با سلام و احترام
زود عصبانی شدن شما می تواند بدلایل مختلفی همچون نبود مهارت تنظیم هیجان در موقعیت های مختلف در شما و حساسیت تان نسبت به بایدها و نبایدها در ارتباطات تان بدلیل وجود باورهای غیرمنطقی در پس هر رویداد زندگی تان باشد که البته هر کدام از این موارد متضمن بررسی دقیق تر از زوایای مختلف شخصیتی شما است تا به راه حل منطقی برای رفع این مشکلات بدست بیاید.
با سلام و احترام
زودرنجی شما می تواند بدلایل مختلفی همچون نبود مهارت تنظیم هیجان در موقعیت های مختلف در شما و حساسیت تان نسبت به بایدها و نبایدها در ارتباطات تان بدلیل وجود باورهای غیرمنطقی در پس هر رویداد زندگی تان باشد که البته هر کدام از این موارد متضمن بررسی دقیق تر از زوایای مختلف شخصیتی شما است تا به راه حل منطقی برای رفع این مشکلات بدست بیاید.
با سلام و احترام
کم طاقتی شما یا به اصطلاح تاب آوری پایین شما از موارد مختلفی شخصیتی و نحوه رشدی شما و… می تواند باشد که بمنظور شناسایی دقیق و حل مسأله توصیه می شود از خدمات مشاوره ای کمک بگیرید.
با سلام و احترام
آگاهی شما به مشکل تان راه را برای رفع آن هموار می کند و برای حل این مشکل توصیه می شود با مراجعه به جلسات مشاوره و فراگیری مهارت های جرات ورزی و تکنیک های رفتاری، بتوانید با یادگیری، تمرین و تکرار بر مشکل اضطراب تان فائق آیید.
سلام من ۱۹ سالمه، ۴ ساله با پسری ۲۱ ساله دوست هستم من شمال زندگی می کنم و ایشون تهران هستند این آقا پسر به شدت مهربون و تحصیل کرده با شخصیت و خانواده دار است و مورد تایید خانواده من است و خیلی قبولش دارن به جرات میتونم بگم یه مرد بی نظیره وابستگی و عشق شدید و عجیبی بهم داره اما من علاقه ای بهش ندارم پارسال بعد سه سال تلاش برای اینکه عاشقش بشم ولی دیدم که نشد تصمیم گرفتم ازش جدا بشم خیلی محترمانه باهاش در میون گذاشتم ایشان قبول نکرد اما من هر طور شده رابطه رو کات می کنم پنج ماه جداییمون طول کشید که این آقا هرشب زنگ زد به من و خانوادم و گریه میکرد میتونم بگم واقعا پیر شدم عذاب وجدان گرفتم و با التماسهای مادرش برگشتم اما واقعاً علاقهای بهش ندارم برای اینکه بحث ازدواج پیش اومده نمیدونم باید چه کار کنم همه حسرت می خورن که خوش به حالت انقدر عاشق تو و به احترام میزاره رفتارش با هم خیلی خوبه و خیلی صبوره ولی من علاقه ندارم پسری که وضع مالی زیاد خوب نیست تو پای خودشو همیشه کار میکنه یعنی با آدمی ازدواج کنم که بهش علاقه ای ندارم واقعاً دارم عذاب میکشم که نه عشقی دارم نه حسی چیکار کنم.
با سلام و احترام
باوجود درد و رنج که برای هر دو بوجود می آید، در این گونه مواقع نحوه بیان احساسات و افکار واقعی که از گذشته بوده و بیان نشده و محتوای گفتگویی که باید با طرف مقابل تان داشته باشید، مهم است.
توصیه می شود از خدمات متخصص روانشناسی بهره بگیرید.
من و همسرم هردو ۳۵ سالمونه و ۷ ماهه عقد هستیم توی دوران عقد بهم خیانت کرد پیام هایش را با چند زن و دختر دیدم که شروع کننده همسرم بود توش حرف های غیر اخلاقی زده بود شوکه شدم حق طلاق دارم نمیدونم طلاق بگیرم یا نه خیلی اظهار پشیمانی میکنه و میگه چون از هم دور بودی بابت رفع نیاز این کارو می کردم حالا من چیکار کنم؟ ببخشمش؟
با سلام و احترام
باتوجه به پشیمانی همسرتان، نیاز هست تا در مورد مسائل بوجود آمده در جلسات زوج درمانی بطور کامل صحبت شود تا تمامی احساسات درگیر شده حل شود و در صورت توافق و بخشش بدون درگیر بودن در گذشته به زندگی تان ادامه دهید.
سلام من به تازگی یک موضوعی فهمیدم که دارم دیوونه میشم و نمیدانم به کی بگویم داداشم چند سال پیش یه دختری رو میخواست که مامانم راضی نبود شش ماه اصرار کرد و خانوادم مخالفت و مقاومت کردن و داداشم کوتاه اومد و دیگه حرفش نشد و گفت فعلا ازدواج نمیکنم ۴ روز پیش کیفش روی مبل بود خواستم ببرم و تالش شناسنامشو دیدم و نمیدونم واسم سوال شد چرا شناسنامه داخل کیفش با خودش میبره نگاه کردن دیدم ازدواج کرده و دقیقاً اسم همون دختر شناسنامه اش بود الان من واقعاً شوکه شدم چیکار کنم به خانوادم بگم؟ به داداشم بگم؟ و اینکه من ۲۰ سالمه و داداشم ۳۱ سالشه جرات ندارم ازش میترسم یه وقت اتفاق بدی نیفته اگه بگم مامان بابام سکته میکنن نگرانم بعدا بدونن من میدونستم و نگفتم چی؟ اگر ممکن است من را راهنمایی بکنید ممنون
با سلام و احترام
در صورتی که احتمال وقوع خطرات مختلف برای برادر تان رو احتمال می دید، توصیه می شود به خانواده اطلاع بدید، در غیر این صورت توصیه می شود مسأله را با برادر تان مطرح کنید تا خودش به خانواده اطلاع دهد.
با سلام و احترام
این مشکل می تواند بدلایل مختلف احتمالی همچون فشار خانواده، ترس از شکست، وجود باورهای غیرمنطقی شما نسبت به موفقیت در کنکور، ویژگی های شخصیتی شما و… باشد به این دلایل و دلایل احتمالی دیگر ابتدا باید در طی جلسات مشاوره دلیل اضطراب از کنکور شما مشخص شود تا با توجه به آن به کمک مشاور بتوانید بر این اضطراب غلبه کنید.
با سلام و احترام
ابتدا باید دلایل نداشتن تمرکز و وجود افکار مزاحم در حین مطالعه شناسایی شود تا باتوجه به این موارد متخصص از طریق تکنیک های تمرکزی مثل توقف فکر با شما برای رفع کردن این مشکل کار کند.
سلام مشکلی که من دارم شاید برای تان مسخره یا خنده دار باشه ولی برای خودم همیشه عجیب و مورد سوال بوده چند سال قبل توی یک کارگاه تولیدی ۷۵ نفره کار می کردند که خانومی اونجا همکارم بود که هیچ وقت نه باهاش حرف زدم نه رابطه دوستی داشتم ایشان همیشه به من خیره میشدم و لبخند می زدند منم با نگاه و لبخندم گاهی جوابش را می دادم حتی چندین بار هم در مترو در راه برگشت با همون حالت نگاه و لبخند دیدمش بعد از یک سال دیگه ایشون از محل کار مون رفت ت و خانم به جای ایشون اومد من از روی کنجکاوی خواستم بدونم اون خانم کی بود چرا رفته و کجاست و سراغشو از همکاران گرفتم ولی هیچ کس نه می شناختش و نه اصلاً آدمی با این قیافه رو دیده بود حتی از صاحب کارم پرسیدم بهم گفت اون قسمت از کارگاه تازه نیرو اضافه کرده و قبلاً کسی کار نمی کرده خیلی ترسیدم تا چند سال بهش فکر می کردم حتی بعد از رفتنش از کارگاه دیگه تو مترو ندیدمش الان چند سال میگذره گاهی فراموش می کنم گاهی هم یادم می آید فقط می خوام بپرسم کسی همچین تجربه ای داشته اگر داشته بعدش اون شخص دیده؟
سلام روزتون بخیر من یه پسر ۲۵ ساله هستم چند وقتی میشه به یه خانوم علاقه مند شدم که ۵ سال از من بزرگتر است خیلی دوسش دارم این خانوم قبلاً یه ازدواج ناموفق هم داشته خانوادهام اول که باهاشون مطرح کردم راضی بودند اما الان که فهمیدن خانم یک بار ازدواج کرده مخالف آیا درسته من با این خانم ازدواج کنم مشکل تو زندگیش پیش نمیاد از یه طرف خیلی عاشق این خانم شدم یه طرف دیگه نمیتونم جلو خانواده وایسم موندم چیکار کنم ممنون میشم راهنماییم کنید.
با سلام و احترام
برای داشتن انتخاب مناسب در ازدواج علاوه برعاشق بودن و اختلاف سنی باید سایر موارد دیگر هم آگاهانه بررسی کنید و بدست آوردن راه حل برای شما از مسیر گفتگو و تعامل با خانواده بدست می آید. همان قدری که کنترل گری خانواده باید متناسب باشد، شما هم باید با خانواده تعامل کنید. تعامل به معنای قبول بی قید و شرط حرف های خانواده تان نیست، بلکه با گفتگو کردن بتوانید به بهترین انتخاب برسید. توصیه میکنم از خدمات مشاوره پیش از ازدواج استفاده کنید.
سلام خسته نباشید من حدوداً ۱۵ ماه است که ازدواج کردم مسائل و مشکلات زیادی داشتم توی این مدت ولی یه چیزی که خیلی باعث آسیب به زندگیم و بداخلاقی همسرم شده اینه که من هر روز با مادر در ارتباطم صبح ها و عصرها میدونم مادرم اصلاً قصد دخالت تو زندگیم را ندارد ولی از سر دلتنگی و تنهایی دوست دارد به من زنگ بزنند و با من صحبت کند همسرم حس میکنه این حرف زدن من با مادرم استقلال و آزادی اش را گرفته حس میکنه مستقل نیست نمیدونم چیکار کنم به مادرم زنگ نزنم خودمم بیقرار میشم از طرفی من دلم نمیاد به مادرم بگم زنگ نزن نمی خوام بفهمه که همسرم از این موضوع ناراحت میشود میخواهم طوری قضیه رو حل کنم که هیچکس ناراحت نشود و دلخوری پیش نیاید همسرم و خانواده اش خیلی مثل ما نیستن دیدم که شاید دو سه روز هم به هم تماس نگیرد نمیخوام زندگیم همین جوری بماند از طرفی استرس پدر و مادرم رو دارم ترس از دست دادن شون ترس اینکه کاری داشته باشه و من نتونم انجام بدم پدر مادرم شهرستان زندگی می کند اگه ممکنه راهنماییم کنید
با سلام و احترام
وابستگی شدید شما و والدین تان به همدیگر موجب مشکلات شما شده است که می توانید برای رها شدن از این وابستگی ها و پیشگیری از مشکلات احتمالی بعدی از خدمات مشاوره کمک بگیرید.
سلام وقت بخیر من ده ساله ازدواج کردم متاسفانه یک بار خیانت کردم با وجود اینکه از خیانت من حدوداً پنج سال میگذره و واقعا پشیمانم خانومم هم همین پنج سال پیش فهمید و بخشید ولی الان میخواد از من جدا بشه و واقعاً من از کاری که کردم پشیمان هستم و هر کاری می کنم که این اتفاق نیافته قبول نمیکنه توی زندگی حتی یک بار هم من بی احترامی نکردم یا صدام رو بالا نبردم هرچی گفتی قبول کردم و می دونم که اشتباه کردم و با وجود فرزند که داریم نمیخوام زندگیم خراب بشه چیکار کنم؟!
با سلام و احترام
اینکه بعد از ۵ سال همسر شما بدنبال این تصمیم است، گویای حل نکردن مسائل بجامانده گذشته بین شما و همسرتان است. توصیه می شود برای گذر از این مشکل به همراه همسرتان به جلسات زوج درمانی مراجعه کنید.
سلام وقتتون بخیر من ی دختر ۲۵ ساله هستم که با مشکل کمبود اعتماد به نفس مواجه ام
با اینکه توانایی ها و استعداد های زیاد و فراوانی دارم اما به دلیل اعتماد به نفس پایین مانع پیشرفت من میشن
مثلا دستپخت خوبی دارم ولی وقتی میخوام برای مهمون غذا درست کنم خراب میشه و چون به تازگی ازدواج کردم این مساله منو آزار میده و نمیتونم برای مهمون غذای خوبی درست کنم چون همش میترسم خراب بشه و اخرم خراب میشه تو مسائل دیگ مثل درس و تحصیل هم همینه من اصلا نمیتونم کنفرانس بدم چون قبلش استرس شدیدی میگیرم
با سلام و احترام
آگاهی شما به مشکل تان راه را برای رفع آن هموار می کند و برای حل این مشکل توصیه می شود با مراجعه به جلسات مشاوره و فراگیری مهارت های جرات ورزی و تکنیک های رفتاری، بتوانید با یادگیری، تمرین و تکرار بر مشکل عدم اعتماد به نفس تان فائق آیید.
سلام وقت بخیر دختری ۱۹ ساله هستم و در شهرستان کوچکی زندگی می کنم من لکنت زبان دارم دانشجوی دانشگاه تهران هستم ولی به خاطر کرونا تا حالا دانشگاه رفتم من به خاطر این مشکلم خیلی اعتماد به نفسم را از دست دادم یکی از دلایلش هم نداشتن خواستگار راستش من خودم خیلی سخت پسند هستم برای ازدواج یعنی اصلا ازدواج سنتی دوست ندارم و حتی اگر خواستگارم داشته باشم اینطوری ازدواج نمیکنم اما اینکه هیچکس سمت من نمیاد خیلی ناراحت میشم من اصلا زشت نیستم قد بلندی دارم نمیگم خیلی خوشگلم ولی عادیم
اما دوست هایی داشتم که اونا هم هادی بودند اما خیلی خواستگار داشتن شاید تنها عیب من اینه که لاغر کنم اینم بگم که خانواده ما اصلاً رفت آمد نداریم نه خیلی مهمونی میریم نه مهمون برامون میاد اما یکی از اقوام هم مثل ما هستند تقریباً(از لحاظ اجتماعی بودن) ولی دخترشون خیلی خواستگار داره من عاشق یکی هستم و حتی اگر بهترین خواستگار هم داشته باشند ازدواج نمیکنم اما این که هیچکس منو نمیخواد بیشتر من را اذیت می کند و اعتماد به نفس مرا پایین آورده است لطفاً راهنمایی کنید
با سلام و احترام
نداشتن خواستگاری در سن ۱۹ سالگی می تواند یک مسأله طبیعی باشد تا غیر طبیعی که بخواهد شما را آزرده خاطر کند.
بنظر می آید بخش زیادی از نگرانی تان از مقایسه های آگاهانه و ناآگاهانه و باورهای غیرمنطقی و باید و نبایدهایی که در شما ریشه دوانده نشات می گیرد و جای بحث بیشتری دارد.
با سلام و احترام
زود عصبانی شدن شما می تواند دلایل مختلفی همچون نبود مهارت تنظیم هیجان، نبود مهارت کنترل خشم و وجود افکار غیرمنطقی در موقعیت هایی که اوضاع مساعد برای شما نیست، باشد. برای کاهش زود عصبانی شدن تان و از بین رفتن آن نیازمند دریافت مهارت های لازم می باشید که این مهم با یادگیری و تمرین و تکرار اتفاق می افتد.
سلام بنده یک دختر ۲۲ ساله هستم توی روستایی زندگی می کنن که افکارشون خیلی عقب افتاده است با این حال به سختی تحصیل کردم و تا فوق دیپلم پیش رفتم حتی به زور توی سن ۱۲ سالگی چادر سرم کردن همشه التماس و دعا کردم تا خدا یه پسر از روستای خودمون که این آقا پسر یه جورایی فامیل هست و افکار مثل روستامون نیست و خونه بیرون روستا داره آمد خواستگاری آقای خیلی خوبیه از همه لحاظ و سن پنج یا شش سال از خودم بزرگتره. نشستن زیر پای بابام تا تونستن ازش بد گفتند آخه من خواستگار از روستا زیاد دارم. الانم یکی از فامیلهای مادرم از من خاستگاری کرده و میخواهندبه زور من را عقد او بکنند هرچه مخالفت می کنم میگن ما که میدونیم نشستن زیر پات واسه اون پسره خودتو بکشی بنده خداها خیلی تلاش کردند تا بابام رو راضی بکنم و من هم مخالفت می کنم پدرم من را کتک میزند لطفاً من را راهنمایی کنید.
با سلام و احترام
بدست آوردن راه حل برای شما از مسیر گفتگو و تعامل با خانواده بدست می آید. همان قدری که کنترل گری خانواده باید کم شود، شما هم باید با خانواده تعامل کنید. تعامل به معنای قبول بی قید و شرط حرف های خانواده تان نیست، بلکه با گفتگو رسیدن به بهترین راه است.
سلام خسته نباشید من دختر ۲۵ ساله هستم که تویی شهرستان کوچیک زندگی می کنم درسم خوندم و لیسانس دارم چهره معمولی دارم خیلی کمتر از سنم نشون میدم اینجا و مخصوصاً تو فامیل ما دخترا تا ۲۰ سالگی ازدواج میکنیم مشکل من اینه که اعتماد به نفس خواستگار راه دادند بخانه را ندارم چون قدم کوتاه ۱۵۰ هستم و اندام ریزی دارم فکر می کنم هر کس که بیاد منو نمیپسنده تا حالا هرکسی معرفی کردن و خواسته بیاید اجازه ندادم همش به بهونه ای رد می کنم چون فکر می کنم پسرا از این جور دخترا خوششون نمیاد از طرفی سنم داره بالا میره مخصوص دو فامیل و شهر ما که همه زود ازدواج میکنند اون روز دختر خالم به خواهرم گفت من فکر می کنم تا آخر عمر خواهرت مجرد بمانند این حرف واقعاً نگرانم کرده نمیدونم چیکار کنم لطفاً راهنماییم کنید ممنون.
با سلام و احترام
اینکه شما بخاطر شرایط جسمی تان نگران عدم علاقه پسرها هستید و از طرفی خواستگار دارید، خلاف باورتان و نگرانی تان است، چون ویژگی های مثبت شما باعث وجود خواستگارانتان است.
بنظر می آید بخش زیادی از نگرانی تان از باورهای غیرمنطقی و باید و نبایدهایی که در شما ریشه دوانده نشات می گیرد و جای بحث بیشتری دارد.
سلام ۵ ساله ازدواج کردم اول شوهرم کارمند شرکت خصوصی بود بعد از این شرکت به هم ریخت و تعدیل نیرو کردن شوهرمو بیرون کردند یک سال بیکار بود دیگه مجبور شد بره با ماشین باباش کار کنه و شباهت پیک موتوری باشه شغلشو دوست ندارم همش از بقیه خجالت میکشم البته یک سال که کرونا است رفت و آمد نداریم ولی بعدش میترسم به بقیه بگم، نگید مهم نیست چون خودم تحصیل کردم و برایم مهم است من با این شغل اولش باهاش ازدواج کردم ن این شغلش، خیلی مرد خوب و زحمت کشی است ولی من موقعیت اجتماعی بالا میخواستم بهش نگفتم که ناراحت نشه لطفا کمکم کنید.
با سلام و احترام
شما در بخشی از پیام تان گفتید که با شغل اولش ازدواج کردین، یعنی شغل شوهرتان را نسبت به سایر ویژگی های مثبتی که داشته است در اولویت قرار دادید.
توصیه می شود همه ویژگی های درونی و بیرونی را برای زندگی مشترک تان در نظر داشته باشید و با کمک یکدیگر بدنبال پیدا کردن شغلی دیگر با موقعیت اجتماعی مدنظرتان باشید.
ضمن اینکه گره زدن حال خوب و بدتان به نظرات دیگران در عین طبیعی بودن جای بحث بیشتری دارد.
با سلام و احترام
در اولویت بودن دیگران نسبت به خودتان و بیش از اندازه اهمیت قائل شدن برای دیگران در مقایسه با خودتان از افراط در طرحواره ایثار شما نشات می گیرد که توصیه می شود بمنظور شناسایی دقیق تر مشکلتان و حل آن به روانشناس مراجعه کنید.
سلام.من یه مشکلی دتدم ابنه که تنهایی رو خیلی دوست دارم و دوست دارم تمام کارهای خودمو تنهایی انجام بدم انگار حس قدرت بهم دست میده میدونم کار خوبی نیست ولی انگار دوست دارم به همه بگم من تنهایی این کارو انجام دادمو دوست دارم برای همه بزرگی کنم یعنی بگم من بیشتر متوجه میشم نمیدونم چه کار کنم دوست دارم این حس از من رها بشه
با سلام و احترام
گرایش به تنهایی پدیده ای اجتماعی بوده که در نتیجه شهرنشینی و توسعه جامعه بروز پیدا کرده و مشکلات و پیامدهای مختلفی را به دنبال دارد. علل گرایش به تنهایی از فاکتورهای مختلفی نشئت گرفته که باید آن ها را شناسایی و رفع نمود و توصیه دارم برای ریشه یابی عمیق از خدمات مشاوره استفاده کنید.
من یه مشکلی دارم اینکه خیلی تنهایی رو دوست دارم یعنی ترجیح میدم در همه مسائل زندگی تنها باشم مثلاً تنها برم بیرون یا تنها بخوابم،تنها فیلم ببینم یا تنها غذا بخورم یا اینجوری مسائل از روشنایی خیلی بدم میاد اصلا دوست ندارم جای روشن یا جای پرسروصدا بمونم همش دوست دارم یه جای خلوت و ساکت و تاریک فقط با صدای خیلی آروم برای خودم فیلم ببینم یا کتاب بخونم از صحبت کردن زیادی اصلا خوشم نمیاد همیشه دوست دارم تنهایی از عهده یک کارهایی بربیام که بگم من تنهایی این کار را انجام دادم نمیدونم اسم این کار رو چی میشه گذاشت یا بهش میگن غُد بودن یا مغرور بود نمیدونم…
ولی تقریبا از وقتی که حس کردم که می تونم خودم تنهایی روی پای خودم بایستم سر کار رفتم ،خواستم که توی تمام مراحل زندگیم تنها باشم و خودم برای زندگی خودم تصمیم گیری کنم و میتونم بگم خودم حس می کنم که از همه آدمای افراد زندگیم دور شدم و شاید اگر بخوام این جوری ادامه بدم تنهاتر هم بشم
باسلام و احترام
اینکه شما در زندگی تان فردی مستقل هستید، نکته مثبت شخصیت شما است. در مورد تنهایی افراطی تان هم باید این نکته را در نظر داشته باشید که شما همان قدر که نیازمند ارتباط با خودتان و تنهایی هستید، نیازمند ارتباط با دیگران و محیط زندگی تان هم می باشید، در این صورت است که می توانید در ارتباطات و تعاملات تان به تعادل برسید تا از لحاظ درونی و بیرونی شخصیت متعادل داشته باشید.
همه این موارد نیازمند بررسی عمیق توسط متخصص برای قرار دادن شما در مسیر رشد می باشد.
سلام.فاطمه هستم ۲۷ سالمه منمتاسفانه با فردی ازدواج کردم که فوق العاده وسواس داره طوری که از رختخوابی که استفاده میکنه بعد ی مدت میندازه دور همین طور از قاشقی که استفاده میکنه من اوایل نمیدونستم که اینجوریه بعد کم کم بروز داد حتی نمیزاره بچه دار بشیم چون میگه بچه کثیفه هر روز گاهی در روز ۲-۳بار میره حموم فک میکنه کثیفه نمیدونم واقعا باید چه کار کنم .
از وقتی کرونا اومده وسواس گرفتم میترسم درمواقع ضروری بیرون میرم و دو تا ماسک میزنم به حدی الکل میزنم که دستام خشک شده قبل از کرونا اصلا اینجوری نبودم در واقع وسواس به تمیزی هم اصلا ندارم وسواس فکری هم به اعتقاد خودم ندارم فقط از کرونا میترسم که خدایی نکرده ناقل نباشم تا خانوادمو مبتلا کنم بدلیل بیماری های زمینه اس خانوادم ولی این مسئله داره اذیتم میکنه
با سلام و احترام
مسائل روانی بعد از کرونا که برای شما بوجود آمده می تواند ناشی از موارد احتمالی همچون اضطراب مرگ و ترس تنهایی باشد و موارد مختلفی دیگری هم می تواند علت شان باشد که ضرورت دارد تا از یک متخصص روانشناسی کمک بگیرید.
با سلام و احترام خدمت شما بنده از وقتی کرونا اومده وسواس گرفتم نسبت به کرونا ترس دارم که ناقل باشم و خانوادم رو مبتلا کنم جز مواقع ضروری از خونه بیرون نمیرم ووقتی میرم دوتا ماسک و الکل زیاد میزنم بطوری که دستام خشک شده البته قبل کرونا اصلا آوم وسواسی نبودم الانم روی تمیزی خیلی حساس نیستم و وسواس فکری هم زیاد ندارم به اعتقاد خودم
با سلام و احترام
اخبار را از منابع معتبر پیگیری کنید و به افکار منفی خود پر و بال ندهید. باید سعی کنید کارهای روزمره خود را انجام دهید و به آینده فکر نکنید در زمان حال زندگی کنید.
باید افکار مزاحم و نشخوارهای ذهنی را متوقف کنید و با توجه به خطر افزایش وسواس ناشی از کرونا لازم است از خدمات مرکز مشاوره بهره بگیرید.
با سلام و احترام
برای راه اندازی کسب و کار جدید شما باید حوزه ای که میخواهید فعالیت کنید و بسیار از موارد دیگر را با مشاور شغلی در میان بگذارید تا به یک برنامه مدون برای شروع دست پیدا کنید.
با سلام و احترام
در اولویت بودن دیگران نسبت به خودتان و بیش از اندازه اهمیت قائل شدن برای دیگران در مقایسه با خودتان از افراط در طرحواره ایثار شما نشات می گیرد که توصیه می شود بمنظور شناسایی دقیق تر مشکلتان و حل آن به روانشناس مراجعه کنید.
سلام و عرض ادب
من خواهرزاده 8 ساله پسر دارم که خیلی محتاط هست و از اجتماع میترسه گاهی اوقات خیلی وابستگی شدیدی به هممون پیدا کرده،جدیدا کلاس فوتبال ثبت نامش کردیم و حتی توی بازی هم میترسه دنبال توپ بره اگر ممکنه راهنمایی کنین
با سلام و احترام
بخشی زیادی از مشکل خواهرزاده شما از نحوه فرزند پروری والدینش نشات می گیرد، توصیه می شود در ابتدا والدینش و بعد فرزندشان از خدمات مشاوره استفاده کنند.
Comments (2,668)
رز دهقان
2021-06-06با سلام و احترام در حال حاضر مشکلی که بخشی از زندگیمو تحت تاثیر قرار داده زود عصبانی شدنم هست.برای رفع این موضوع چه باید کرد؟سپاس
aranjbar
2021-06-07با سلام و احترام
زود عصبانی شدن شما می تواند بدلایل مختلفی همچون نبود مهارت تنظیم هیجان در موقعیت های مختلف در شما و حساسیت تان نسبت به بایدها و نبایدها در ارتباطات تان بدلیل وجود باورهای غیرمنطقی در پس هر رویداد زندگی تان باشد که البته هر کدام از این موارد متضمن بررسی دقیق تر از زوایای مختلف شخصیتی شما است تا به راه حل منطقی برای رفع این مشکلات بدست بیاید.
Naeges (وارد شده توسط مریم ابوطالبی)
2021-06-06سلام وقت بخیر
میخواستم بدونم چطوری میشه برای انجام یک کار پشت کار داشته باشم؟؟
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
هدف گذاری، داشتن برنامه، وجود انگیزه و بسیاری از موارد دیگر برای پشتکار داشتن مهم هستند.
فاطمه ابوطالبی ( واردشده توسط مریم ابوطالبی)
2021-06-06زودرنج بودن و پر توقع بودن و درخواست های الکی داشتن از همسرم …
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
زودرنجی شما می تواند بدلایل مختلفی همچون نبود مهارت تنظیم هیجان در موقعیت های مختلف در شما و حساسیت تان نسبت به بایدها و نبایدها در ارتباطات تان بدلیل وجود باورهای غیرمنطقی در پس هر رویداد زندگی تان باشد که البته هر کدام از این موارد متضمن بررسی دقیق تر از زوایای مختلف شخصیتی شما است تا به راه حل منطقی برای رفع این مشکلات بدست بیاید.
Sh.h
2021-06-06با سلام و وقت به خیر
من احساس ترس زیاد از هر موضوعی دارم درگیری های فکر ی ام زیاد است و در مواقع مشکلات صبوری ندارم
میترا قوشچیان
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
کم طاقتی شما یا به اصطلاح تاب آوری پایین شما از موارد مختلفی شخصیتی و نحوه رشدی شما و… می تواند باشد که بمنظور شناسایی دقیق و حل مسأله توصیه می شود از خدمات مشاوره ای کمک بگیرید.
حسن
2021-06-06با سلام
من قدرت تصمیم گیری ندارم و خیلی اوقات که حق با من هم هست نمیتوانم از خودم دفاع کنم.و دچار خشم و اضصراب میشوم.
میترا قوشچیان
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
آگاهی شما به مشکل تان راه را برای رفع آن هموار می کند و برای حل این مشکل توصیه می شود با مراجعه به جلسات مشاوره و فراگیری مهارت های جرات ورزی و تکنیک های رفتاری، بتوانید با یادگیری، تمرین و تکرار بر مشکل اضطراب تان فائق آیید.
سمانه
2021-06-06سلام من ۱۹ سالمه، ۴ ساله با پسری ۲۱ ساله دوست هستم من شمال زندگی می کنم و ایشون تهران هستند این آقا پسر به شدت مهربون و تحصیل کرده با شخصیت و خانواده دار است و مورد تایید خانواده من است و خیلی قبولش دارن به جرات میتونم بگم یه مرد بی نظیره وابستگی و عشق شدید و عجیبی بهم داره اما من علاقه ای بهش ندارم پارسال بعد سه سال تلاش برای اینکه عاشقش بشم ولی دیدم که نشد تصمیم گرفتم ازش جدا بشم خیلی محترمانه باهاش در میون گذاشتم ایشان قبول نکرد اما من هر طور شده رابطه رو کات می کنم پنج ماه جداییمون طول کشید که این آقا هرشب زنگ زد به من و خانوادم و گریه میکرد میتونم بگم واقعا پیر شدم عذاب وجدان گرفتم و با التماسهای مادرش برگشتم اما واقعاً علاقهای بهش ندارم برای اینکه بحث ازدواج پیش اومده نمیدونم باید چه کار کنم همه حسرت می خورن که خوش به حالت انقدر عاشق تو و به احترام میزاره رفتارش با هم خیلی خوبه و خیلی صبوره ولی من علاقه ندارم پسری که وضع مالی زیاد خوب نیست تو پای خودشو همیشه کار میکنه یعنی با آدمی ازدواج کنم که بهش علاقه ای ندارم واقعاً دارم عذاب میکشم که نه عشقی دارم نه حسی چیکار کنم.
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
باوجود درد و رنج که برای هر دو بوجود می آید، در این گونه مواقع نحوه بیان احساسات و افکار واقعی که از گذشته بوده و بیان نشده و محتوای گفتگویی که باید با طرف مقابل تان داشته باشید، مهم است.
توصیه می شود از خدمات متخصص روانشناسی بهره بگیرید.
mobina soltani
2021-06-06من و همسرم هردو ۳۵ سالمونه و ۷ ماهه عقد هستیم توی دوران عقد بهم خیانت کرد پیام هایش را با چند زن و دختر دیدم که شروع کننده همسرم بود توش حرف های غیر اخلاقی زده بود شوکه شدم حق طلاق دارم نمیدونم طلاق بگیرم یا نه خیلی اظهار پشیمانی میکنه و میگه چون از هم دور بودی بابت رفع نیاز این کارو می کردم حالا من چیکار کنم؟ ببخشمش؟
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
باتوجه به پشیمانی همسرتان، نیاز هست تا در مورد مسائل بوجود آمده در جلسات زوج درمانی بطور کامل صحبت شود تا تمامی احساسات درگیر شده حل شود و در صورت توافق و بخشش بدون درگیر بودن در گذشته به زندگی تان ادامه دهید.
ندا
2021-06-06سلام من به تازگی یک موضوعی فهمیدم که دارم دیوونه میشم و نمیدانم به کی بگویم داداشم چند سال پیش یه دختری رو میخواست که مامانم راضی نبود شش ماه اصرار کرد و خانوادم مخالفت و مقاومت کردن و داداشم کوتاه اومد و دیگه حرفش نشد و گفت فعلا ازدواج نمیکنم ۴ روز پیش کیفش روی مبل بود خواستم ببرم و تالش شناسنامشو دیدم و نمیدونم واسم سوال شد چرا شناسنامه داخل کیفش با خودش میبره نگاه کردن دیدم ازدواج کرده و دقیقاً اسم همون دختر شناسنامه اش بود الان من واقعاً شوکه شدم چیکار کنم به خانوادم بگم؟ به داداشم بگم؟ و اینکه من ۲۰ سالمه و داداشم ۳۱ سالشه جرات ندارم ازش میترسم یه وقت اتفاق بدی نیفته اگه بگم مامان بابام سکته میکنن نگرانم بعدا بدونن من میدونستم و نگفتم چی؟ اگر ممکن است من را راهنمایی بکنید ممنون
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
در صورتی که احتمال وقوع خطرات مختلف برای برادر تان رو احتمال می دید، توصیه می شود به خانواده اطلاع بدید، در غیر این صورت توصیه می شود مسأله را با برادر تان مطرح کنید تا خودش به خانواده اطلاع دهد.
میلاد کریمی
2021-06-06با سلام . خسته نباشید خدمت شما بویژه خانم یزدان نجات .
بنده چند وقته استرس خیلی زیادی دارم برای کنکورم . حالم بده احساس خوبی ندارم نمیدونم واقعا چیکار کنم
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
این مشکل می تواند بدلایل مختلف احتمالی همچون فشار خانواده، ترس از شکست، وجود باورهای غیرمنطقی شما نسبت به موفقیت در کنکور، ویژگی های شخصیتی شما و… باشد به این دلایل و دلایل احتمالی دیگر ابتدا باید در طی جلسات مشاوره دلیل اضطراب از کنکور شما مشخص شود تا با توجه به آن به کمک مشاور بتوانید بر این اضطراب غلبه کنید.
Zeynabrezaei
2021-06-06سلام،مشکل من عدم تمرکز روی درس خوندنه،کل روکارهایی با تمرکز فکری مشکل دارم و نمیتوانم ذهن وخیالم را کنترل کنم
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
ابتدا باید دلایل نداشتن تمرکز و وجود افکار مزاحم در حین مطالعه شناسایی شود تا باتوجه به این موارد متخصص از طریق تکنیک های تمرکزی مثل توقف فکر با شما برای رفع کردن این مشکل کار کند.
M. M
2021-06-06سلام مشکلی که من دارم شاید برای تان مسخره یا خنده دار باشه ولی برای خودم همیشه عجیب و مورد سوال بوده چند سال قبل توی یک کارگاه تولیدی ۷۵ نفره کار می کردند که خانومی اونجا همکارم بود که هیچ وقت نه باهاش حرف زدم نه رابطه دوستی داشتم ایشان همیشه به من خیره میشدم و لبخند می زدند منم با نگاه و لبخندم گاهی جوابش را می دادم حتی چندین بار هم در مترو در راه برگشت با همون حالت نگاه و لبخند دیدمش بعد از یک سال دیگه ایشون از محل کار مون رفت ت و خانم به جای ایشون اومد من از روی کنجکاوی خواستم بدونم اون خانم کی بود چرا رفته و کجاست و سراغشو از همکاران گرفتم ولی هیچ کس نه می شناختش و نه اصلاً آدمی با این قیافه رو دیده بود حتی از صاحب کارم پرسیدم بهم گفت اون قسمت از کارگاه تازه نیرو اضافه کرده و قبلاً کسی کار نمی کرده خیلی ترسیدم تا چند سال بهش فکر می کردم حتی بعد از رفتنش از کارگاه دیگه تو مترو ندیدمش الان چند سال میگذره گاهی فراموش می کنم گاهی هم یادم می آید فقط می خوام بپرسم کسی همچین تجربه ای داشته اگر داشته بعدش اون شخص دیده؟
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
تصورات و توهمات احتمالی شما جای بحث و بررسی با یک متخصص روانشناسی دارد.
احمد مردانی
2021-06-05سلام روزتون بخیر من یه پسر ۲۵ ساله هستم چند وقتی میشه به یه خانوم علاقه مند شدم که ۵ سال از من بزرگتر است خیلی دوسش دارم این خانوم قبلاً یه ازدواج ناموفق هم داشته خانوادهام اول که باهاشون مطرح کردم راضی بودند اما الان که فهمیدن خانم یک بار ازدواج کرده مخالف آیا درسته من با این خانم ازدواج کنم مشکل تو زندگیش پیش نمیاد از یه طرف خیلی عاشق این خانم شدم یه طرف دیگه نمیتونم جلو خانواده وایسم موندم چیکار کنم ممنون میشم راهنماییم کنید.
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
برای داشتن انتخاب مناسب در ازدواج علاوه برعاشق بودن و اختلاف سنی باید سایر موارد دیگر هم آگاهانه بررسی کنید و بدست آوردن راه حل برای شما از مسیر گفتگو و تعامل با خانواده بدست می آید. همان قدری که کنترل گری خانواده باید متناسب باشد، شما هم باید با خانواده تعامل کنید. تعامل به معنای قبول بی قید و شرط حرف های خانواده تان نیست، بلکه با گفتگو کردن بتوانید به بهترین انتخاب برسید. توصیه میکنم از خدمات مشاوره پیش از ازدواج استفاده کنید.
اشرف کاملی
2021-06-05سلام خسته نباشید من حدوداً ۱۵ ماه است که ازدواج کردم مسائل و مشکلات زیادی داشتم توی این مدت ولی یه چیزی که خیلی باعث آسیب به زندگیم و بداخلاقی همسرم شده اینه که من هر روز با مادر در ارتباطم صبح ها و عصرها میدونم مادرم اصلاً قصد دخالت تو زندگیم را ندارد ولی از سر دلتنگی و تنهایی دوست دارد به من زنگ بزنند و با من صحبت کند همسرم حس میکنه این حرف زدن من با مادرم استقلال و آزادی اش را گرفته حس میکنه مستقل نیست نمیدونم چیکار کنم به مادرم زنگ نزنم خودمم بیقرار میشم از طرفی من دلم نمیاد به مادرم بگم زنگ نزن نمی خوام بفهمه که همسرم از این موضوع ناراحت میشود میخواهم طوری قضیه رو حل کنم که هیچکس ناراحت نشود و دلخوری پیش نیاید همسرم و خانواده اش خیلی مثل ما نیستن دیدم که شاید دو سه روز هم به هم تماس نگیرد نمیخوام زندگیم همین جوری بماند از طرفی استرس پدر و مادرم رو دارم ترس از دست دادن شون ترس اینکه کاری داشته باشه و من نتونم انجام بدم پدر مادرم شهرستان زندگی می کند اگه ممکنه راهنماییم کنید
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
وابستگی شدید شما و والدین تان به همدیگر موجب مشکلات شما شده است که می توانید برای رها شدن از این وابستگی ها و پیشگیری از مشکلات احتمالی بعدی از خدمات مشاوره کمک بگیرید.
مهسا
2021-06-05سلام وقت بخیر من ده ساله ازدواج کردم متاسفانه یک بار خیانت کردم با وجود اینکه از خیانت من حدوداً پنج سال میگذره و واقعا پشیمانم خانومم هم همین پنج سال پیش فهمید و بخشید ولی الان میخواد از من جدا بشه و واقعاً من از کاری که کردم پشیمان هستم و هر کاری می کنم که این اتفاق نیافته قبول نمیکنه توی زندگی حتی یک بار هم من بی احترامی نکردم یا صدام رو بالا نبردم هرچی گفتی قبول کردم و می دونم که اشتباه کردم و با وجود فرزند که داریم نمیخوام زندگیم خراب بشه چیکار کنم؟!
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
اینکه بعد از ۵ سال همسر شما بدنبال این تصمیم است، گویای حل نکردن مسائل بجامانده گذشته بین شما و همسرتان است. توصیه می شود برای گذر از این مشکل به همراه همسرتان به جلسات زوج درمانی مراجعه کنید.
عطیه رستمیان
2021-06-05سلام وقتتون بخیر من ی دختر ۲۵ ساله هستم که با مشکل کمبود اعتماد به نفس مواجه ام
با اینکه توانایی ها و استعداد های زیاد و فراوانی دارم اما به دلیل اعتماد به نفس پایین مانع پیشرفت من میشن
مثلا دستپخت خوبی دارم ولی وقتی میخوام برای مهمون غذا درست کنم خراب میشه و چون به تازگی ازدواج کردم این مساله منو آزار میده و نمیتونم برای مهمون غذای خوبی درست کنم چون همش میترسم خراب بشه و اخرم خراب میشه تو مسائل دیگ مثل درس و تحصیل هم همینه من اصلا نمیتونم کنفرانس بدم چون قبلش استرس شدیدی میگیرم
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
آگاهی شما به مشکل تان راه را برای رفع آن هموار می کند و برای حل این مشکل توصیه می شود با مراجعه به جلسات مشاوره و فراگیری مهارت های جرات ورزی و تکنیک های رفتاری، بتوانید با یادگیری، تمرین و تکرار بر مشکل عدم اعتماد به نفس تان فائق آیید.
زهرا مرادی
2021-06-05سلام وقت بخیر دختری ۱۹ ساله هستم و در شهرستان کوچکی زندگی می کنم من لکنت زبان دارم دانشجوی دانشگاه تهران هستم ولی به خاطر کرونا تا حالا دانشگاه رفتم من به خاطر این مشکلم خیلی اعتماد به نفسم را از دست دادم یکی از دلایلش هم نداشتن خواستگار راستش من خودم خیلی سخت پسند هستم برای ازدواج یعنی اصلا ازدواج سنتی دوست ندارم و حتی اگر خواستگارم داشته باشم اینطوری ازدواج نمیکنم اما اینکه هیچکس سمت من نمیاد خیلی ناراحت میشم من اصلا زشت نیستم قد بلندی دارم نمیگم خیلی خوشگلم ولی عادیم
اما دوست هایی داشتم که اونا هم هادی بودند اما خیلی خواستگار داشتن شاید تنها عیب من اینه که لاغر کنم اینم بگم که خانواده ما اصلاً رفت آمد نداریم نه خیلی مهمونی میریم نه مهمون برامون میاد اما یکی از اقوام هم مثل ما هستند تقریباً(از لحاظ اجتماعی بودن) ولی دخترشون خیلی خواستگار داره من عاشق یکی هستم و حتی اگر بهترین خواستگار هم داشته باشند ازدواج نمیکنم اما این که هیچکس منو نمیخواد بیشتر من را اذیت می کند و اعتماد به نفس مرا پایین آورده است لطفاً راهنمایی کنید
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
نداشتن خواستگاری در سن ۱۹ سالگی می تواند یک مسأله طبیعی باشد تا غیر طبیعی که بخواهد شما را آزرده خاطر کند.
بنظر می آید بخش زیادی از نگرانی تان از مقایسه های آگاهانه و ناآگاهانه و باورهای غیرمنطقی و باید و نبایدهایی که در شما ریشه دوانده نشات می گیرد و جای بحث بیشتری دارد.
نازیلا حسینی
2021-06-05سلام خسته نباشید. من یه خانم ۴۳ ساله هستم که خیلی مضطرب و استرسی هستم و زود عصبی میشم تا جاییکه گاهی اوقات نمیتونم حین عصبانیت متوجه اطرافم بشم.
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
زود عصبانی شدن شما می تواند دلایل مختلفی همچون نبود مهارت تنظیم هیجان، نبود مهارت کنترل خشم و وجود افکار غیرمنطقی در موقعیت هایی که اوضاع مساعد برای شما نیست، باشد. برای کاهش زود عصبانی شدن تان و از بین رفتن آن نیازمند دریافت مهارت های لازم می باشید که این مهم با یادگیری و تمرین و تکرار اتفاق می افتد.
آیدا
2021-06-05سلام بنده یک دختر ۲۲ ساله هستم توی روستایی زندگی می کنن که افکارشون خیلی عقب افتاده است با این حال به سختی تحصیل کردم و تا فوق دیپلم پیش رفتم حتی به زور توی سن ۱۲ سالگی چادر سرم کردن همشه التماس و دعا کردم تا خدا یه پسر از روستای خودمون که این آقا پسر یه جورایی فامیل هست و افکار مثل روستامون نیست و خونه بیرون روستا داره آمد خواستگاری آقای خیلی خوبیه از همه لحاظ و سن پنج یا شش سال از خودم بزرگتره. نشستن زیر پای بابام تا تونستن ازش بد گفتند آخه من خواستگار از روستا زیاد دارم. الانم یکی از فامیلهای مادرم از من خاستگاری کرده و میخواهندبه زور من را عقد او بکنند هرچه مخالفت می کنم میگن ما که میدونیم نشستن زیر پات واسه اون پسره خودتو بکشی بنده خداها خیلی تلاش کردند تا بابام رو راضی بکنم و من هم مخالفت می کنم پدرم من را کتک میزند لطفاً من را راهنمایی کنید.
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
بدست آوردن راه حل برای شما از مسیر گفتگو و تعامل با خانواده بدست می آید. همان قدری که کنترل گری خانواده باید کم شود، شما هم باید با خانواده تعامل کنید. تعامل به معنای قبول بی قید و شرط حرف های خانواده تان نیست، بلکه با گفتگو رسیدن به بهترین راه است.
nilofar
2021-06-05سلام خسته نباشید من دختر ۲۵ ساله هستم که تویی شهرستان کوچیک زندگی می کنم درسم خوندم و لیسانس دارم چهره معمولی دارم خیلی کمتر از سنم نشون میدم اینجا و مخصوصاً تو فامیل ما دخترا تا ۲۰ سالگی ازدواج میکنیم مشکل من اینه که اعتماد به نفس خواستگار راه دادند بخانه را ندارم چون قدم کوتاه ۱۵۰ هستم و اندام ریزی دارم فکر می کنم هر کس که بیاد منو نمیپسنده تا حالا هرکسی معرفی کردن و خواسته بیاید اجازه ندادم همش به بهونه ای رد می کنم چون فکر می کنم پسرا از این جور دخترا خوششون نمیاد از طرفی سنم داره بالا میره مخصوص دو فامیل و شهر ما که همه زود ازدواج میکنند اون روز دختر خالم به خواهرم گفت من فکر می کنم تا آخر عمر خواهرت مجرد بمانند این حرف واقعاً نگرانم کرده نمیدونم چیکار کنم لطفاً راهنماییم کنید ممنون.
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
اینکه شما بخاطر شرایط جسمی تان نگران عدم علاقه پسرها هستید و از طرفی خواستگار دارید، خلاف باورتان و نگرانی تان است، چون ویژگی های مثبت شما باعث وجود خواستگارانتان است.
بنظر می آید بخش زیادی از نگرانی تان از باورهای غیرمنطقی و باید و نبایدهایی که در شما ریشه دوانده نشات می گیرد و جای بحث بیشتری دارد.
اعظم
2021-06-05سلام ۵ ساله ازدواج کردم اول شوهرم کارمند شرکت خصوصی بود بعد از این شرکت به هم ریخت و تعدیل نیرو کردن شوهرمو بیرون کردند یک سال بیکار بود دیگه مجبور شد بره با ماشین باباش کار کنه و شباهت پیک موتوری باشه شغلشو دوست ندارم همش از بقیه خجالت میکشم البته یک سال که کرونا است رفت و آمد نداریم ولی بعدش میترسم به بقیه بگم، نگید مهم نیست چون خودم تحصیل کردم و برایم مهم است من با این شغل اولش باهاش ازدواج کردم ن این شغلش، خیلی مرد خوب و زحمت کشی است ولی من موقعیت اجتماعی بالا میخواستم بهش نگفتم که ناراحت نشه لطفا کمکم کنید.
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
شما در بخشی از پیام تان گفتید که با شغل اولش ازدواج کردین، یعنی شغل شوهرتان را نسبت به سایر ویژگی های مثبتی که داشته است در اولویت قرار دادید.
توصیه می شود همه ویژگی های درونی و بیرونی را برای زندگی مشترک تان در نظر داشته باشید و با کمک یکدیگر بدنبال پیدا کردن شغلی دیگر با موقعیت اجتماعی مدنظرتان باشید.
ضمن اینکه گره زدن حال خوب و بدتان به نظرات دیگران در عین طبیعی بودن جای بحث بیشتری دارد.
Naeges
2021-06-05سلام وقت بخیر
میخواستم بدونم چطوری میشه برای انجام یک کار پشت کار داشت؟؟
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
در اولویت بودن دیگران نسبت به خودتان و بیش از اندازه اهمیت قائل شدن برای دیگران در مقایسه با خودتان از افراط در طرحواره ایثار شما نشات می گیرد که توصیه می شود بمنظور شناسایی دقیق تر مشکلتان و حل آن به روانشناس مراجعه کنید.
الی جوادی
2021-06-05سلام وقتتون بخیر
من وقتی مشکلی برام پیش میاد خیلی خودخوری میکنم
میخواستم یه راه حلی بدین
ممنون
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
باید در مورد اینکه در چه موقعیت هایی و چه مشکلاتی موجب خودخوری شما می شود، بحث شود.
نازنین
2021-06-05سلام.من یه مشکلی دتدم ابنه که تنهایی رو خیلی دوست دارم و دوست دارم تمام کارهای خودمو تنهایی انجام بدم انگار حس قدرت بهم دست میده میدونم کار خوبی نیست ولی انگار دوست دارم به همه بگم من تنهایی این کارو انجام دادمو دوست دارم برای همه بزرگی کنم یعنی بگم من بیشتر متوجه میشم نمیدونم چه کار کنم دوست دارم این حس از من رها بشه
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-06-12با سلام و احترام
گرایش به تنهایی پدیده ای اجتماعی بوده که در نتیجه شهرنشینی و توسعه جامعه بروز پیدا کرده و مشکلات و پیامدهای مختلفی را به دنبال دارد. علل گرایش به تنهایی از فاکتورهای مختلفی نشئت گرفته که باید آن ها را شناسایی و رفع نمود و توصیه دارم برای ریشه یابی عمیق از خدمات مشاوره استفاده کنید.
نازنین
2021-06-05من یه مشکلی دارم اینکه خیلی تنهایی رو دوست دارم یعنی ترجیح میدم در همه مسائل زندگی تنها باشم مثلاً تنها برم بیرون یا تنها بخوابم،تنها فیلم ببینم یا تنها غذا بخورم یا اینجوری مسائل از روشنایی خیلی بدم میاد اصلا دوست ندارم جای روشن یا جای پرسروصدا بمونم همش دوست دارم یه جای خلوت و ساکت و تاریک فقط با صدای خیلی آروم برای خودم فیلم ببینم یا کتاب بخونم از صحبت کردن زیادی اصلا خوشم نمیاد همیشه دوست دارم تنهایی از عهده یک کارهایی بربیام که بگم من تنهایی این کار را انجام دادم نمیدونم اسم این کار رو چی میشه گذاشت یا بهش میگن غُد بودن یا مغرور بود نمیدونم…
ولی تقریبا از وقتی که حس کردم که می تونم خودم تنهایی روی پای خودم بایستم سر کار رفتم ،خواستم که توی تمام مراحل زندگیم تنها باشم و خودم برای زندگی خودم تصمیم گیری کنم و میتونم بگم خودم حس می کنم که از همه آدمای افراد زندگیم دور شدم و شاید اگر بخوام این جوری ادامه بدم تنهاتر هم بشم
aranjbar
2021-06-06باسلام و احترام
اینکه شما در زندگی تان فردی مستقل هستید، نکته مثبت شخصیت شما است. در مورد تنهایی افراطی تان هم باید این نکته را در نظر داشته باشید که شما همان قدر که نیازمند ارتباط با خودتان و تنهایی هستید، نیازمند ارتباط با دیگران و محیط زندگی تان هم می باشید، در این صورت است که می توانید در ارتباطات و تعاملات تان به تعادل برسید تا از لحاظ درونی و بیرونی شخصیت متعادل داشته باشید.
همه این موارد نیازمند بررسی عمیق توسط متخصص برای قرار دادن شما در مسیر رشد می باشد.
فاطمه
2021-06-05سلام.فاطمه هستم ۲۷ سالمه منمتاسفانه با فردی ازدواج کردم که فوق العاده وسواس داره طوری که از رختخوابی که استفاده میکنه بعد ی مدت میندازه دور همین طور از قاشقی که استفاده میکنه من اوایل نمیدونستم که اینجوریه بعد کم کم بروز داد حتی نمیزاره بچه دار بشیم چون میگه بچه کثیفه هر روز گاهی در روز ۲-۳بار میره حموم فک میکنه کثیفه نمیدونم واقعا باید چه کار کنم .
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
رفع وسواس فکری عملی که بیان کردید نیاز به انجام جلسات روان درمانی دارد. شما باید همسرتان به سمت کمک گرفتن از روانشناس سوق دهید.
یگانه رازقی
2021-06-05از وقتی کرونا اومده وسواس گرفتم میترسم درمواقع ضروری بیرون میرم و دو تا ماسک میزنم به حدی الکل میزنم که دستام خشک شده قبل از کرونا اصلا اینجوری نبودم در واقع وسواس به تمیزی هم اصلا ندارم وسواس فکری هم به اعتقاد خودم ندارم فقط از کرونا میترسم که خدایی نکرده ناقل نباشم تا خانوادمو مبتلا کنم بدلیل بیماری های زمینه اس خانوادم ولی این مسئله داره اذیتم میکنه
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
مسائل روانی بعد از کرونا که برای شما بوجود آمده می تواند ناشی از موارد احتمالی همچون اضطراب مرگ و ترس تنهایی باشد و موارد مختلفی دیگری هم می تواند علت شان باشد که ضرورت دارد تا از یک متخصص روانشناسی کمک بگیرید.
یگانه رازقی
2021-06-05با سلام و احترام خدمت شما بنده از وقتی کرونا اومده وسواس گرفتم نسبت به کرونا ترس دارم که ناقل باشم و خانوادم رو مبتلا کنم جز مواقع ضروری از خونه بیرون نمیرم ووقتی میرم دوتا ماسک و الکل زیاد میزنم بطوری که دستام خشک شده البته قبل کرونا اصلا آوم وسواسی نبودم الانم روی تمیزی خیلی حساس نیستم و وسواس فکری هم زیاد ندارم به اعتقاد خودم
پشتیبان کلینیک روانشناسی جان زیبا
2021-06-12با سلام و احترام
اخبار را از منابع معتبر پیگیری کنید و به افکار منفی خود پر و بال ندهید. باید سعی کنید کارهای روزمره خود را انجام دهید و به آینده فکر نکنید در زمان حال زندگی کنید.
باید افکار مزاحم و نشخوارهای ذهنی را متوقف کنید و با توجه به خطر افزایش وسواس ناشی از کرونا لازم است از خدمات مرکز مشاوره بهره بگیرید.
مجید صالحی
2021-06-05سلام . خدا قوت
من بازنشسته هستم و از تون راهنمایی می خوام برای راه اندازی کسب و کار جدید
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
برای راه اندازی کسب و کار جدید شما باید حوزه ای که میخواهید فعالیت کنید و بسیار از موارد دیگر را با مشاور شغلی در میان بگذارید تا به یک برنامه مدون برای شروع دست پیدا کنید.
مرضیه اناری
2021-06-05سلام . وقت بخیر
من به دیگران زیاد کمک می کنم و معمولا باعث میشه دیگران احساس کنن که من وظیفه دارم که انجام بدم و باعث ناراحتی من میشه . راهنمایی لطفا
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
در اولویت بودن دیگران نسبت به خودتان و بیش از اندازه اهمیت قائل شدن برای دیگران در مقایسه با خودتان از افراط در طرحواره ایثار شما نشات می گیرد که توصیه می شود بمنظور شناسایی دقیق تر مشکلتان و حل آن به روانشناس مراجعه کنید.
J.r.m
2021-06-05سلام و عرض ادب
من خواهرزاده 8 ساله پسر دارم که خیلی محتاط هست و از اجتماع میترسه گاهی اوقات خیلی وابستگی شدیدی به هممون پیدا کرده،جدیدا کلاس فوتبال ثبت نامش کردیم و حتی توی بازی هم میترسه دنبال توپ بره اگر ممکنه راهنمایی کنین
aranjbar
2021-06-06با سلام و احترام
بخشی زیادی از مشکل خواهرزاده شما از نحوه فرزند پروری والدینش نشات می گیرد، توصیه می شود در ابتدا والدینش و بعد فرزندشان از خدمات مشاوره استفاده کنند.