اوردم.
گاهی کابوس میبینم که همسرم دخترانم را با خودش برده
گاهی دوست دارم با همسرم حرف بزنم که او از رفتارهایش دست بردارد و این صحبت با شکستن وسایل خانه تمام میشود.
معرف سایت خوب شما
مژگان شمس آبادی -
سلام همیشه احساس ناراحتی می کنم.اغلب غمگین هستم و از زندگی لذت نمی برم ، از کار خسته شدم و زندگی برایم تکراری شده.احساس می کنم که زندگی خیلی بی معنی است.همش با خودم حرف میزنم.دیدگاه منفی همیشه دارم.
خیلی هم در روز میخوابم
(معرف مهدیه ملامحمد خوانساری) -
با سلام و احترام
اولین گام این است که شما بفهمید که افسرده هستید یا غمگین تا بتوانید به خوبی تشخیص دهید و به راحتی درمان کنید اگر حد شما از غمگینی افزایش یابد باید بیشتر مراقب خود باشید تا مشکلی شما را تهدید نکند و لازم است که بگوییم این مورد به راحتی حل نمی شود و یک مورد ساده نیست .
اینکه شما بمدت طولانی گرفتار این مشکل شده باشید، پس به همان اندازه هم درمان آن طول می کشد.درمانگرهای کلینیک در این خصوص میتوانند راهگشای شما باشند. -
سلام
من یک خانم ۲۲ ساله هستم. من مشکل اضطراب دارم یعنی در مواجهه با مشکلات یا اتفاقات یهویی نمیتونم تمرکز کنم و لرزش بدن میگیرم. -
با سلام و احترام
استرس و اضطراب از هیجانات شایع جوامع امروزی است .با تغییر در سبک زندگی خود مانند ورزش منظم و روزانه ،تغذیه صحیح و کاهش میزان کافئین مصرفی،مدیتیشن و تکنیک های آرام سازی تا حد بسیار زیادی میتواند به مدیریت استرس و اضطراب در شما کمک کند. -
جوانی 42 ساله هستم که بعد از برادرم که فوت نموده فرزند بزرگ خانواده هستم پدرم بدلیل اعتیادی که دارم به من بی توجهی میکنه طوری که هم خوشحال هستم که برادر فوت نموده تا شاید پدرم به من بیشتر توجه کند واز بابتی از داغ برادرم ناراحتم وعلت بی توجهی پدرم نسبت به خودم را مثبت بودن بقیه فرزندان میدانم احساس پوچی میکنم معرف زهرا عرب خالقی
-
سلام. مشکل بی اعتمادی نسبت به عامه افراد جامعه چجوری میتونه تبدیل به اعتماد شه؟
-
با سلام و احترام
ریشه بی اعتمادی میتواند در دوران کودکی شما باشد .با شناخت و شفای کودک درون میتوانید بر این مشکل فائق آیید. -
با سلام و خسته نباشید من یه دختر ۲۲ ساله هستم ادم درونگرایی ام اکثر مواقع تنهایی ترجیح میدم به جمع خانواده. دوست و رفیق صمیمی زیاد ندارم اکثر مواقع تنهایی و حرفای توی دلم تو خودم میریزم و شبا زیر پتو گریه میکنم اگر راه حلی هست ممنون میشم کمکم کنید
-
با سلام و احترام
بهترین روش برای کنترل و درمان این اختلال به کمک روان درمانی است متخصصین در این زمینه با ریشه یابی صحیح به درمان کمک شایانی میکنند .برای ریشه یابی عمیق میتوانید از خدمات مرکز مشاوره بهره مند شوید. -
من در سن 43 سالگی دارای استرس و اضطراب در تمامی امور شخصی و خانوادگی میباشم که این اضطراب به خواب من هم کشیده شده است لطفا مرا راهنمایی کنید
-
با سلام و احترام
استرس از هیجاناتی شایع در جوامع امروزی است .با تغییر در سبک زندگی خود مانند ورزش منظم و روزانه،تغذیه صحیح و کاهش میزان کافئین مصرفی،مدیتیشن و تکنیک های آرام سازی تا حد بسیار زیادی میتوانید استرس را مدیریت کنید. -
من 43 سال دارم به مدت 20 سال در شغل کمک پرستار بیمارستان روانپزشکی مشغول به کار میباشم عمده ترین مشکلی که من با آن مواجه هستم بی خوابی و کم خوابی شبانه است که باعث اختلال در عملکرد شغلی و زندگی شخصی شده است لطفا راهنمایی کنید
-
با سلام و احترام
کاهش زمان ماندن در تختخواب و اجتناب از چرت زدن در طول روز، استراتژیهای موثری هستند. این کار ممکن است احساس خستگی را افزایش داده و در نتیجه ساعات خواب واقعی فرد را زیاد کند. برنامهی محدودیت خواب به فرد اجازه میدهد تا تنها ساعات کمی از شب را بخوابد و سپس به تدریج این زمان را افزایش میدهد تا خواب به حالت عادی برگردد. برای حصول نتیجه درخور میتوانید از خدمات مرکز مشاوره بهره ببرید. -
من دختری شانزده ساله هستم تنها یه خواهر دارم که از من 5سال کوچیکتر است باوجود اینکه خیلی دوستش دارم وبیشتر اوقاتم را با او میگزرونم ولی پدرومادرم به او توجه خاصی دارندوبه همین دلیل گاهی از خواهرم متنفر میشوم ومیخواهم موهایش را بکشم
-
با سلام و احترام
معمولا حسادت بین دو نفر که هم شان و هم مرتبه و هم سن هستند. و یکی از دیگری از امکانات ویژه و یا از موقعیت های ویژه و…. به ناحق برخوردار گردد. دونفر با سن متفاوت در دو سطح متفاوت با دو ویژگی متفاوت نباید از امکانات و شرایط یکسان برخوردار گردند. اگر رفتار پدر و مادر شما با هر دو نفر تان یکسان باشد به نوعی به شما کم توجهی شده چرا که حتما شما ویژگی ها و شرایط متفاوتی از خواهر کوچک تر تان دارید و نباید مانند او با شما برخورد شود . نکته بعد اینکه او از شما کوچکتر است و استقلال تفکر و توانایی های کمتر از شما دارد و نیازمند توجه بیشتر والدین است. این توجه خاص و یا توجه ویژه والدین موید ضعف و ناتوانی و نیازمندی و محتاج بودن و وابسته تر بودن خواهر کوچکتر شماست. شما با توجه به اینکه ۵ سال بزرگتر از او هستید حتما از استقلال عمل بیشتر و اختیار بیشتر و توانایی های بیشتری برخوردارید . توجه کمتر والدین به شما در برخی از موقعیت ها و برخی از امور حاکی از اطمینان والدین به استقلال فکر و توانمندی های بیشتر شماست. و شما با خواهر کوچکتر از خودتان هم شرایط نیستید که توجه متفاوت والدین به او حسادت شما را برانگیزد . شما خودتان را آنقدر کوچک کردید که خود را هم سال خواهر کوچکترتان باور نمودید و توقع پیدا کردید که همچون یک کودک والدین به شما توجه داشته باشند و شما. ا تر و خشک کنند.
لطفا از زاویه ای دیگر و به شیوه ای که برای تان توضیح داده شد به موضوع نگاه کنید و آن را ارزیابی کنید . حتما درخواهید یافت که اگر همانند او به شما توجه کنند به نوعی به شان و سن و سال شما بی توجهی شده . به جای تفکر قبلی و حسادت ،سعی کنی که برخی از مسئولیت های والدین خود نسبت به خواهر کوچکتر تان را شما بر عهده بگیرید. اینطوری برای او یک الگو باشید و کمک والدین در تربیت و هدایت خواهر کوچک خود باشید .
در صورت نیاز به کمک بیشتر در اجرای الگوی بالا می توانید از مشاورین و روانشناسان مجرب از کلینیک های معتبر مانند کلینیک جان زیبا کمک های بیشتری بگیرید . -
سلام و احترام..
من خیلی تنهامو هیچ دوستی ندارم، 3تا خواهر دارم یکیشون شهر خودمونه،دوتاشون دورن ماهی دوبار میان، بعد من یه دوست صمیمی داشتم دانشگاه که فرهنگمون متفاوت بود آخرشم دعوامون شد قهر کردیم. یه دوست دبیرستانمم پایه بیرون رفتن و رفت و امد نیستش.کلا با کسی صمیمی نیستم نمی دونم چرا؟ کسی رو ندارم باهاش برم گردش و بیاد خونمون و مهمونی و… خیلی هم احساس تنهایی میکنم وقتی میبینم دخترای دیگه اینجوری هستن میگم شاید من مشکلی دارم ک کسی باهام دوست نمیشه..
یکی دو ماهه تلاش کردم با همسایه کناریمون صمیمی بشم چندبار پیشنهاد بیرون رفتن و دعوت مهمونی دادم دو بار اومد اما کلا علاقه خاصی نشون نداد. -
با سلام و احترام
فراموش نکنید که همه ما باید پیش از سخن گفتن، گوش کردن را بیاموزیم. دیگران نیز خواستار توجه و شنیده شدن هستند، همانطور که شما به توجه نیاز دارید. به دیگران نشان دهید که شما نیز به برقراری ارتباط با آنها علاقمندید.
دوست پیدا کردن در بزرگسالی امکانپذیر است اما به رویکردی جدید نیاز دارد. به جای اتکا به شرایط اجتماعی خود برای آوردن دیگران به زندگیتان، شما باید ابتکار عمل را به دست بگیرید. خودتان را بشناسید. اعتماد به نفستان را بالا ببرید. از علایقتان پیروی کنید نه از افراد. سپس به در وقت مناسب، دیگران را به زندگیتان دعوت کنید.
Comments (2,662)
مریم مرادی
2021-07-06درود و احترام
راهکار مناسب برای عدم واکنش سریع به مسائل و برخوردهایی که اتفاق می افتد ، می خواستم و اینکه بیشتر پاسخگو باشم نه واکنش دهنده سریع ، تا بعدا از برخورد خود ناراحت نشوم و باعث ناراحتی بقیه هم نباشم.
فکر می کنم باید روی زمان مکث و سپس پاسخ گویی مناسب ، کار کنم.
ممنونم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
شنونده خوب بودن هنر بزرگی است آن را تمرین کنید به شما کمک خواهد کرد که تکانشی رفتار نکنید.درمانگرهای کلینیک نیز میتوانند در این خصوص راهگشای شما باشند.
سارا محمدی
2021-07-06سلام مادر ۴۴ ساله ای هستم دخترم امسال کنکور هنر شرکت کرد فوق العاده سخت بود و برای مرحله ی دوم عملی خیلی استرس داره چه کمکی میتونم به دخترم کنم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
به تلاشهای مثبت فرزندتان بیش از نکات منفی توجه کنید. آنان را به طور دائم تشویق کنید و به آنها روحیه بدهید و بکوشید بیش از پیش تواناییهای فرزندتان را بارور کنید و او و خودتان را به این نکته توجه دهید که «همهی موفقیتها، موفقیت در کنکور نیست و همهی شکستها هم عدم موفقیت در کنکور نیست.» موفقیت او را در حرکت در مسیری که با علایق او و مصالح جامعه هماهنگ باشد بدانید
رضا ذوالفقاری
2021-07-06با سلام من با خانواده خود خیلی عصبی رفتار میکنم و با همسرم اصلا خوب نیستم بچه ها را هم خیلی آزار میدهم اولش ناراحت میشم و پشیمان لطفا راهنمایی کنید ( مریم اکبری)
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
ریشه خشم در شما نیاز به بررسی دارد .شناخت و شفای کودک درون و تکنیک های آرام سازی میتواند کمک شایانی در این خصوص به شما داشته باشد
شایسته پور
2021-07-06سلام من پسرم 16 سالش و خیلی خجالتی هستش و اصلا دوست پیدا نکرده با کسی ارتباط برقرار نمیکنه ولی با افراد روابط خوبی داره
من از شما خواهش میکنم راهنمایی بفرمایید ( معرف مریم اکبری )
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-07با سلام و احترام
خجالتی بودن یک نوجوان خیلی عجیب نیست و از جمله ویژگی های برخی از نوجوانان در دوره بلوغ است که دلایل مختلفی دارد. و به مرور زمان و گور از این دوره کم کم از شدت آن کاسته می شود. آنچه که مهم است اینکه وضعیت خجالتی بودن به دلیل عدم اعتماد به نفس نوجوان که حاصل تذکرات پی در پی والدین و عدم تایید فرزند توسط والدین باشد . تشویق نوجوان توسط والدین حمایت از او و عدم عیبجویی و ندادن تذکرات پی در پی والدین و ایراد نگرفتن از نوجوان می تواند در ارتقا اعتماد به نفس او کمک نماید . از او بخواهیم در مورد موضوعی که به آن علاقه دارد مثل ورزش فوتبالیا رایانه و یا ستارگان و یا هر موضوعی که به آن علاقه دارد اول برای والدین و سایر اعضا خانواده صحبت نماید و سپس در جمع های بزرگتر خانوادگی و فامیلی با تشویق و تایید او بخواهید که در مورد همان موضوعات مورد علاقه اش در جمع صحبت نماید و حتما او را تشویق و تایید نمایید. آنچه مهم است عیب جویی و امر و نهی و تذکرات پی در پی را والدین باید کنار بگذارند و در جمع ها باید فرزند خود را همراه نمایند تا در کنار امنیتی که در جوار والدین حس می کند جمع های متفاوت و افراد مختلف را تجربه نماید .خجالتی بودن افراطی به دلیل اعتماد به نفس کم است و دلیل آسیب اعتماد به نفس فرزند عدم تأییدات والدین و امر و نهی افراطی به فرزند است. تغییر رفتار تربیتی والدین می تواند در تعدیل این مشکل بسیار موثر باشد. البته استفاده کلینیک های معتبر و رسمی روانشناسی و مشاوره به شما کمک می نماید تا به ریشه یابی عمیق تر این وضعیت بپردازید و در مسیر درمان از متخصصین کمک بگیرید . آنچه مسلم است مقدار اندک خجالتی بودن در یک مقطع زمانی محدود مثل دوره نوجوانی و به میزان کم غیر طبیعی نیست . همچنین گاه نوجوانان به خاطر کنترل گری شدید والدین در حضور آنها خود سانسوری می نمایند که به نظر خجالتی می باشند ، به این موضوع هم باید توجه نمود.
فاطمه
2021-07-06سلام
متاسفانه من خیلی عصبی هستم و زود جوش میارم و این مشکل من باعث شده که خیلی از نزدیکانم از بنده خرده به دل بگیرند لطفا راهنمایی کنید چجوری میتونم اینمشکل روحل کنم .
با تشکر
(معرف خانم مریم اکبری فرد)
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
ریشه خشم در شما نیاز به بررسی دارد .شناخت و شفای کودک درون و تکنیک های آرام سازی میتواند کمک شایانی در این خصوص به شما داشته باشد.
حسین(یگانه رازقی)
2021-07-06سلام من خیلی آدم شکاکی هستم ناامیدم نسبت به همه چی زندگی سختی داشتم توی خانواده هیچوقت منو تامین نکردن تواین سن جوونی نکردم حس میکنم دارم افسردگی میگیرم با چیزایی که قبلا خیلی حال میکردم الان حسی ندارم دوست ندارم باعث عذاب خانمم بشم ولی دست خودم نیست واقعا دلم میخواد درست شم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-07با سلام و احترام
موارد منفی انرژی بیشتری از نکات مثبت دارند و زمانی که به منفی های رابطه و همسر تمرکز می کنید، نگرش های بدبینانه بیشتر تقویت می شوند.
تأثیر نگرش های بدبینانه تا چندین روز بر ذهن و روان شما باقی می ماند، پس مثبت ها را در آغوش بگیرید،برای حصول نتیجه درخور میتوانید از خدمات مرکز مشاوره بهره ببرید.
مهدیه (یگانه رازقی)
2021-07-06سلام وقت شما بخیر متاسفانه بیش از حد به بعضی از اطرافیانم توجه میکنم که لایق نیستن و اشتباه میکنم. خیلی سریع پشیمون میشم بعضی وقتا از بعضی حرفها که باید بزنم و نمیزنم و مشکله خودمو خودم حل میکنم بدون بیان کردنش . متاسفانه یکی از نزدیکانم اصلا آدم درستی نیست و ازش جدا نمیشم .خیلی سریع پولامو تموم میکنم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-07با سلام و احترام
ریشه بسیاری از این موارد میتواند در دوران کودکی شما باشد.شناخت و شفای کودک درون میتواند کمک شایانی در این زمینه داشته باشد.
ساغر طبری
2021-07-06سلام روز خوش من یک مادر ۳۸ ساله هستم که یک فرزند ۶ ساله دارم به خاطر شرایط زندگی کار میکنم و یک کارمند هستم به خاطر شرایطم مجبور شدم فرزندم رو از شش ماهگی نزد مادرم نگه داری شده الان که به سن مدرسه رسیده دایم خودم رو سرزنش میکنم که نتونستم مادر کافی برای بچم باشم با این حس عذاب وجدان چه کنم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
لازم نیست مادر کاملی باشید.خود را از قید کلیشه ها و تفکرات اشتباه رها کنید.شما هم مانند همه نواقصی دارید و کامل نیستید و خودتان را همانگونه که هستید بپذیرید و دوست داشته باشید.معیارهای خوب و بد را بر اساس نظرات دیگران تنظیم نکنید.
معرف ابراهیمی نسب
2021-07-06سلام دوست عزیز
این چند وقت به دلیل پاندمی کرونا، پشت سر هم شدن ترم های دانشگاه و فشار های امتحانات و استاد ها و نرفتن به تعطیلاتو…به شدت احساس خستگی و بی حوصلگی و.. میکنم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
فعال نگه داشتن بدن به شما کمک خواهد کرد که ذهن را فعال نگه دارید. این کار ممکن است به بهبود بی حوصلگی کمک کند مجبور نیستید فعالیت شدید انجام دهید، مانند بسکتبال بازی کردن، به منظور فعال شدن این می تواند به سادگی پیاده روی باشد. اگر حوصله تان سر می رود و بیشتر اوقات را با ورزش کردن سپری می کنید می توانید کمک کنید.
معرف ابراهیم نسب
2021-07-06با سلام و خسته نباشید مشکل اساسیم اینه که با کسی که هستم دائم منو مورد تمسخر و مقایسه با دیگرام قرار میده و غرور مردانه منو میشکنه همش
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
لازم است با سرمایه گذاری روی توانمندی های فردی خود اعتماد به نفستان را افزایش دهید و ناراحتی و احساس بد خود را ازین موضوع حتما با طرف مقابلتان بگوئید.برای ریشه یابی و عمیق و حصول نتیجه درخور میتوانید از خدمات مرکز مشاوره بهره ببرید.
معرف (زهرا عرب خالقی)
2021-07-06خانمی هستم 33 ساله تو سن پایین ازدواج کردم وهمسرم خوشبختم چند سال پیش یکی از بستگان نزدیک همسرم بهم تجاوز کرد اونم یه جایی که فک نمیکردم ومن حالم خیلی بده با اجبار بود بعدها هر کاری کردم به همسرم بگم نشد ونتونستم ینی ترسیدم ولی همسرم همش میگه بریم خونشون یا دعوتشون میکنه این وسط هر وقت مخالفت میکنم حساس میشه منم از ترس که بفهمه بیخیال میشم از کناریم حالم بد میشه وقتی میبینم اون اقا رو که زل میزنه بهم ولبخند میزنه با خودش میگه حتما این مشکلی نداره لابد نمیدونه من گیر کردم میترسم شوهرم بفهمه زندگیم بهم بخوره
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
تجاوز از تجارب بسیار دردناک است .برای التیام احساسات جریحه دار شده تان به متخصص مراجعه کرده و برای مدیریت درست این وضعیت از مشاورین کمک بگیرید.
معرف (زهرا عرب خالقی)
2021-07-06دختری هستم 39 ساله یه پسر 15 ساله دارم پدرومادرم از هم جدا شدند مادر خوب ومهربونی دارم با اینحال پدرم بخاطر هوس خودش یه زن رو سیقه کرد وباعث شد مادرم طلاق بگیرند وجدا شدن بعد اونم خواهرم وبرادرمم بخاطر مشکلا ت زندگی تحمل نکردن وطلاق گرفتند من هم همش فک میکنم باید از همسرم جدا بشم واین زندگی نیس که میخوام باتوجه به اینکه مشکلی با همسرم ندارم این اتفاقها در مدت 2 سال پیش اومده بنظرتون چکار کنم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
آگاه باشید که ترس شما احتمال اینکه شما را در این وضعیت قرار دهد بیشتر میکند.با شناخت و شفای کودک درون میتوانید باورهای محدود کننده خود را شناسایی کرده و بر این مشکل فائق آیید.
زهرا عرب خالقی
2021-07-06من یه جوان 40 ساله هستم وشغلم نظامی هست، بخاطر مشغله وسختی کارم وفشارها کاریی،این مشکل برا ایجاد شده نمیتونم داخل اتاق دربسته بمونم در اتاق بسته میشه احساس ترس ووحشت میکنم لطفا راهنمایی کنید من چکار کنم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
راهکارهای مناسب برای مدیریت شرایط در صورت مواجه شدن با آن می توان به تنفس آرام و عمیق، تمرکز روی مسائل دیگر مثل حرکت ثانیه شمار ساعت، تمرکز روی بی معنی و غیر منطقی بودن ترس و تجسم فضاهای ایمن اشاره کرد.
زهرا عرب خالقی
2021-07-06من جوان 38 ساله هستم دارای دوفرزند وهمسری مهربون بدلایل فشارهای کاری ومشکلات اقتصادی زندگی جدیدا خیلی عصبی شدم با این که سعی میکنم خودمو کنترل کنم در مواقعه ای که همسرم وفرزندانم با نظر من مخالفت میکنند به عنوان مثال انتخاب کانال تلویزیون بطور نا خودآگاه میخواهم انها را مورد ضرب وشتم قرار دهم ولی خودمو کنترل میکنم وبه انها چیزی نمیگویم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
ریشه خشم در شما باید بررسی شود .شناخت و شفای کودک درون و تکنیک های آرام سازی تا حد زیادی میتواند راهگشای شما باشد.
زهرا عرب خالقی
2021-07-06من دختری 32 ساله هستم خیلی کم رو وخجالتی هستم این کار باعث شده اعتماد بنفسم نداشته باشم وتو جمع نتونم براحتی صحبت کنم واین اخلاقم اذیتم میکنه لطفا راهنمایی کنید
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
با سرمایه گذاری روی توانمندی های فردی خود اعتماد به نفس را افزایش دهید و از تکنیک آیینه برای کسب مهارت در صحبت کردن بهره ببرید.
Ftm(وارد شده توسط سیده سمیه موسوی)
2021-07-06من خیلی آدم مهربون و ساده ای هستم و همه از مهربونیم سو استفاده میکنن با وجود این نمیتونم دست از مهربونی بردارم..
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
شما باید توجه داشته باشید که برای خودتان حد و حیطه هایی داشته باشید و دیگران را ملزم به رعایت آنها کنید .با سرمایه گذاری روی توانمندی های فردی خود اعتماد به نفس را افزایش دهید .برای حصول نتیجه درخور از خدمات مرکز مشاوره بهره مند شوید.
زهرا عرب خالقی
2021-07-06من خانم 35 ساله هستم شوهرم منو دوست داره ولی گاهی اوقات احساس میکنم شوهرم به یکی از نزدیکانم چشم نظر دارد ودر مراسم ومهمانی ها نگاهای خاصی میکند وگاهی شوخی هم میکنند من گاهی با خودم کلنجار میروم ایا نسبت به او احساس دارد همسرم یا خیر بعضی اوقات فک میکنم شوخی معمولی هست ولی گاهی از ناراحتی به فکر خودکشی میوفتم لطفا به من کمک کنید
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
با فراگیری تکنیک های ارتباط کلامی موثر میتوانید گفتگویی صحیح جهت بیان خواسته ها و کاهش تعارضات خود داشته باشید .درمانگرهای کلینیک در این خصوص نیز میتوانند راهگشای شما باشند.
شمس.م
2021-07-06سلام خوب هستین من ۱۱ ماه ک ازدواج کردم و ماه ۴ زندگی مشترک فهمیدم همسرم با خانمی در ارتباط هستند و اتمام حجت کردم ک اگر فهمیدم و یا شک کردم بازم با کسی هستن کلا این زندگی رو ول میکنم میرم چون هم من هم همسرم سختی زیاد کشیدیم تا ب هم رسیدیم و دیشب متوجه شدم ک باز همسرم یسری کار های زیر زیرکی دارن و با کسی صحبت میکنن ک امروز ب اون شماره زنگ زدم و ی خانمی گوشیو برداشت الان من چیکار کنم شوهرم هم همه چیو پاک میکنه ک من نبینم مدرکی هم درست و حسابی ندارم بخوام رو کنم😭😭😭
معرف مژگان شمس آبادی
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
خیانت از تجارب دردناک است .لازم است برای التیام احساسات جریحه دار شده خود و تصمیمی آگاهانه در خصوص ادامه یا ترک زندگی مشترک از متخصصین و مشاورین کمک بگیرید .درمانگرهای کلینیک نیز میتوانند راهگشای شما باشند.
شمس
2021-07-06سلام
من چهارده سالمه و همش دارم خیال پردازی میکنم از دنیای خودم دارم دور میشم غرق دنیایی شدم که وجود نداره و همش با ادمایی که نمیبنم حرف میزنم.
تقریبا کل روزام داره اینجوری میگذره
وقتی دارم آهنگ گوش میدم یا تو یه اتاق تنهام ، موقع خواب، وقتی تو ماشین درحال حرکت به جایی هستم یا زمانای دیگه… همش دارم خیال پردازی میکنم.
قدیم اصلا حواسم به این که غرق یه دنیای دیگه شدم نبود اما این چند وقت به خودم اومدم تازه دارم متوجه کارام میشم.
حتی یه روز سعی کردم نادیده بگیرم تمام خیال پردازیامو اما سنگینیه نگاه چند نفر که وجود ندارن و فقط تو ذهنم قدیم خیال پردازی میکردم و حس میکردم .
این خیال پردازیا و اینا تقریبا وقتی شیش سالم بود شروع شد اما خب اون موقع فکر میکردم یه بازیه مثل بازیای دیگه ای که اون موقع همسن و سالام میکردن …و هروز دارم تکرارش میکنم
اما الان واقعا حس میکنم این یه بازی نیست و خیلی غرقش شدم💔
نمیتونم این عادت و ترک کنم میشه لطفا کمکم کنید
همیشه هم از بچه گی برای خوابیدن مشکل داشتم نه این که نخوام بخوابم ولی نمیتونم واسه خوابیدن استارت اولشو بزنم که خوابم ببره.
معرف مژگان شمس آبادی
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
خیال پردازی و رویا پردازی از ویژگی های دنیای کودکی و نوجوانی است . در رویا پردازی ها ما به شرایط و یا آدم ها و کارهایی می رسیم که در دنیای واقعی امکانش وجود نداره و در رویا پردازی ها گاه آرزوهامون تحقق پیدا می کنه و رویا پردازی ها گاه به سمت تخیل پیش می رود و حاصل آن بسیاری از اختراعات بشر است . یعنی آنچه که در واقعیت وجود ندارد در رویا و تخیل به آن دست پیدا می کنیم و بعد تا تمهیدات لازم کم کم شرایط وجود واقعی آنها را ایجاد می کنیم . بسیاری از داستان سرایی ها و اشعار زیبا حاصل همین تخیل ها و رویا پردازی ها است . اما گاه این تخیلات و رویا پردازی ها را نمی توانیم جهت دهیم و در مسیر رشد و بالندگی قرار نمی گیرند بلکه این رویا ها و تخیلات ما را از واقعیت ها دور ساخته واز دنیای حقیقی خارج می نماید و هیچگاه جهت نمی یابد ودر یک مسیر قرار نمی گیرد و افکار پراکنده و متنوع است همراه با نگرانی از آسیب های احتمالی و کم کم ما را از بعضی آدم ها و یا موقعیت های واقعی می هراسانند و اعتماد ما به دنیاس واقعی و آدم های آن کم می شودو ارتباط مان با شرایط واقعی و آدم های واقعی دچار مشکل می شود و موجب می گردد که با آنها که در ارتباط هستیم و یا در دایره زندگی مان قرار دارند مانند اعضا خانواده و دوستان نزدیک مان ، دائما از ما گلایه دارند که به روابط مان با طاها توجه نمی کنیم و قول ها یمان را فراموش می کنیم و…
مطالب بالا بسیار کلی در دو جهتی که ممکن است برای تان اتفاق بیفتد به صورت مختصر بیان شد . این وضعیت نیازمند بررسی دقیق تر و حضوری توسط متخصصین روانشناسی و مشاوره است که می توانید برای این کار به کلینیک های مشاوره و روانشناسی معتبر و رسمی مانند کلینیک جان زیبا و یا هر کلینیک واجد شرایط دیگر مراجعه و از متخصصین آنها کمک بگیرید. آنچه مسلم است اینکه اگر این شرایط شما را اذیت زیادی می نماید و شما را از روابط عادی با سایرین و انجام وظایف معمول زندگی و تحصیل محروم نموده و یا آسیب زده است حتما با یک متخصص باید موضوع را درمیان بگذارید.اطلاعاتی که دادید اندک بود و شرایط بررسی حضوری نیز وجود نداشت و حداکثر توصیه هایی که می شد با این اندک اطلاعاتی که دادید بیان نمود بیش از این نمی تواند باشد .
مشکل خواب هم دلایل بسیار زیادی دارد که باید به صورت دقیق علت یابی و درمان شود. اما اگر مشکل خواب یک عادت مشکل ساز عادی باشد توصیه می کنم در طول روز اصلا نخوابید تا شب هنگام به اندازه کافی خسته و نیازمند خواب بشوید و صبح ها زود از خواب بیدار شوی د و شب هنگام خواب از شمار صد برعکس بشمارید به شما کمک خواهد نمود. برای بررسی اختلال خواب حتما باید حضوری به متخصص مراجعه نمایید. آنچه مسلم است مشکلاتی که از آن ناراحت هستید توسط متخصصین قابل درمان است و نگران و مضطرب آن نباشید .
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
خیال پردازی و رویا پردازی از ویژگی های دنیای کودکی و نوجوانی است . در رویا پردازی ها ما به شرایط و یا آدم ها و کارهایی می رسیم که در دنیای واقعی امکانش وجود نداره و در رویا پردازی ها گاه آرزوهامون تحقق پیدا می کنه و رویا پردازی ها گاه به سمت تخیل پیش می رود و حاصل آن بسیاری از اختراعات بشر است . یعنی آنچه که در واقعیت وجود ندارد در رویا و تخیل به آن دست پیدا می کنیم و بعد تا تمهیدات لازم کم کم شرایط وجود واقعی آنها را ایجاد می کنیم . بسیاری از داستان سرایی ها و اشعار زیبا حاصل همین تخیل ها و رویا پردازی ها است . اما گاه این تخیلات و رویا پردازی ها را نمی توانیم جهت دهیم و در مسیر رشد و بالندگی قرار نمی گیرند بلکه این رویا ها و تخیلات ما را از واقعیت ها دور ساخته واز دنیای حقیقی خارج می نماید و هیچگاه جهت نمی یابد ودر یک مسیر قرار نمی گیرد و افکار پراکنده و متنوع است همراه با نگرانی از آسیب های احتمالی و کم کم ما را از بعضی آدم ها و یا موقعیت های واقعی می هراسانند و اعتماد ما به دنیاس واقعی و آدم های آن کم می شودو ارتباط مان با شرایط واقعی و آدم های واقعی دچار مشکل می شود و موجب می گردد که با آنها که در ارتباط هستیم و یا در دایره زندگی مان قرار دارند مانند اعضا خانواده و دوستان نزدیک مان ، دائما از ما گلایه دارند که به روابط مان با طاها توجه نمی کنیم و قول ها یمان را فراموش می کنیم و…
مطالب بالا بسیار کلی در دو جهتی که ممکن است برای تان اتفاق بیفتد به صورت مختصر بیان شد . این وضعیت نیازمند بررسی دقیق تر و حضوری توسط متخصصین روانشناسی و مشاوره است که می توانید برای این کار به کلینیک های مشاوره و روانشناسی معتبر و رسمی مانند کلینیک جان زیبا و یا هر کلینیک واجد شرایط دیگر مراجعه و از متخصصین آنها کمک بگیرید. آنچه مسلم است اینکه اگر این شرایط شما را اذیت زیادی می نماید و شما را از روابط عادی با سایرین و انجام وظایف معمول زندگی و تحصیل محروم نموده و یا آسیب زده است حتما با یک متخصص باید موضوع را درمیان بگذارید.اطلاعاتی که دادید اندک بود و شرایط بررسی حضوری نیز وجود نداشت و حداکثر توصیه هایی که می شد با این اندک اطلاعاتی که دادید بیان نمود بیش از این نمی تواند باشد .
مشکل خواب هم دلایل بسیار زیادی دارد که باید به صورت دقیق علت یابی و درمان شود. اما اگر مشکل خواب یک عادت مشکل ساز عادی باشد توصیه می کنم در طول روز اصلا نخوابید تا شب هنگام به اندازه کافی خسته و نیازمند خواب بشوید و صبح ها زود از خواب بیدار شوی د و شب هنگام خواب از شمار صد برعکس بشمارید به شما کمک خواهد نمود. برای بررسی اختلال خواب حتما باید حضوری به متخصص مراجعه نمایید. آنچه مسلم است مشکلاتی که از آن ناراحت هستید توسط متخصصین قابل درمان است و نگران و مضطرب آن نباشید .
دل انگیز
2021-07-06من دانشجو کارشناسی، ترم چهار رشته روانشناسی هستم
دوستدارم ک معلم بشم
الان نمیدونم دوباره کنکور تجربی بدم فرهنگیان قبول بشم.
یا بعد از اتمام دوره تحصیل دانشگاهی آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت کنم؟
بین این دو موندم
درضمن دوتا بچه دارم
و با خانواده همسرم زندگی میکنم
وقتمم برای مطالعه کمه ☹️
باز اعضای خانواده میگن کنکور بده ک مامایی قبول بشی.
مامایی رو هم دوسدارم
اما فک میکنم شغل پر دردسریه
اگر ک میشه راهنماییم کنید من چ کنم
در مورد شغل مامایی هم واسم توضیح بدین.
ممنون
معرف مژگان شمس آبادی
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
نیاز است که با خود خلوت کرده و به ندای درونی و خواست قلبی خود گوش فرا دهید .با انتخابی آگاهانه قدم در مسیری بگذارید که به شما انگیزه و حال خوب میدهد.
محبت
2021-07-06با سلام و احترام
من در سن هفده سالگی با همسرم ازدواج کردم و اکنون دو فرزند دختر دارم. همسر من بسیار ثروتمند است و من دارای امکانات خوبی هستم. اما همسرم تقریبا بی سواد است و سطح فرهنگی بسیار فقیری دارد. او رفتارهای زننده ای دارد که باعث می شود جلوی بقیه خجالت و شرمسار شوم. من و دخترانم از حضور در جامعه و مسافرت حتی تا شهرهای همسایه هم محرومیم. با اینکه با توجه به درامد و ثروت همسرم امکان سفرهای خارجه داریم. چگونه با همسرم و اینگونه ذهنیت کنار بیایم.
جدیدن شب ها خوابم نمی اید و به قرص خواب روی اوردم.
گاهی کابوس میبینم که همسرم دخترانم را با خودش برده
گاهی دوست دارم با همسرم حرف بزنم که او از رفتارهایش دست بردارد و این صحبت با شکستن وسایل خانه تمام میشود.
معرف سایت خوب شما
مژگان شمس آبادی
مهناز چگینی معرف مهدیه ملامحمد خوانساری
2021-07-06سلام همیشه احساس ناراحتی می کنم.اغلب غمگین هستم و از زندگی لذت نمی برم ، از کار خسته شدم و زندگی برایم تکراری شده.احساس می کنم که زندگی خیلی بی معنی است.همش با خودم حرف میزنم.دیدگاه منفی همیشه دارم.
خیلی هم در روز میخوابم
(معرف مهدیه ملامحمد خوانساری)
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
اولین گام این است که شما بفهمید که افسرده هستید یا غمگین تا بتوانید به خوبی تشخیص دهید و به راحتی درمان کنید اگر حد شما از غمگینی افزایش یابد باید بیشتر مراقب خود باشید تا مشکلی شما را تهدید نکند و لازم است که بگوییم این مورد به راحتی حل نمی شود و یک مورد ساده نیست .
اینکه شما بمدت طولانی گرفتار این مشکل شده باشید، پس به همان اندازه هم درمان آن طول می کشد.درمانگرهای کلینیک در این خصوص میتوانند راهگشای شما باشند.
فاطمه (زینب قاسمی برمی)
2021-07-05سلام
من یک خانم ۲۲ ساله هستم. من مشکل اضطراب دارم یعنی در مواجهه با مشکلات یا اتفاقات یهویی نمیتونم تمرکز کنم و لرزش بدن میگیرم.
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
استرس و اضطراب از هیجانات شایع جوامع امروزی است .با تغییر در سبک زندگی خود مانند ورزش منظم و روزانه ،تغذیه صحیح و کاهش میزان کافئین مصرفی،مدیتیشن و تکنیک های آرام سازی تا حد بسیار زیادی میتواند به مدیریت استرس و اضطراب در شما کمک کند.
معرف زهرا عرب خالقی
2021-07-05جوانی 42 ساله هستم که بعد از برادرم که فوت نموده فرزند بزرگ خانواده هستم پدرم بدلیل اعتیادی که دارم به من بی توجهی میکنه طوری که هم خوشحال هستم که برادر فوت نموده تا شاید پدرم به من بیشتر توجه کند واز بابتی از داغ برادرم ناراحتم وعلت بی توجهی پدرم نسبت به خودم را مثبت بودن بقیه فرزندان میدانم احساس پوچی میکنم معرف زهرا عرب خالقی
محمد حسین
2021-07-05سلام. مشکل بی اعتمادی نسبت به عامه افراد جامعه چجوری میتونه تبدیل به اعتماد شه؟
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-05با سلام و احترام
ریشه بی اعتمادی میتواند در دوران کودکی شما باشد .با شناخت و شفای کودک درون میتوانید بر این مشکل فائق آیید.
الهام( وارد شده توسط سیده سمیه موسوی)
2021-07-05با سلام و خسته نباشید من یه دختر ۲۲ ساله هستم ادم درونگرایی ام اکثر مواقع تنهایی ترجیح میدم به جمع خانواده. دوست و رفیق صمیمی زیاد ندارم اکثر مواقع تنهایی و حرفای توی دلم تو خودم میریزم و شبا زیر پتو گریه میکنم اگر راه حلی هست ممنون میشم کمکم کنید
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-05با سلام و احترام
بهترین روش برای کنترل و درمان این اختلال به کمک روان درمانی است متخصصین در این زمینه با ریشه یابی صحیح به درمان کمک شایانی میکنند .برای ریشه یابی عمیق میتوانید از خدمات مرکز مشاوره بهره مند شوید.
علی(محمدرضا ولایی)
2021-07-05من در سن 43 سالگی دارای استرس و اضطراب در تمامی امور شخصی و خانوادگی میباشم که این اضطراب به خواب من هم کشیده شده است لطفا مرا راهنمایی کنید
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-05با سلام و احترام
استرس از هیجاناتی شایع در جوامع امروزی است .با تغییر در سبک زندگی خود مانند ورزش منظم و روزانه،تغذیه صحیح و کاهش میزان کافئین مصرفی،مدیتیشن و تکنیک های آرام سازی تا حد بسیار زیادی میتوانید استرس را مدیریت کنید.
هادی(محمدرضا ولایی)
2021-07-05من 43 سال دارم به مدت 20 سال در شغل کمک پرستار بیمارستان روانپزشکی مشغول به کار میباشم عمده ترین مشکلی که من با آن مواجه هستم بی خوابی و کم خوابی شبانه است که باعث اختلال در عملکرد شغلی و زندگی شخصی شده است لطفا راهنمایی کنید
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-05با سلام و احترام
کاهش زمان ماندن در تختخواب و اجتناب از چرت زدن در طول روز، استراتژیهای موثری هستند. این کار ممکن است احساس خستگی را افزایش داده و در نتیجه ساعات خواب واقعی فرد را زیاد کند. برنامهی محدودیت خواب به فرد اجازه میدهد تا تنها ساعات کمی از شب را بخوابد و سپس به تدریج این زمان را افزایش میدهد تا خواب به حالت عادی برگردد. برای حصول نتیجه درخور میتوانید از خدمات مرکز مشاوره بهره ببرید.
زهرا عرب خالقی
2021-07-05من دختری شانزده ساله هستم تنها یه خواهر دارم که از من 5سال کوچیکتر است باوجود اینکه خیلی دوستش دارم وبیشتر اوقاتم را با او میگزرونم ولی پدرومادرم به او توجه خاصی دارندوبه همین دلیل گاهی از خواهرم متنفر میشوم ومیخواهم موهایش را بکشم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-05با سلام و احترام
معمولا حسادت بین دو نفر که هم شان و هم مرتبه و هم سن هستند. و یکی از دیگری از امکانات ویژه و یا از موقعیت های ویژه و…. به ناحق برخوردار گردد. دونفر با سن متفاوت در دو سطح متفاوت با دو ویژگی متفاوت نباید از امکانات و شرایط یکسان برخوردار گردند. اگر رفتار پدر و مادر شما با هر دو نفر تان یکسان باشد به نوعی به شما کم توجهی شده چرا که حتما شما ویژگی ها و شرایط متفاوتی از خواهر کوچک تر تان دارید و نباید مانند او با شما برخورد شود . نکته بعد اینکه او از شما کوچکتر است و استقلال تفکر و توانایی های کمتر از شما دارد و نیازمند توجه بیشتر والدین است. این توجه خاص و یا توجه ویژه والدین موید ضعف و ناتوانی و نیازمندی و محتاج بودن و وابسته تر بودن خواهر کوچکتر شماست. شما با توجه به اینکه ۵ سال بزرگتر از او هستید حتما از استقلال عمل بیشتر و اختیار بیشتر و توانایی های بیشتری برخوردارید . توجه کمتر والدین به شما در برخی از موقعیت ها و برخی از امور حاکی از اطمینان والدین به استقلال فکر و توانمندی های بیشتر شماست. و شما با خواهر کوچکتر از خودتان هم شرایط نیستید که توجه متفاوت والدین به او حسادت شما را برانگیزد . شما خودتان را آنقدر کوچک کردید که خود را هم سال خواهر کوچکترتان باور نمودید و توقع پیدا کردید که همچون یک کودک والدین به شما توجه داشته باشند و شما. ا تر و خشک کنند.
لطفا از زاویه ای دیگر و به شیوه ای که برای تان توضیح داده شد به موضوع نگاه کنید و آن را ارزیابی کنید . حتما درخواهید یافت که اگر همانند او به شما توجه کنند به نوعی به شان و سن و سال شما بی توجهی شده . به جای تفکر قبلی و حسادت ،سعی کنی که برخی از مسئولیت های والدین خود نسبت به خواهر کوچکتر تان را شما بر عهده بگیرید. اینطوری برای او یک الگو باشید و کمک والدین در تربیت و هدایت خواهر کوچک خود باشید .
در صورت نیاز به کمک بیشتر در اجرای الگوی بالا می توانید از مشاورین و روانشناسان مجرب از کلینیک های معتبر مانند کلینیک جان زیبا کمک های بیشتری بگیرید .
فاطمه زهرا(واردشده توسط سیده سمیه موسوی)
2021-07-05سلام و احترام..
من خیلی تنهامو هیچ دوستی ندارم، 3تا خواهر دارم یکیشون شهر خودمونه،دوتاشون دورن ماهی دوبار میان، بعد من یه دوست صمیمی داشتم دانشگاه که فرهنگمون متفاوت بود آخرشم دعوامون شد قهر کردیم. یه دوست دبیرستانمم پایه بیرون رفتن و رفت و امد نیستش.کلا با کسی صمیمی نیستم نمی دونم چرا؟ کسی رو ندارم باهاش برم گردش و بیاد خونمون و مهمونی و… خیلی هم احساس تنهایی میکنم وقتی میبینم دخترای دیگه اینجوری هستن میگم شاید من مشکلی دارم ک کسی باهام دوست نمیشه..
یکی دو ماهه تلاش کردم با همسایه کناریمون صمیمی بشم چندبار پیشنهاد بیرون رفتن و دعوت مهمونی دادم دو بار اومد اما کلا علاقه خاصی نشون نداد.
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-07-06با سلام و احترام
فراموش نکنید که همه ما باید پیش از سخن گفتن، گوش کردن را بیاموزیم. دیگران نیز خواستار توجه و شنیده شدن هستند، همانطور که شما به توجه نیاز دارید. به دیگران نشان دهید که شما نیز به برقراری ارتباط با آنها علاقمندید.
دوست پیدا کردن در بزرگسالی امکانپذیر است اما به رویکردی جدید نیاز دارد. به جای اتکا به شرایط اجتماعی خود برای آوردن دیگران به زندگیتان، شما باید ابتکار عمل را به دست بگیرید. خودتان را بشناسید. اعتماد به نفستان را بالا ببرید. از علایقتان پیروی کنید نه از افراد. سپس به در وقت مناسب، دیگران را به زندگیتان دعوت کنید.