سلام دختری 26ساله هستم که دو سال فارغ التحصیل شدم و به دلیل فوبیا اجتماعی و نداشتن اعتماد به نفس نمی تونم وارد شغلی بشم .در این دو سال که بیکارم افسرده شدم.خسته شدم .نمیدونم چکار کنم؟؟
سلام و وقت بخیر .
بنده آقا ۳۹ ساله هستم.حدود ۱۵ سال هست ازدواج کردیم.و یک فرزند ۱۱ ساله داریم.قبل از ذکر مشکل باید بگم ارتباط عاطفی من با همسرم بسیار بسیار قوی و خوب هست به طوری که بعد از این همه سال هنوز همدیگرو عاشقانه و واقعی دوست داریم.در طول این سالها مشکل جدی و حادی با هم نداشتیم (مشکلات جزئی و کم اهمیت بوده).
اما مشکل بنده: من سالها قبل از ازدواج عاشق همسرم بودم و بنا به شرایط هیچوقت به ایشان نگفته بودم. بعد از رفع موانع از طریق واسطه به ایشان ابراز علاقه کردم و متوجه شدم که ایشان هم از سالها قبل به من علاقه داشتن.(ما رابطه فامیلی دور داریم که باعث میشد گاهی همدیگرو در مناسبتهایی ببینیم).
بعد از اقدام من ایشان در همان ابتدا صادقانه به من گفتن که رابطه ای کوتاه مدت و گذرا در حدود یک یا دو ماه با شخصی داشتندکه یک سال قبل تمام شده. من هم گفتم ایرادی نداره.
بعد از ازدواج هر چند وقت یکبار افکار بسیار بسیار منفی به ذهن من میاد و دچار عذاب روحی شدیدی میشم در خصوص اون رابطه. چندین و چند بار این احساسات من باعث تنش در زندگی ما شده.
با توجه به توضیحات همسرم در خصوص اون رابطه که خیلی سطحی بوده و فقط از طریق تلفن و چند بار هم از پشت پنجره با ایشان صحبت میکردن و … ، اما این توضیحات توی ذهن من قابل قبول نیست و هیچوقت باور نکردم که رابطه ای به این صورت باشه.
در ضمن من قبل از ازدواج با همسرم هیچگونه رابطه ای با کسی نداشتم.
این مسئله باعث عذاب روحی شدیدی در من هست و همیشه در ذهن من این توضیحات قابل قبول نیست و فکر میکنم که این رابطه خیلی پیشرفته تر از این بوده.
اگه امکانش هست کمک کنید از این عذاب خلاص بشم
سلام
پسر من 19 سالشه. در دبیرستان استعداد های درخشان علامه حلی1درست خونده و خیلی در خوندن درس پرتلاش است.
توی کنکور 99 رتبه دورقمی اورد و در رشته برق دانشگاه شریف توی اولین انتخابش قبول شد. الان ترم سومه.
مشکلی که میخوام مطرح کنم و من و مادرش را نگران کرده اینه که تقریبا 24 ساعته پای گوشی و لپ تاپه. شب تا صبح بیدار میمونه و برنامه خواب مرتبی نداره. حتی غذایش را سرمیز نمیاد و بعد از اینکه سرد شد مادرش میبردتو اتاقش بهش میده. شبها از بس بیداره فکر میکنیم صبح ها از کلاسش جا میمونه ( کلاس آنلاین) البته نه همه کلاسها. و وقتی علت از دست دادن کلاس را ازش میپرسیم میکوید کلاس مهمی نبود. از آنجا که ممکن است این رفتارش ما رو نگران میکنه و آینده تحصیلی اش رو در خظر می بینیم خیلی نگرانیم. بیشتر اوقاتی که کلاس نداره سرش توی شبکه های تلگرام و واتساپ و اینستاگرام است و با همکلاسیهایش نیز از اونجا ارتباط داره. بیشتر مسائل مرتبط با درسش رو از طریق شبکه های اجتماعی با دوستاش مرتبط است ولی اوقات زیادی هم صرف سایتهای دیگر و موزیک و جک و این جور چیزا میکنه.
ما چگونه با این پسرم برخورد کنیم تا هم احساس نکند داریم تو کارش مداخله میکنیم و هم نگران تلف شدن و به بیراهه رفتنش نباشیم؟
غرورش و استقلال در تصمیم گیریش را حفظ کنیم و نگرانی ما از خطر کوتاهی او در درس خواندن نیز نداشته باشیم.
با تشکر از زمانی که صرف مطالعه این مطلب و پاسخ و راهنمایی میکنید
محمد افشاری
سلام وقتتون به خیر تصور من اینه که فرزندتون تا حد زیادی خودش متوجه فعالیتهاش هست و پیشینه ایشون کاملا نشون مده که حتی در بحرانهای سنین گذار از نوجوانی به جوانی ایشون تونسته خوب عمل کنه البته هرزمانی هرکسی ممکنه از اهدافش دور بیفته اما باید بدونین که با تکرار و کنترل مشکل حل نخواهد شد خیلی خوبه باهاش در قالب بسیار دوستانه صحبت کنین و نمونه هایی از افرادی رو که علیرغم موفقیتهای قبلی درگیر مسائلی شدن رو براشون مطرح کنین حتی مواردی که بعد از ورود به دانشگاه به واسطه درس نخوندن مشروط شدن و سایر مسائل .بدون تندی و برخورد باهاش صحبت کنین سعی کنین به سمت یه ورزش یا برنامه مفرح بره به این ترتیب من فکر میکنم زمانشون تا حدی با برنامه ریزی بیشتر هدایت خواهد شد.
سلام وقتتون به خیر البته که نگرانی داشتن در مورد فرزندان همیشگیه و موفقیتهای فرزندتون کاملا نشون میده که خداروشکر سالهای پرنگرانی رو با موفقیت پشت سرگذاشته اما خوب البته در هرسنی ممکنه احتمال بی توجهی به اهداف وجود داره بنابراین بدون تندی و پرخاش براش فضایی دوستانه در منزل فراهم کنین که کمتر سراغ برنامه های متفرقه بره گذروندن زمانهایی با فرزندتون و تذکرهای هرازچندگاه ملایم میتونه ایشون رو متوجه مسائل بکنه و به منزله ی تلنگر براش خواهد بود.البته تاکید میکنم مقدار زیادی بهش اعتماد کنین اما چاره حل این نگرانی قطعا با دلواپسی شما حل نخواهد شد ضمن اونکه کنترل نامحسوس ایشون رو دارین اما بهش اعتماد به نفس بدین و بذارین بفهمه باورش دارین این حفظ اعتماد به نفس و عزت نفس فرزندتون به مقدار زیادی ایشون رو از انچام خطا دور میکنه چون نمیخواد والدینش رو ناامید بکنه.
🪴
با سلام. دو دختر دارم به سن ۱۰ و ۶ ساله. تا سه ماه دیگر صاحب فرزند دیگری میشوم که پسر است. از آنجا که دختر دومم وابستگی زیاد به من دارد نگرانم که از نظر روحی به هم بریزد. من و پدرشان نگرانیم که با دخترهایمان چه جوری رفتار کنیم که مشکلی برایمان پیش نیاید. لطفا راهنمایی نمایید.
سلام وقتتون به خیر خوشبختانه سن دخترانتون به حدیه که مشکلی به لحاظ مراقبتی باهاشون نخواهین داشت بنابراین با کمی توجه ویژه و برنامه ریزی میتونین بدون مشکل بگذرونین ببینین اطرافیانتون رو توجیه کنین که باهاتون همکاری بیشتری داشته باشن به خصوص همسرتون میتونن خیلی موثر باشن اصلا ترس و واهمه نداشته باشین چون در واقع این نگرانی در عملکردتون هم اثر خواهد گذاشت هنگام شیرخوردن کوچولو و مراقبتهای اختصاصی شما بهتره همسرتون بیشتر با دخترانتون وقت بگذرونن و مواقع دیگه کوچولو رو به همسر بسپرین و خودتون با دخترانتون اوقات اختصاصی داشته باشین یه جورایی الان شما باید بدون واهمه با برنامه ریزی بهترین ایام رو داشته باشین.
سلام من 24 سالمه و دو سالی میشود که خیلی به دور و بریام حسادت می کنم مخصوصا به همسنهای خودم و مدام فکر میکنم از همه پایینتر هستم اما از این وضعیت اصلا راضی نیستم و اذیت میشوم. نمیدانم چگونه حسادتم را کنترل کنم مثلا فکر میکنم از همه زشتترم در صورتی که اینطور نیست البته دوستانم بعضی اوقات یه حرکاتی از خودشان نشان میدهند که خیلی اذیت میشوم مثلا اگه در جمعی باشیم کسی به من بگوید خوشگلی آنها به طرز کنایهآمیزی میخندند که به من حس بدی دست میدهد. لطفا کمکم کنید؟؟؟
سلام وقتتون به خیر بهتره به جای اینهمه اهمیت دادن به اطرافیان کمی خودتون و توانمندیهاتون رو پیش رو داشته باشین اینکه دیگران در مورد ما چه فکری میکنن واقعا اهمیتی نداره و در زندگی ما قطعا اثری نخواهدداشت روی نقاط مثبت خودت تمرکز کن و در چهت تقویت اونها قدم بردار بعد از مدتی این اتفاق خواهد افتاد که میبینی باعث تعجب خودت و دیگران هستی میدونم متوجهی که هرکسی دارای یه سری علایق و استعدادها هست بنابراین با تقویت نقاط مثبت هرفردی میتونه خودش رو بالا بکشه و باعث حیرت خودش و اطرافیان بشه.
سلام وقتتون به خیر من واقعا نمیدونم از دوسال پیش که اشاره کردین واقعا آیا مسئله خاصی باعث پیدایش این حس در شما شده یا خیر ؟اا علت هرچی که هست در درجه اول باید سعی کنین با تمرین و به مرور به نظرات اطرافیانتون بی اهمیت بشین باور کنین واقعیت اینه که درصد کمی از آدما هستن که اصلا ممکنه ظاهر ما رو توجه بکنن و تازه این اتفاق هم بیفته اونهمه مهم نخواهد بود و در زندگی ما تاثیر چندانی نخواهد داشت .در واقع شما با مشکل عدم اعتماد به نفس مواجه هستین به جای فکر کردن به اینکه کی داره در مورد شما چه فکری میکنه به این فکر کنین که چه قابلیتهایی دارین و کجاها میتونین خودتون رو تقویت کنین و اینکه الزاما خنده اطرافیان کنایه آمیز نیست کمی عینک بدبینی رو کنار بزنین و به تقویت مهرتهاتون بپردازین.
سلام وقتتون به خیر اینکه هرفردی سعی کنه به خود برسه و به ظاهرش اهمیت بده خوبه و عالی اما البته نباید حالت افراطی داشته باشه چون قطعا اذیت خواهی شد باید ببینی دوست داشتم ببینم صرفا نوع پوششت برای خودت مهمه یا به چهره و نوع حرکاتتم اهمیت میدی؟در مجموع توجه اگه جنبه افراطی به خودش بگیره هم جنبه اتلاف وقت خواهد داشت هم میل به سمت وسواس فکری خواهد کرد پس به شدت تاکید میکنم کمی در بجث زمانبندی سعی کنین به جای صرف وقت برای ظاهر به موارد درونی و استعدادهات اهمیت بیشتری بدی جنبه های هنری یا ورزشی موارد ارزشمندی هستن که خوبه بیشتر بهشون بپردازی و در تقویت اونا تلاش کنی.
سلام وقتتون به خیر عوامل زیادی روی اهمیت بیش از حد به ظاهر میتونن موثر باشن مثل محیط کار وزندگی فرد که البته خیلی هم بدنمیتونه باشه ظاهر مرتب و آراسته تمایل هرفردی هست البته به شرط اینکه جنبه ی وسواس به خودش نگیره.از همین الان با خودتون تصمیم بگیرین ضمن مرتب و خوش پوش بودن همیشگی تا حد زیادی سعی کنین با این مسئله کنار بیاین و بی دلیل زمان و انرژی خودتون رو صرف رسیدگی افراطی به ظاهرتون نکنین اینکه بعد از کلی صرف وقت برای یه پوشش ساده ممکنه چقدر خودتون دچار کاهش انرژی بشین یه واقعیته و اگه علی رغم تمام این توصیه ها نتونین چنین موردی رو محدود کنین بدنیست برای کمک بهتر به حل این قضیه با یه مشاور به شکل مستمر در ارتباط باشین.
سلام وقتتون بخیر من ۱۷ سالمه،سال آخر دبیرستان رشته هنر هستم.مشکلم از همون اوایل دبیرستان شروع شد.ولی شدید نبود ولی الان شدیدن باعث شده که تو زندگیم استوپ کنم.حوصله هیچ کاری رو ندارم انگیزه ای برای کارام ندارم.حتی دیگه هیچ انگیزه ای برای انجام کارایی که دوست دارم ندارم.کارای مدرسم انجام نمیدم حوصله ندارم.قبلا اینجوری نبودم.حتی افت تحصیلی داشتم ،با اینکه همیشه با اینکه بازیگوش بودم ولی درسم خوب بود.قید همه چیو انگار زدم خودمم نمیدونم چی میخوام .فقط فکر میکنم کل روز در حال فکر کردن ولی به نتیجه ای نمیرسم.با دوستام ارتباطمو کم کردم.بیرون کم میرم.حوصله هیچیو ندارم.وقتی کسی بهم چیزی میگه زود بغضم میگیره ناراحت میشم.زود بهم برمیخوره قبل اینجوری نبودم عصبی میشدم ولی الان فقط بغض وناراحتیه.یا گریه.
سوالم اینه من باید چیکار کنم از این وضعیتی که دارم خسته شدم؟
سلام علیرضا هستم الان به یه دختر علاقه مند شدم ولی وقتی بهش گفتم جواب رد داد و حتی حاظر نشد بیشتر با هم آشنا بشیم ولی هنوز توی شبگه هایی مجازی من و پستام رو دنبال میکنه و بعضی وقتا دایرکت پیام میده. من از طرف عشقم طرد شدم قطعا وجود اون کنار من به عنوان زوج می تونه همه چی رو به روال عادی برگردونه.
متاسفانه من آدم شدید احساسی هستم
حالا به نظر شما من باید چیکار کنم؟
برم دوباره بهش بگم ؟
فراموشش کنم به هزار سختی؟
اینقدر این روزا داره بهم فشار میاره که بارها تصمیم به خودکشی گرفتم ولی نتونستم چون دوست ندارم پدر و مادرم رو نارحت کنم
واقعا از زندگی خسته شدم و امیدی به زندگی ندارم
اگه امکان داره کمکم کنید.
سلام وقتتون به خیر قطعا باید سعی کنین دیگه اجازه ندین به ایشون بیش از پیش علاقه مند بشین اینکه ایشون جواب رد به شما دادن اصلا دلیل بر این نمیشه که شما قابلیتهای ویژه ای ندارین ممکنه ایش.ن به هردلیلی فعلا یا حتی در کل رفته باشن ولی این دلیل بر تموم شدن دنیا نخواهد بود عاقل و منطقی باشین و سعی کنی با افراد دیگه و به خصوص خانواده تون بیشتر معاشرت کنین و لحظات بیشتری رو باهاشون بگذرونین سعی کنین به ورزش رو بیارین و به اهدافتون بیشتر فکر کنین به نظرم جای خالی اون آدم رو با مواردی کههمیشه دنبالش بودین اما فرصت نکردین دنبالش برین پرکنین اینکه ایشون هرازگاهی یه پیامی میدن موردی نداره ام این شما هستین که باید بتونین خیلی در موردشون برآورد فکری نداشته باشین و بیشتر روی اهداف عالیه تون نظر بندازین
سلام وقت بخیر
مدت هاست با خانومم رابطه عاطفی خوبی ندارم اون از من شاکیه که بد اخلاقم ساکتم آرومم منم از اون شاکیم که اخلاق نداره به من محبت نمی کنه به رابطه زناشویی و جنسیمون اصلا اهمیت نمی ده. هر کدوم میندازیم تقصیر طرف مقابل.
ولی انصافا من تو خونه خیلی کمک می کنم. همه جور کاری انجام می دم ولی اصلا به چشمش نمیاد. دریغ از یه تشکر خشک و خالی. همیشه ازم طلب کاره به شدت دچار یاس و سرخوردگی شدم، هر وقتم میایم حرف بزنیم دعوامون می شه.
رفتارش تحکم آمیزه عین کسی که با نوکرش حرف می زنه و و و…
یه بارم به پدر و مادرش شکایتشو کردم ولی فایده ای نداشت. اونام بیشتر توجیه کردنو توپو انداختن تو زمین من
به نظرم خیلی متوقعه هر کار می کنم باز سرکوفت می زنه و از دیگران تعریف می کنه
چند وقته پیش قدم شدم بهش محبت کلامی و فیزیکی می کنم اما باز زبونش تنده و با حرفا و رفتارش منو می رنجونه
سلام وقتتون به خیر حل مشکلات اینچنینی در فضای ملتهب منزل شما حل که نخواهد شد بلکه مشکل عمیقتر به نظر خواهد رسید به نظرم اگه امکان طرح مشکلاتتون رو در فضای خونه و دونفره ندارین از یه بزرگتر که هردونفرتون قبولشون داشته باشین کمک بگیرین و اگه چنین موردی وجود نداره بهتره از یه مشاور راهنمایی بخواین ببینین هردونفر شما مواردی و نقطه نظراتی دارین که طرف مقابل قبول نداره جلسات حل مشکلات زوجین معمولا به این شکل یه طرفه حل نخواهد شد و نیاز به مدیریت جلسات داره توصیه موکد من به شما اینه که از هرگونه بحث بپرهیزین و از یه فرد آگاه کمک بگیرین.
سلام من دختری ۲۳ساله هستم.
مشکل مادرم وسواسی بودن اونه و خیلی وسواسیه. همه رو آسی کرده همه چی رو میشوره. نمیذاره اصلا راحت باشیم. صب تا شب کارمون شده شستن. شیر آب رو ده بار میشوره، چهار ساعت حموم میره، نیم ساعت تو توالت میمونه. قبلا بابام خیلی باهاش دعوا میکرد و میگفت این کارا چیه اما دیگه خسته شده و کاری باهاش نداره. هرچی هم بهش میگیم بیا بریم دکتر، تو وسواس داری میگه نه من مشکلی ندارم. تو رو خدا یه راه حل جلوی پای ما بذارید.
سلام وقتتون به خیر با این شدتی که شما میگین مادر درگیر هستن فکر میکنم حتما باید به یه روانپزشک مراجعه کنن و حتی ممکنه نیاز به دارودرمانی باشه تمام مواردی که شما اشاره کردین مربوط به مشکلشونه واینم بگم دعوا و خشونت فایده ای نداره و فقط فضارو آشفته تر میکنه از یه کسی که اطرافتون هست و مامان تا حدی حرف ایشون رو قبول دارن کمک بگیرین و برای راضی کردن مامان ازشون کمک بگیرین.
Comments (2,668)
مهرانه رشت وند
2022-01-1509121763198
مهرانه رشت وند
Ubreak
2021-12-11چجوری میتونم به والدینم بگم با تحقیر کردن من چیزی درست نمیشه 🙂
پوران
2021-11-26سلام دختری 26ساله هستم که دو سال فارغ التحصیل شدم و به دلیل فوبیا اجتماعی و نداشتن اعتماد به نفس نمی تونم وارد شغلی بشم .در این دو سال که بیکارم افسرده شدم.خسته شدم .نمیدونم چکار کنم؟؟
ali
2021-11-01سلام و وقت بخیر .
بنده آقا ۳۹ ساله هستم.حدود ۱۵ سال هست ازدواج کردیم.و یک فرزند ۱۱ ساله داریم.قبل از ذکر مشکل باید بگم ارتباط عاطفی من با همسرم بسیار بسیار قوی و خوب هست به طوری که بعد از این همه سال هنوز همدیگرو عاشقانه و واقعی دوست داریم.در طول این سالها مشکل جدی و حادی با هم نداشتیم (مشکلات جزئی و کم اهمیت بوده).
اما مشکل بنده: من سالها قبل از ازدواج عاشق همسرم بودم و بنا به شرایط هیچوقت به ایشان نگفته بودم. بعد از رفع موانع از طریق واسطه به ایشان ابراز علاقه کردم و متوجه شدم که ایشان هم از سالها قبل به من علاقه داشتن.(ما رابطه فامیلی دور داریم که باعث میشد گاهی همدیگرو در مناسبتهایی ببینیم).
بعد از اقدام من ایشان در همان ابتدا صادقانه به من گفتن که رابطه ای کوتاه مدت و گذرا در حدود یک یا دو ماه با شخصی داشتندکه یک سال قبل تمام شده. من هم گفتم ایرادی نداره.
بعد از ازدواج هر چند وقت یکبار افکار بسیار بسیار منفی به ذهن من میاد و دچار عذاب روحی شدیدی میشم در خصوص اون رابطه. چندین و چند بار این احساسات من باعث تنش در زندگی ما شده.
با توجه به توضیحات همسرم در خصوص اون رابطه که خیلی سطحی بوده و فقط از طریق تلفن و چند بار هم از پشت پنجره با ایشان صحبت میکردن و … ، اما این توضیحات توی ذهن من قابل قبول نیست و هیچوقت باور نکردم که رابطه ای به این صورت باشه.
در ضمن من قبل از ازدواج با همسرم هیچگونه رابطه ای با کسی نداشتم.
این مسئله باعث عذاب روحی شدیدی در من هست و همیشه در ذهن من این توضیحات قابل قبول نیست و فکر میکنم که این رابطه خیلی پیشرفته تر از این بوده.
اگه امکانش هست کمک کنید از این عذاب خلاص بشم
محمد افشاری
2021-10-17سلام
پسر من 19 سالشه. در دبیرستان استعداد های درخشان علامه حلی1درست خونده و خیلی در خوندن درس پرتلاش است.
توی کنکور 99 رتبه دورقمی اورد و در رشته برق دانشگاه شریف توی اولین انتخابش قبول شد. الان ترم سومه.
مشکلی که میخوام مطرح کنم و من و مادرش را نگران کرده اینه که تقریبا 24 ساعته پای گوشی و لپ تاپه. شب تا صبح بیدار میمونه و برنامه خواب مرتبی نداره. حتی غذایش را سرمیز نمیاد و بعد از اینکه سرد شد مادرش میبردتو اتاقش بهش میده. شبها از بس بیداره فکر میکنیم صبح ها از کلاسش جا میمونه ( کلاس آنلاین) البته نه همه کلاسها. و وقتی علت از دست دادن کلاس را ازش میپرسیم میکوید کلاس مهمی نبود. از آنجا که ممکن است این رفتارش ما رو نگران میکنه و آینده تحصیلی اش رو در خظر می بینیم خیلی نگرانیم. بیشتر اوقاتی که کلاس نداره سرش توی شبکه های تلگرام و واتساپ و اینستاگرام است و با همکلاسیهایش نیز از اونجا ارتباط داره. بیشتر مسائل مرتبط با درسش رو از طریق شبکه های اجتماعی با دوستاش مرتبط است ولی اوقات زیادی هم صرف سایتهای دیگر و موزیک و جک و این جور چیزا میکنه.
ما چگونه با این پسرم برخورد کنیم تا هم احساس نکند داریم تو کارش مداخله میکنیم و هم نگران تلف شدن و به بیراهه رفتنش نباشیم؟
غرورش و استقلال در تصمیم گیریش را حفظ کنیم و نگرانی ما از خطر کوتاهی او در درس خواندن نیز نداشته باشیم.
با تشکر از زمانی که صرف مطالعه این مطلب و پاسخ و راهنمایی میکنید
محمد افشاری
Admin
2021-10-18سلام وقتتون به خیر تصور من اینه که فرزندتون تا حد زیادی خودش متوجه فعالیتهاش هست و پیشینه ایشون کاملا نشون مده که حتی در بحرانهای سنین گذار از نوجوانی به جوانی ایشون تونسته خوب عمل کنه البته هرزمانی هرکسی ممکنه از اهدافش دور بیفته اما باید بدونین که با تکرار و کنترل مشکل حل نخواهد شد خیلی خوبه باهاش در قالب بسیار دوستانه صحبت کنین و نمونه هایی از افرادی رو که علیرغم موفقیتهای قبلی درگیر مسائلی شدن رو براشون مطرح کنین حتی مواردی که بعد از ورود به دانشگاه به واسطه درس نخوندن مشروط شدن و سایر مسائل .بدون تندی و برخورد باهاش صحبت کنین سعی کنین به سمت یه ورزش یا برنامه مفرح بره به این ترتیب من فکر میکنم زمانشون تا حدی با برنامه ریزی بیشتر هدایت خواهد شد.
Admin
2021-10-23سلام وقتتون به خیر البته که نگرانی داشتن در مورد فرزندان همیشگیه و موفقیتهای فرزندتون کاملا نشون میده که خداروشکر سالهای پرنگرانی رو با موفقیت پشت سرگذاشته اما خوب البته در هرسنی ممکنه احتمال بی توجهی به اهداف وجود داره بنابراین بدون تندی و پرخاش براش فضایی دوستانه در منزل فراهم کنین که کمتر سراغ برنامه های متفرقه بره گذروندن زمانهایی با فرزندتون و تذکرهای هرازچندگاه ملایم میتونه ایشون رو متوجه مسائل بکنه و به منزله ی تلنگر براش خواهد بود.البته تاکید میکنم مقدار زیادی بهش اعتماد کنین اما چاره حل این نگرانی قطعا با دلواپسی شما حل نخواهد شد ضمن اونکه کنترل نامحسوس ایشون رو دارین اما بهش اعتماد به نفس بدین و بذارین بفهمه باورش دارین این حفظ اعتماد به نفس و عزت نفس فرزندتون به مقدار زیادی ایشون رو از انچام خطا دور میکنه چون نمیخواد والدینش رو ناامید بکنه.
غزال هستم معرف فاطمه عسکری پور
2021-09-26🪴
با سلام. دو دختر دارم به سن ۱۰ و ۶ ساله. تا سه ماه دیگر صاحب فرزند دیگری میشوم که پسر است. از آنجا که دختر دومم وابستگی زیاد به من دارد نگرانم که از نظر روحی به هم بریزد. من و پدرشان نگرانیم که با دخترهایمان چه جوری رفتار کنیم که مشکلی برایمان پیش نیاید. لطفا راهنمایی نمایید.
Admin
2021-09-28سلام وقتتون به خیر خوشبختانه سن دخترانتون به حدیه که مشکلی به لحاظ مراقبتی باهاشون نخواهین داشت بنابراین با کمی توجه ویژه و برنامه ریزی میتونین بدون مشکل بگذرونین ببینین اطرافیانتون رو توجیه کنین که باهاتون همکاری بیشتری داشته باشن به خصوص همسرتون میتونن خیلی موثر باشن اصلا ترس و واهمه نداشته باشین چون در واقع این نگرانی در عملکردتون هم اثر خواهد گذاشت هنگام شیرخوردن کوچولو و مراقبتهای اختصاصی شما بهتره همسرتون بیشتر با دخترانتون وقت بگذرونن و مواقع دیگه کوچولو رو به همسر بسپرین و خودتون با دخترانتون اوقات اختصاصی داشته باشین یه جورایی الان شما باید بدون واهمه با برنامه ریزی بهترین ایام رو داشته باشین.
هانیه معرف /فاطمه عسکری پور
2021-09-26سلام من 24 سالمه و دو سالی میشود که خیلی به دور و بریام حسادت می کنم مخصوصا به همسنهای خودم و مدام فکر میکنم از همه پایینتر هستم اما از این وضعیت اصلا راضی نیستم و اذیت میشوم. نمیدانم چگونه حسادتم را کنترل کنم مثلا فکر میکنم از همه زشتترم در صورتی که اینطور نیست البته دوستانم بعضی اوقات یه حرکاتی از خودشان نشان میدهند که خیلی اذیت میشوم مثلا اگه در جمعی باشیم کسی به من بگوید خوشگلی آنها به طرز کنایهآمیزی میخندند که به من حس بدی دست میدهد. لطفا کمکم کنید؟؟؟
Admin
2021-09-28سلام وقتتون به خیر بهتره به جای اینهمه اهمیت دادن به اطرافیان کمی خودتون و توانمندیهاتون رو پیش رو داشته باشین اینکه دیگران در مورد ما چه فکری میکنن واقعا اهمیتی نداره و در زندگی ما قطعا اثری نخواهدداشت روی نقاط مثبت خودت تمرکز کن و در چهت تقویت اونها قدم بردار بعد از مدتی این اتفاق خواهد افتاد که میبینی باعث تعجب خودت و دیگران هستی میدونم متوجهی که هرکسی دارای یه سری علایق و استعدادها هست بنابراین با تقویت نقاط مثبت هرفردی میتونه خودش رو بالا بکشه و باعث حیرت خودش و اطرافیان بشه.
Admin
2021-10-09سلام وقتتون به خیر من واقعا نمیدونم از دوسال پیش که اشاره کردین واقعا آیا مسئله خاصی باعث پیدایش این حس در شما شده یا خیر ؟اا علت هرچی که هست در درجه اول باید سعی کنین با تمرین و به مرور به نظرات اطرافیانتون بی اهمیت بشین باور کنین واقعیت اینه که درصد کمی از آدما هستن که اصلا ممکنه ظاهر ما رو توجه بکنن و تازه این اتفاق هم بیفته اونهمه مهم نخواهد بود و در زندگی ما تاثیر چندانی نخواهد داشت .در واقع شما با مشکل عدم اعتماد به نفس مواجه هستین به جای فکر کردن به اینکه کی داره در مورد شما چه فکری میکنه به این فکر کنین که چه قابلیتهایی دارین و کجاها میتونین خودتون رو تقویت کنین و اینکه الزاما خنده اطرافیان کنایه آمیز نیست کمی عینک بدبینی رو کنار بزنین و به تقویت مهرتهاتون بپردازین.
نیما معرف بنده فاطمه عسکری پور
2021-09-26سلام وقت شما بخیر ،مجرد ۳۴ سالهای هستم. بیش از حد روی ظاهرم حساسم. این موضوع تمام زندگی مرا تحت تاثیر خود قرار داده و نمیدانم باید چه کنم؟
Admin
2021-09-28سلام وقتتون به خیر اینکه هرفردی سعی کنه به خود برسه و به ظاهرش اهمیت بده خوبه و عالی اما البته نباید حالت افراطی داشته باشه چون قطعا اذیت خواهی شد باید ببینی دوست داشتم ببینم صرفا نوع پوششت برای خودت مهمه یا به چهره و نوع حرکاتتم اهمیت میدی؟در مجموع توجه اگه جنبه افراطی به خودش بگیره هم جنبه اتلاف وقت خواهد داشت هم میل به سمت وسواس فکری خواهد کرد پس به شدت تاکید میکنم کمی در بجث زمانبندی سعی کنین به جای صرف وقت برای ظاهر به موارد درونی و استعدادهات اهمیت بیشتری بدی جنبه های هنری یا ورزشی موارد ارزشمندی هستن که خوبه بیشتر بهشون بپردازی و در تقویت اونا تلاش کنی.
Admin
2021-10-09سلام وقتتون به خیر عوامل زیادی روی اهمیت بیش از حد به ظاهر میتونن موثر باشن مثل محیط کار وزندگی فرد که البته خیلی هم بدنمیتونه باشه ظاهر مرتب و آراسته تمایل هرفردی هست البته به شرط اینکه جنبه ی وسواس به خودش نگیره.از همین الان با خودتون تصمیم بگیرین ضمن مرتب و خوش پوش بودن همیشگی تا حد زیادی سعی کنین با این مسئله کنار بیاین و بی دلیل زمان و انرژی خودتون رو صرف رسیدگی افراطی به ظاهرتون نکنین اینکه بعد از کلی صرف وقت برای یه پوشش ساده ممکنه چقدر خودتون دچار کاهش انرژی بشین یه واقعیته و اگه علی رغم تمام این توصیه ها نتونین چنین موردی رو محدود کنین بدنیست برای کمک بهتر به حل این قضیه با یه مشاور به شکل مستمر در ارتباط باشین.
ستایش
2022-02-26سلام وقتتون بخیر من ۱۷ سالمه،سال آخر دبیرستان رشته هنر هستم.مشکلم از همون اوایل دبیرستان شروع شد.ولی شدید نبود ولی الان شدیدن باعث شده که تو زندگیم استوپ کنم.حوصله هیچ کاری رو ندارم انگیزه ای برای کارام ندارم.حتی دیگه هیچ انگیزه ای برای انجام کارایی که دوست دارم ندارم.کارای مدرسم انجام نمیدم حوصله ندارم.قبلا اینجوری نبودم.حتی افت تحصیلی داشتم ،با اینکه همیشه با اینکه بازیگوش بودم ولی درسم خوب بود.قید همه چیو انگار زدم خودمم نمیدونم چی میخوام .فقط فکر میکنم کل روز در حال فکر کردن ولی به نتیجه ای نمیرسم.با دوستام ارتباطمو کم کردم.بیرون کم میرم.حوصله هیچیو ندارم.وقتی کسی بهم چیزی میگه زود بغضم میگیره ناراحت میشم.زود بهم برمیخوره قبل اینجوری نبودم عصبی میشدم ولی الان فقط بغض وناراحتیه.یا گریه.
سوالم اینه من باید چیکار کنم از این وضعیتی که دارم خسته شدم؟
معرف فاطمه عسکری پور
2021-09-26سلام علیرضا هستم الان به یه دختر علاقه مند شدم ولی وقتی بهش گفتم جواب رد داد و حتی حاظر نشد بیشتر با هم آشنا بشیم ولی هنوز توی شبگه هایی مجازی من و پستام رو دنبال میکنه و بعضی وقتا دایرکت پیام میده. من از طرف عشقم طرد شدم قطعا وجود اون کنار من به عنوان زوج می تونه همه چی رو به روال عادی برگردونه.
متاسفانه من آدم شدید احساسی هستم
حالا به نظر شما من باید چیکار کنم؟
برم دوباره بهش بگم ؟
فراموشش کنم به هزار سختی؟
اینقدر این روزا داره بهم فشار میاره که بارها تصمیم به خودکشی گرفتم ولی نتونستم چون دوست ندارم پدر و مادرم رو نارحت کنم
واقعا از زندگی خسته شدم و امیدی به زندگی ندارم
اگه امکان داره کمکم کنید.
Admin
2021-09-28سلام وقتتون به خیر قطعا باید سعی کنین دیگه اجازه ندین به ایشون بیش از پیش علاقه مند بشین اینکه ایشون جواب رد به شما دادن اصلا دلیل بر این نمیشه که شما قابلیتهای ویژه ای ندارین ممکنه ایش.ن به هردلیلی فعلا یا حتی در کل رفته باشن ولی این دلیل بر تموم شدن دنیا نخواهد بود عاقل و منطقی باشین و سعی کنی با افراد دیگه و به خصوص خانواده تون بیشتر معاشرت کنین و لحظات بیشتری رو باهاشون بگذرونین سعی کنین به ورزش رو بیارین و به اهدافتون بیشتر فکر کنین به نظرم جای خالی اون آدم رو با مواردی کههمیشه دنبالش بودین اما فرصت نکردین دنبالش برین پرکنین اینکه ایشون هرازگاهی یه پیامی میدن موردی نداره ام این شما هستین که باید بتونین خیلی در موردشون برآورد فکری نداشته باشین و بیشتر روی اهداف عالیه تون نظر بندازین
معرف فاطمه عسکری پور
2021-09-26سلام وقت بخیر
مدت هاست با خانومم رابطه عاطفی خوبی ندارم اون از من شاکیه که بد اخلاقم ساکتم آرومم منم از اون شاکیم که اخلاق نداره به من محبت نمی کنه به رابطه زناشویی و جنسیمون اصلا اهمیت نمی ده. هر کدوم میندازیم تقصیر طرف مقابل.
ولی انصافا من تو خونه خیلی کمک می کنم. همه جور کاری انجام می دم ولی اصلا به چشمش نمیاد. دریغ از یه تشکر خشک و خالی. همیشه ازم طلب کاره به شدت دچار یاس و سرخوردگی شدم، هر وقتم میایم حرف بزنیم دعوامون می شه.
رفتارش تحکم آمیزه عین کسی که با نوکرش حرف می زنه و و و…
یه بارم به پدر و مادرش شکایتشو کردم ولی فایده ای نداشت. اونام بیشتر توجیه کردنو توپو انداختن تو زمین من
به نظرم خیلی متوقعه هر کار می کنم باز سرکوفت می زنه و از دیگران تعریف می کنه
چند وقته پیش قدم شدم بهش محبت کلامی و فیزیکی می کنم اما باز زبونش تنده و با حرفا و رفتارش منو می رنجونه
Admin
2021-09-29سلام وقتتون به خیر حل مشکلات اینچنینی در فضای ملتهب منزل شما حل که نخواهد شد بلکه مشکل عمیقتر به نظر خواهد رسید به نظرم اگه امکان طرح مشکلاتتون رو در فضای خونه و دونفره ندارین از یه بزرگتر که هردونفرتون قبولشون داشته باشین کمک بگیرین و اگه چنین موردی وجود نداره بهتره از یه مشاور راهنمایی بخواین ببینین هردونفر شما مواردی و نقطه نظراتی دارین که طرف مقابل قبول نداره جلسات حل مشکلات زوجین معمولا به این شکل یه طرفه حل نخواهد شد و نیاز به مدیریت جلسات داره توصیه موکد من به شما اینه که از هرگونه بحث بپرهیزین و از یه فرد آگاه کمک بگیرین.
پری معرفم فاطمه عسکری پور
2021-09-26سلام من دختری ۲۳ساله هستم.
مشکل مادرم وسواسی بودن اونه و خیلی وسواسیه. همه رو آسی کرده همه چی رو میشوره. نمیذاره اصلا راحت باشیم. صب تا شب کارمون شده شستن. شیر آب رو ده بار میشوره، چهار ساعت حموم میره، نیم ساعت تو توالت میمونه. قبلا بابام خیلی باهاش دعوا میکرد و میگفت این کارا چیه اما دیگه خسته شده و کاری باهاش نداره. هرچی هم بهش میگیم بیا بریم دکتر، تو وسواس داری میگه نه من مشکلی ندارم. تو رو خدا یه راه حل جلوی پای ما بذارید.
Admin
2021-09-29سلام وقتتون به خیر با این شدتی که شما میگین مادر درگیر هستن فکر میکنم حتما باید به یه روانپزشک مراجعه کنن و حتی ممکنه نیاز به دارودرمانی باشه تمام مواردی که شما اشاره کردین مربوط به مشکلشونه واینم بگم دعوا و خشونت فایده ای نداره و فقط فضارو آشفته تر میکنه از یه کسی که اطرافتون هست و مامان تا حدی حرف ایشون رو قبول دارن کمک بگیرین و برای راضی کردن مامان ازشون کمک بگیرین.