سختترین سن برای طلاق والدین چه سنی است؟ بررسی تأثیر جدایی بر کودکان
وقتی والدین درباره جدایی تصمیم میگیرند، یکی از سنگینترین نگرانیهایشان این است که طلاق در چه سنی بیشترین آسیب را به فرزند وارد میکند. واقعیت علمی این است که نمیتوان یک سن مشخص را برای همه کودکان «بدترین سن طلاق» نامید؛ زیرا واکنش کودک فقط به عدد سن وابسته نیست و عواملی مانند میزان تعارض والدین، ثبات زندگی، رابطه کودک با هر والد، خلقوخو، شرایط مدرسه و نحوه مدیریت جدایی نقش تعیینکنندهتری دارند.
هیچ سن واحدی وجود ندارد که طلاق والدین در آن برای همه کودکان بیشترین آسیب را ایجاد کند. کودکان خردسال، دانشآموزان دبستانی و نوجوانان هرکدام جدایی را به شکل متفاوتی تجربه میکنند؛ اما در بیشتر سنین، دعوای مداوم، بیثباتی، بدگویی والدین از یکدیگر و قرار دادن کودک در میان اختلافها از خود جدایی آسیبزاتر است.

نگران تأثیر طلاق بر فرزندتان هستید؟
واکنش هر کودک به سن، شرایط خانواده و میزان تنش میان والدین بستگی دارد. یک ارزیابی اولیه میتواند مشخص کند تغییرات رفتاری فرزندتان بخشی از سازگاری طبیعی با شرایط جدید است یا به حمایت تخصصی بیشتری نیاز دارد.
آیا واقعاً یک سن مشخص، سختترین سن برای طلاق والدین است؟
در فضای عمومی گاهی گفته میشود که دوران دبستان یا سنین ۶ تا ۱۲ سالگی سختترین زمان برای جدایی والدین است. کودکان این گروه سنی واقعاً میتوانند نسبت به تغییر ساختار خانواده حساس باشند؛ زیرا معنای جدایی را تا اندازهای میفهمند، اما هنوز برای تحلیل اختلافهای پیچیده بزرگسالان آمادگی کافی ندارند. بااینحال، این موضوع به معنای آن نیست که همه کودکان در این سن بیشترین آسیب را میبینند.
کودک سهساله ممکن است با اضطراب جدایی و اختلال خواب واکنش نشان دهد، کودک نهساله احتمال دارد خود را مقصر بداند و نوجوان پانزدهساله ممکن است خشم، انزوا یا نگرانی درباره آینده روابط عاطفی خود را تجربه کند. هر مرحله رشد نقاط آسیبپذیری مخصوص به خود را دارد.
به جای تمرکز صرف بر این پرسش که «کدام سن بدتر است؟» بهتر است بررسی شود که کودک چه برداشتی از جدایی دارد، چه تغییراتی در زندگی او ایجاد میشود، میزان تعارض والدین چقدر است و آیا منابع حمایتی کافی در اختیار دارد یا خیر.
در بسیاری از خانوادهها، میزان دعوا، تحقیر، تهدید، سکوت تنبیهی و استفاده ابزاری از کودک، اثر بیشتری از سن تقویمی او دارد. کودکی که پس از جدایی در محیطی آرام، قابل پیشبینی و حمایتگر زندگی میکند ممکن است سازگاری مناسبی داشته باشد؛ درحالیکه ادامه زندگی زیر یک سقف در فضای پرتنش نیز میتواند احساس امنیت او را تضعیف کند.
تأثیر طلاق والدین در سنین مختلف
توانایی کودک برای درک طلاق، نامگذاری احساسات و پیشبینی آینده با رشد شناختی و هیجانی او تغییر میکند. به همین دلیل، شیوه توضیح جدایی و نوع حمایت والدین باید متناسب با مرحله رشد فرزند انتخاب شود.
نوزادان و کودکان نوپا
کودک زیر سه سال مفهوم ازدواج و طلاق را نمیفهمد، اما تغییر در حضور مراقب، محل خواب، برنامه غذا، صداهای محیط و میزان تنش را احساس میکند. بیقراری، گریه بیشتر، چسبیدن به والد، اختلال خواب، کاهش اشتها یا دشواری هنگام خداحافظی میتواند در این دوره دیده شود.
مهمترین نیاز کودک در این سن، ثبات و پیشبینیپذیری است. بهتر است برنامه خواب، تغذیه، وسایل آشنا و زمان ارتباط با والد دیگر تا حد امکان منظم باشد. جابهجاییهای متعدد یا برنامههای متغیر ممکن است احساس ناامنی را افزایش دهد.
کودکان پیشدبستانی
کودک پیشدبستانی معمولاً علتهای پیچیده جدایی را درک نمیکند و ممکن است تصور کند شیطنت، نافرمانی یا حرفی که زده است باعث رفتن یکی از والدین شده است. گاهی کودک خیال میکند اگر رفتار بهتری داشته باشد، والدین دوباره با هم زندگی خواهند کرد.
اضطراب جدایی، کابوس، لجبازی، پرخاشگری، شبادراری مجدد، مکیدن انگشت یا پرسیدن مکرر درباره بازگشت والدین از واکنشهای احتمالی این دوره هستند. والدین باید بارها و با جملههای ساده تأکید کنند که کودک هیچ تقصیری در جدایی ندارد.
کودکان دبستانی
کودکان دبستانی درک روشنتری از جداشدن والدین دارند، اما ممکن است همچنان خود را مسئول مشکلات خانواده بدانند. نگرانی درباره مدرسه، محل زندگی، تعطیلات، وضعیت مالی و دیدار با والد دیگر در این سن شایع است.
افت تمرکز، کاهش نمرات، خشم، غم، دلدرد یا سردرد مکرر و جانبداری شدید از یک والد ممکن است دیده شود. کودک نباید نقش پیامرسان، داور یا جاسوس را میان والدین بر عهده بگیرد و باید بتواند هر دو والد امن خود را بدون احساس گناه دوست داشته باشد.
نوجوانان
نوجوان معمولاً مفهوم طلاق و پیامدهای آن را بهتر میفهمد، اما این درک بیشتر به معنای آسیبناپذیری نیست. تغییر محل زندگی، کاهش امکانات، فاصله گرفتن از دوستان، مسئولیتپذیری زودهنگام یا نگرانی درباره روابط عاطفی آینده ممکن است فشار زیادی ایجاد کند.
برخی نوجوانان خشم خود را آشکار میکنند و برخی دیگر با سکوت، انزوا یا بیتفاوتی ظاهری واکنش نشان میدهند. افت تحصیلی، غیبت از مدرسه، مصرف مواد، رفتارهای پرخطر یا قطع ارتباط ناگهانی با خانواده باید جدی گرفته شود.

| مرحله رشد | برداشت احتمالی کودک | واکنشهای رایج | نیاز اصلی |
|---|---|---|---|
| زیر ۳ سال | درک تغییر در حضور مراقب و برنامه روزانه | بیقراری، اختلال خواب و چسبندگی | مراقبت آشنا، برنامه منظم و جداییهای قابل پیشبینی |
| ۳ تا ۶ سال | احتمال تصور اینکه کودک مقصر جدایی است | ترس، کابوس، واپسروی رشدی و لجبازی | توضیح ساده، اطمینانبخشی مکرر و حفظ روال روزانه |
| ۶ تا ۱۲ سال | درک نسبی جدایی همراه با نگرانی درباره آینده | غم، خشم، افت تمرکز و تعارض وفاداری | پاسخ روشن، حفظ مدرسه و دورماندن از اختلاف والدین |
| ۱۲ تا ۱۸ سال | درک پیچیدهتر پیامدهای عاطفی و اجتماعی | انزوا، خشم، افت تحصیلی یا رفتار پرخطر | شنیدهشدن، مرزبندی سالم و حمایت تخصصی در صورت نیاز |
چه عواملی تأثیر طلاق بر کودک را بیشتر یا کمتر میکنند؟
سن کودک فقط یکی از متغیرهای اثرگذار است. دو کودک همسن ممکن است به دلیل تفاوت در شخصیت، سابقه روانشناختی، شرایط مدرسه، رابطه با والدین و میزان ثبات خانواده واکنشهای کاملاً متفاوتی نشان دهند.
عواملی که فشار روانی را بیشتر میکنند
- دعوا، تهدید یا تحقیر والدین در حضور کودک
- وادار کردن کودک به انتخاب میان پدر و مادر
- بدگویی مداوم از والد دیگر
- استفاده از کودک برای انتقال پیام یا گرفتن اطلاعات
- قطع ناگهانی ارتباط با یک والد امن
- تغییر همزمان منزل، مدرسه و محیط اجتماعی
- برنامههای نامنظم و وعدههای غیرقابل اعتماد
- واگذار کردن نقش همسر، مشاور یا تکیهگاه عاطفی به کودک
- مشکلات مالی شدید یا ناامنی محل زندگی
- ورود شتابزده شریک عاطفی جدید به زندگی کودک
عواملی که سازگاری کودک را تقویت میکنند
- کاهش تعارض آشکار میان والدین
- حفظ رابطه گرم و قابل اعتماد با والدین امن
- برنامه مشخص برای خواب، مدرسه و دیدارها
- هماهنگی نسبی قوانین دو خانه
- شنیدن احساسات کودک بدون قضاوت
- حفظ ارتباط با دوستان، مدرسه و افراد حمایتگر
- دادن اطلاعات صادقانه و متناسب با سن
- اطمینان دادن درباره ادامه محبت و مراقبت
- دریافت مشاوره هنگام تداوم نشانهها
- مراقبت والدین از سلامت روان خودشان
گاهی کودک احساس میکند اگر به یکی از والدین محبت کند، به والد دیگر خیانت کرده است. این وضعیت میتواند اضطراب، احساس گناه و پنهانکاری عاطفی ایجاد کند. والدین باید بهروشنی به کودک اجازه دهند که هر دو والد امن خود را دوست داشته باشد و درباره تجربههایش در هر دو خانه صحبت کند.
والدین چگونه میتوانند آسیب جدایی را کاهش دهند؟
هدف والدین نباید حذف کامل غم یا خشم کودک باشد؛ زیرا جدایی یک تغییر واقعی و مهم است. هدف اصلی، ایجاد فضایی است که کودک بتواند احساساتش را تجربه کند و درعینحال بداند که همچنان حمایت، نظم و امنیت دارد.
۱. کودک را برای تغییر آماده کنید
کودک نباید جدایی را از دیگران، هنگام جمعکردن ناگهانی وسایل یا پس از ناپدیدشدن یکی از والدین متوجه شود. زمانی را انتخاب کنید که پس از گفتوگو فرصت کافی برای حضور در کنار او داشته باشید.
۲. تغییرات قطعی را بهصورت روشن توضیح دهید
به کودک بگویید کجا زندگی خواهد کرد، چه زمانی والد دیگر را میبیند، آیا مدرسه تغییر میکند و کدام بخشهای زندگی مانند قبل باقی میماند. اگر موضوعی هنوز مشخص نیست، وعده قطعی ندهید و صادقانه بگویید که پس از تصمیمگیری به او اطلاع خواهید داد.
۳. کودک را از اختلافهای بزرگسالان دور نگه دارید
جزئیات خیانت، مسائل مالی، پرونده حقوقی و شکایتهای زناشویی برای کودک مناسب نیستند. او نباید نامه، پیام یا تهدیدهای والدین را به یکدیگر منتقل کند و نباید درباره زندگی والد دیگر بازجویی شود.
۴. احساسات کودک را انکار نکنید
ممکن است کودک ناراحت، عصبانی، گیج یا حتی از کاهش دعواهای خانه آسوده باشد. به جای گفتن «گریه نکن» یا «چیزی نشده»، احساس او را نامگذاری کنید و نشان دهید که تحمل شنیدن آن را دارید.
۵. روال زندگی را تا حد امکان ثابت نگه دارید
ساعت خواب، غذا، مدرسه، فعالیتهای ورزشی، تکالیف و ارتباط با دوستان باید تا حد امکان قابل پیشبینی باقی بماند. کودک برای سازگاری با یک تغییر بزرگ به بخشهای ثابت زندگی خود نیاز دارد.
۶. قواعد اصلی دو خانه را هماهنگ کنید
لازم نیست دو خانه کاملاً شبیه یکدیگر باشند، اما اختلاف شدید درباره خواب، تکالیف، تلفن همراه و روشهای تنبیه میتواند کودک را سردرگم کند. والدین بهتر است حداقل درباره اصول اصلی فرزندپروری توافق داشته باشند.
۷. کودک را جایگزین شریک عاطفی خود نکنید
گفتن مشکلات شخصی، درد دل درباره والد دیگر یا انتظار مراقبت عاطفی از کودک، باری فراتر از توان رشدی او ایجاد میکند. والدین برای مدیریت سوگ، خشم و اضطراب خود باید از یک بزرگسال قابل اعتماد یا درمانگر کمک بگیرند.
- خبر جدایی را متناسب با سن توضیح دهید.
- به کودک اطمینان دهید که مقصر نیست.
- برنامه رفتوآمد را روشن و قابل پیشبینی کنید.
- از بدگویی درباره والد دیگر خودداری کنید.
- مدرسه را از تغییر مهم خانواده آگاه کنید.
- خواب، غذا و فعالیتهای روزانه را منظم نگه دارید.
- رفتار و خلق کودک را بدون بازجویی مشاهده کنید.
- هنگام مشاهده نشانههای پایدار کمک تخصصی بگیرید.
نمیدانید چگونه خبر جدایی را به فرزندتان بگویید؟
انتخاب زمان مناسب، جملههای متناسب با سن و هماهنگی پیام والدین میتواند اضطراب کودک را کاهش دهد. پیش از گفتوگو میتوانید نحوه بیان موضوع و پاسخ به پرسشهای احتمالی فرزندتان را با کمک روانشناس آماده کنید.
چگونه درباره طلاق با فرزندمان صحبت کنیم؟
گفتوگو باید صادقانه، کوتاه و متناسب با سن باشد. اگر صحبت مشترک والدین بدون دعوا و تنش ممکن است، بهتر است هر دو نفر پیام اصلی یکسانی به کودک بدهند. در شرایط خشونت، تهدید یا ناامنی، گفتوگوی مشترک ممکن است مناسب نباشد و باید برنامه ایمنی در اولویت قرار گیرد.
نمونه متن مناسب برای گفتوگو با کودک
جملههایی که بهتر است گفته شوند
- این تصمیم به خاطر رفتار تو نیست.
- تو همچنان مورد محبت و مراقبت هر دوی ما هستی.
- حق داری ناراحت، عصبانی یا گیج باشی.
- هر سوالی داشته باشی میتوانی از ما بپرسی.
- درباره تغییرات برنامه زندگی به تو توضیح میدهیم.
جملههایی که نباید گفته شوند
- پدرت یا مادرت خانواده را نابود کرد.
- حالا تو مرد یا زن خانه هستی.
- خودت انتخاب کن با کدامیک از ما زندگی کنی.
- وقتی بزرگ شدی همه حقیقت را میگویم.
- موضوعات خانه دیگر را برای من تعریف کن.
- این مسئله را از همه پنهان نگه دار.
کودک ممکن است بارها بپرسد آیا والدین دوباره با هم زندگی میکنند یا چه کسی او را به مدرسه میبرد. تکرار این پرسشها لزوماً به معنای نشنیدن پاسخ نیست؛ کودک با تکرار، تلاش میکند تغییر جدید را در ذهن خود پردازش کند.
آیا ماندن در زندگی مشترک فقط به خاطر کودک بهتر است؟
صرف زندگیکردن والدین زیر یک سقف، امنیت روانی کودک را تضمین نمیکند. محیطی که در آن تحقیر، تهدید، خشونت، سکوت تنبیهی یا دعوای مداوم وجود دارد نیز میتواند برای کودک فرساینده باشد. از سوی دیگر، جدایی هم تصمیمی مهم است و بهتر است بدون ارزیابی دقیق، برنامهریزی و توجه به پیامدهای آن انجام نشود.
پرسش سازندهتر این است که آیا رابطه امکان ترمیم دارد، آیا هر دو والد برای تغییر الگوهای آسیبزا آمادگی دارند، آیا محیط خانه امن است و آیا جدایی میتواند تعارض قابل مشاهده را کاهش دهد. در شرایطی که تصمیم نهایی هنوز گرفته نشده است، زوجدرمانی پیش از تصمیم نهایی یا مشاوره تخصصی طلاق میتواند به بررسی واقعبینانهتر گزینهها کمک کند.
جدایی والدین یک عامل تنشزا است، اما سرنوشت روانی کودک را بهتنهایی مشخص نمیکند. کیفیت مراقبت پس از جدایی، ثبات محیط، کاهش تعارض و دسترسی به حمایت مناسب میتواند تفاوت مهمی در سازگاری کودک ایجاد کند.
طلاق در شرایط خشونت، اعتیاد یا ناامنی
توصیههایی مانند گفتوگوی مشترک والدین، همکاری مستقیم یا ارتباط منظم کودک با هر دو والد فقط در صورتی کاربرد دارند که شرایط برای کودک و والد مراقب امن باشد. در صورت خشونت خانگی، کودکآزاری، تهدید، تعقیب، اعتیاد کنترلنشده یا خطر ربایش کودک، اولویت با ایمنی و دریافت حمایت تخصصی و حقوقی است.
کودکی که از یک والد میترسد نباید بدون بررسی تخصصی و قانونی به ملاقات مجبور شود. در شرایط خطر، برنامه ارتباط و ملاقات باید بر اساس امنیت کودک تنظیم شود و تصمیمگیری صرفاً بر پایه توصیههای عمومی اینترنتی مناسب نیست.
در بعضی خانوادههای پرتنش، همکاری نزدیک والدین امکانپذیر نیست. در این وضعیت ممکن است با نظر متخصص از شیوهای مانند فرزندپروری موازی استفاده شود؛ یعنی تماس مستقیم والدین به حداقل برسد، برنامهها دقیق و مکتوب باشند و کودک کمتر در معرض اختلافها قرار گیرد.
چه زمانی کودک بعد از طلاق به روانشناس نیاز دارد؟
مقداری غم، نگرانی، خشم یا تغییر موقت رفتار پس از جدایی قابل انتظار است. آنچه اهمیت دارد شدت نشانهها، مدت ادامه آنها و میزان اختلالی است که در خواب، مدرسه، روابط و فعالیتهای روزمره ایجاد میکنند.
نشانههایی که بهتر است جدی گرفته شوند
- افت محسوس نمرات، تمرکز یا حضور در مدرسه
- اضطراب جدایی شدید یا ترس مداوم از تنها ماندن
- اختلال خواب، کابوس یا بیدارشدنهای مکرر
- دلدرد، سردرد یا شکایت جسمانی تکرارشونده بدون علت روشن
- بازگشت پایدار به رفتارهای مراحل قبلی رشد
- پرخاشگری شدید، لجبازی یا تخریب وسایل
- انزوا، کاهش علاقه به دوستان و فعالیتهای قبلی
- احساس گناه پایدار و مقصر دانستن خود برای طلاق
- ترس شدید یا امتناع ناگهانی از دیدار با یکی از والدین
- رفتارهای پرخطر، فرار از خانه یا مصرف مواد در نوجوان
- صحبت درباره بیارزشی، مرگ، خودآسیبی یا خودکشی
اگر کودک یا نوجوان درباره خودکشی، آسیبزدن به خود یا دیگران صحبت میکند، نشانهای از خشونت یا سوءاستفاده وجود دارد یا امنیت او در خطر است، ارزیابی فوری ضروری است و نباید تا زمان جلسه معمول مشاوره به تعویق بیفتد.
گاهی لازم نیست درمان فقط روی کودک متمرکز باشد. اگر مشکل اصلی تعارض شدید والدین، انتقال پیام از طریق فرزند یا ناهماهنگی در قوانین دو خانه است، مشاوره خانواده یا جلسات راهنمایی والدین میتواند بخش مهمی از مداخله باشد. برای نوجوانانی که انزوا، خشم یا رفتارهای پرخطر نشان میدهند نیز استفاده از مشاوره نوجوان توصیه میشود.
چکلیست والدین پس از جدایی
- آیا کودک میداند که در طلاق مقصر نیست؟
- آیا برنامه محل زندگی و دیدارها برای او روشن است؟
- آیا از دعوا و پیامرسانی میان والدین دور نگه داشته شده است؟
- آیا میتواند بدون احساس گناه درباره هر دو والد صحبت کند؟
- آیا خواب، مدرسه و فعالیتهای روزمره ثبات نسبی دارند؟
- آیا تغییرات رفتاری و هیجانی او را ثبت و پیگیری میکنید؟
- آیا معلم یا مشاور مدرسه از تغییر مهم خانواده اطلاع دارد؟
- آیا شما برای مدیریت احساسات خود حمایت مناسبی دریافت میکنید؟
خدمات مرتبط برای حمایت از کودک و خانواده
مشاوره کودکبرای ارزیابی اضطراب، پرخاشگری، اختلال خواب و تغییرات رفتاری کودک
مشاوره نوجوانبرای بررسی انزوا، افت تحصیلی، خشم و رفتارهای پرخطر نوجوان
مشاوره خانوادهبرای هماهنگی والدین و اصلاح الگوهای ارتباطی آسیبزا
زوجدرمانیبرای بررسی امکان ترمیم رابطه پیش از تصمیم نهایی
گفتن خبر طلاق به کودکراهنمای انتخاب زمان، جملهها و پاسخ به پرسشهای فرزند
سوالات متداول درباره سختترین سن طلاق برای کودک
آیا ۶ تا ۱۲ سالگی سختترین سن برای طلاق والدین است؟
خیر. کودکان دبستانی ممکن است خود را مقصر بدانند یا دچار تعارض وفاداری شوند، اما شواهد علمی یک سن را برای همه کودکان سختترین سن معرفی نمیکنند. شرایط خانواده و نحوه مدیریت جدایی اهمیت بیشتری دارد.
آیا نوزاد متوجه طلاق والدین میشود؟
نوزاد مفهوم طلاق را نمیفهمد، اما تغییر در حضور مراقب، محل زندگی، برنامه خواب و میزان تنش محیط را احساس میکند. ثبات و مراقبت قابل پیشبینی در این سن بسیار مهم است.
آیا طلاق در نوجوانی آسیب کمتری دارد؟
نه لزوماً. نوجوان دلیل جدایی را بهتر درک میکند، اما ممکن است با خشم، انزوا، افت تحصیلی، نگرانی اجتماعی یا رفتارهای پرخطر واکنش نشان دهد.
آیا کودک ممکن است خودش را مقصر طلاق بداند؟
بله. بهویژه کودکان پیشدبستانی و دبستانی ممکن است تصور کنند رفتار آنها باعث جدایی شده است. والدین باید بارها و بهصراحت تأکید کنند که تصمیم جدایی مربوط به مسائل بزرگسالان است.
آیا باید برای جلوگیری از آسیب کودک تا بزرگشدن او صبر کرد؟
پاسخ یکسانی برای همه خانوادهها وجود ندارد. ادامه زندگی در محیط همراه با خشونت یا تعارض شدید نیز میتواند آسیبزا باشد. تصمیم بهتر است بر اساس ایمنی، امکان درمان رابطه و شرایط واقعی خانواده گرفته شود.
بهترین روش گفتن خبر طلاق به کودک چیست؟
در صورت امکان و ایمنبودن، والدین خبر را با هم، ساده و بدون سرزنش یکدیگر بیان کنند. کودک باید بداند مقصر نیست، هر دو والد او را دوست دارند و برنامه مراقبت از او ادامه خواهد داشت.
آیا کودک باید انتخاب کند با کدام والد زندگی کند؟
کودک میتواند متناسب با سن خود نظرش را بیان کند، اما نباید مسئول تصمیم نهایی یا مجبور به انتخاب عاطفی میان والدین شود.
آیا گریه و خشم کودک بعد از طلاق طبیعی است؟
مقداری غم، خشم، نگرانی یا سردرگمی قابل انتظار است. اگر نشانهها شدید، طولانی یا مختلکننده خواب، مدرسه و روابط کودک باشند، ارزیابی تخصصی توصیه میشود.
چه زمانی کودک بعد از طلاق به روانشناس نیاز دارد؟
افت تحصیلی محسوس، اضطراب شدید، انزوا، پرخاشگری پایدار، اختلال خواب، واپسروی رشدی، رفتار پرخطر یا صحبت درباره خودآسیبی از نشانههای مهم مراجعه هستند.
آیا ارتباط کودک با هر دو والد همیشه بهتر است؟
ارتباط مثبت با هر دو والد معمولاً مفید است، به شرط آنکه هر دو والد برای کودک امن باشند. در شرایط خشونت، سوءاستفاده، تهدید یا اعتیاد کنترلنشده، ایمنی کودک مقدم است.
آیا والدین باید در دو خانه قوانین کاملاً یکسانی داشته باشند؟
یکسانبودن کامل ضروری نیست، اما هماهنگی درباره قواعد اصلی مانند ساعت خواب، مدرسه، تکالیف و استفاده از تلفن همراه به احساس ثبات کودک کمک میکند.
آیا مشاوره فقط برای کودک لازم است؟
نه همیشه. گاهی مشکل اصلی تعارض والدین یا ناهماهنگی در فرزندپروری است. در چنین شرایطی مشاوره والدین، خانوادهدرمانی یا مشاوره طلاق میتواند در کنار ارزیابی کودک مؤثرتر باشد.
جمعبندی
هیچ سن مشخصی وجود ندارد که طلاق والدین در آن برای همه کودکان بیشترین آسیب را ایجاد کند. کودک خردسال، دانشآموز دبستانی و نوجوان هرکدام جدایی را با توانایی شناختی و هیجانی متفاوتی تجربه میکنند. بااینحال، در همه سنین، تعارض مداوم والدین، بیثباتی، بدگویی، استفاده از کودک بهعنوان پیامرسان و قطع رابطه با یک والد امن میتواند فشار روانی را افزایش دهد.
طلاق بهتنهایی آینده کودک را تعیین نمیکند. حضور والدین حمایتگر، برنامه قابل پیشبینی، امکان بیان احساسات، حفظ ارتباطهای مهم و دریافت کمک تخصصی در زمان مناسب میتواند نقش مهمی در سازگاری کودک داشته باشد.
برای حمایت از فرزندتان لازم نیست این مسیر را بدون راهنما طی کنید
اگر پس از جدایی تغییراتی در خواب، خلق، رفتار، روابط یا عملکرد تحصیلی فرزندتان دیدهاید، روانشناس کودک، نوجوان یا خانواده میتواند شرایط او را بررسی و مسیر حمایت متناسب را پیشنهاد کند.
بازبینی علمی: دکتر منصوره نیکوگفتار
این محتوا با هدف آموزش عمومی تهیه شده و جایگزین تشخیص یا ارزیابی فردی توسط روانشناس نیست.

Comments (109)
حانيه نريمان
1400-10-08درحال حاضر هيچ تحقيق كنسجمي درباره اينكه چ سني براي طلاق بهتراست انجام نشده است هرسني شرايط خاص وبحران هاي خاص خودرادارد ك والدين بايد نسبت ب ان اشراف داشته باشند درصورتي ك بحران هاي هرسن حل شده باشد وفرزندتان پختگي لازم براي پذيرش طلاق را داشته باشد دراين شرايط ميتوانيد با او وارد مذاكره شويد
زینب رضایی
1400-10-07با سلام. واقعا ممنون از این مطلب جامع و مفید. بخوبی ابعاد مختلف طلاق بررسی شده بود. نکتهی قابل توجه در توصیههای روانشناسی اینه که توجه کنیم وقتی یک نسخه میپیچیم پیوسته تاکید کنیم که این تاحدودی و شاید در اغلب موارد صادق باشه ولی ازونجایی که ما با انسان سروکار داریم و روان و ذهن انسان بسیار پیچیدهست و متفاوت و منحصربه فرد این توصیهها شخص به شخص متفاوت میشه. مثلا برای یک بچه با روحیات خاص خودش و سبک زندگی و … ممکنه سن مناسب طلاق با یک بچه دیگر کاملا متفاوت باشه.
نکته دیگر اینکه متاسفانه تو جامعه ما مردم تصورشون از مشاوره اینه که مشاور تحت هر شرایطی توصیه به ادامه زندگی میکنه. شخصا با این مورد زیاد مواجه شدم که آشنایان در آستانه طلاق رو به مشاوره رفتن سوق دادم و این جواب رو شنیدم که خیر. ما تصمیممون برای جدایی قطعیه. یعنی توجه نمیکنن که ۱: مشاور حرفهای فقط راه و چاه رو نشون میده و هیچوقت بجای شما تصمیم نمیگیره. تصمیم گیرندهی اصلی نهایتا خود شما هستی و ۲: شما مشاوره میری تا با سوگ بعد از طلاق و آسیبهای اون راحتتر کنار بیای و نهایتا خودت رو برای ورود به یک رابطه سالم آماده کنی.
Sogolmohamadi
1400-10-06وقتی دو نفر باهم مشکل دارند و یا هیچ مشاوره و راهی حل نمیشه،۲راه بیشتر ندارند..یا با همان شرایط قبل و استرس و دعوا در خانه ادامه بدهند که در شخصیت کودکشان به شدتتت تاثیر گزاره یا اینکه به این زندگی پایان بدهند و خودشان راحت بشوند اما کودک دچار خلا و ناامیدی و سرخوردگی بشع،گاهی حتی کودک بین دو راهی قرار میگیرد و نمیتواند تصمیم بگیرد که پیش کدام یک به زندگی خود ادامه بدهد ،شاید گاهی هیچ یک از آنها را برای ادامه زندگی نخواهد..چون روح این کودک به شدت آسیب دیده.و همیشه احساس کمبود و خجالت داره و فکر میکنه مثل همین و سالاش نیست…اما گاهی شاید طلاق بهتتترین روش باشد ،وقتی در خانه ای هیچ جوره سازش و آرامش برقرار نمیشود و بادیدن این صحنه کودک هر روز میمیرد بهترین روش خارج شدن ازاین محیطه..بستگی به شرایط و انعطاف آن کودک با مسائل دارد..شاید برای یک کودک هضم این مسئله آسان باشد ولی یک کودک هیچ جوره نتواند بااین مسئله کنار بیاید..
حاتمه قاهری
1400-10-06سلام وخسته نباشید..
بنظر من طلاق درهرسنی،برای کودکان آسیب پذیر وغیرقابل درک است. دربعضی از فرزندان طلاق درهرسنی،بسته به ظرفیت هرفرد ،برای یکسری قابل هضم وبرای بعضی غیر قابل درک است که باعث ایجاد پیامدهای جبران ناپذیری در کودک و
آینده او میشود. واینکه علاوه برکودکان طلاق، کودکانی که درمعرض والینی قرار میگیرند که مدام درحال کشمکش ودعوا هستند نیز در معرض صدمات روحی جبران ناپذیری قرار می گیرند.
فاطمه مظهری
1400-10-05سلام وعرض ادب
طلاق درهرسنی برای کودکان آسیب های فراوان و جبران ناپذیری به همراه دارند،برای یک کودک قطعا نبودن پدر یا مادر خیلی سخت و دردناک است،اما قطعا زندگی کردن درخانه ای که هرروز شاهد دعوا وبعضا زد وخورد و فحش باشی برای یک آدم بزرگسال غیرقابل تحمل وسخت است چه برسد به یک کودک.ودر مواقعی طلاق می تواند راه حل مناسب و حتی راه نجات وآرامشی باشد برای کودکانی که هر روز شاهد دعوا والدین خود هستند .
زهرا خواجه
1400-10-04باسلام علاوه بر اینکه طلاق هم بر زوجین و هم بر اینده انها تاثیر دارد بر رفتار فرزندان هم تاثیر میگذارد و فشار ان بر دختران بیشتر از پسران است و این فرزند بر جامعه هم تاثیر میگذارد و این تاثیر باعث برهم زدن روش نظام اجتماعی کشور میشود.
Sara hoseaini
1400-10-04سلام
به نظرمن، هر انتخابی که داشته باشند، چه باهم بمانند و زندگی پرتنشی داشته باشند و چه راه زندگیشان را از هم جدا کنند، فرزندان به شدت تحت تأثیر تغییرات قرار خواهند گرفت.
در کنار تمام مسائلی که ذهن والدین را مشغول میکند، از شرایط زندگی و موقعیت اجتماعی آینده گرفته تا محل زندگی، مهمترین دل مشغولی، واکنش فرزندان و اثرات طلاق بر آنهاست.
اگرچه طلاق برای همه اعضای خانواده شرایط سختی را ایجاد میکند، اما گاهی با هم ماندن والدینی که به شدت بایکدیگر نزاع و جنگ دارند، بیشتر از طلاق به سلامت روانی و گاهی جسمی کودکان آسیب میزند.
زینب نوروزی
1400-10-04به نظر من طلاق والدین همیشه برای فرزندان و در هر سنی باشند آسیب زا هست و آثار مخربی بر تربیت و آینده آنها دارد.
با توجه به روانشناسی کودکان طلاق ، طلاق تاثیرات عاطفی بسیاری بر روی کودکان و نوجوانان دارد . طلاق باعث ایجاد آشفتگی های عاطفی برای کل خانواده میشود و برای بچه ها ، وضعیت میتواند ترسناک ، گیج کننده و ناامید کننده باشد . کودکان ممکن است نگران باشند که اگر والدینشان روزی طلاق بگیرند آنها را دوست نداشته باشند . کودکان مدرسه ای گاها نگران اند که مبادا طلاق گناه آنها است . ممکن است از بدرفتاری والدین بترسند یا فرض کنند که آنها اشتباه کرده اند که موجب طلاق والدین شده اند . نوجوانان ممکن است در مورد طلاق و تغییراتی که ایجاد میکند بسیار ناراحت شوند . البته هر وضعیت منحصر به فرد است . در شرایط خاص روانشناسی کودکان طلاق نشان داده که ممکن است کودک با جدایی احساس راحتی کند اگر طلاق به معنای تشنج کمتر و استرس کمتر باشد .
فاطمه سعیدیان
1400-10-03سلام و عرض ادب. پیامدهای طلاق در کودکان سنین پیش از دبستان شامل این گونه موارد می شود: کودک معمولا خشمگین یا افسرده میشود. بی میلی به بازی با دیگران و اخلال در بازی دسته جمعی، مراقبت زیاد درباره پاکیزگی، زود به گریه افتادن. همچنین کودکانی که به مدرسه میروند خشم خود را از جدایی والدین، به صورت خشم و درگیری با معلمان بروز میدهند. در دوران نوجوانی که افراد به استقلال بیشتری دست می یابند و از محیط خانه دور میشوند، زمینه بروز بزهکاری در آنها بیشتر است. و همه این موارد حاکی از آثار مخرب طلاق در فرزندان است که تاثیر زیان باری بر روان فرزند می گذارد. با توجه به این موضوع در ماده ۱۱۷۴ قانون مدنی ذکر شده که: هرگاه به هر دلیلی طفل با یکی از والدین زندگی کند، نباید از ملاقات با دیگری محروم شود. این به آن دلیل است که بهره مندی از حمایت های عاطفی پدرو مادر، نعمتی است غیر قابل جایگزین.
زهرا زارع وامرزانی
1400-10-03میزان پذیرش چنین اتفاق ناخوشایندی درهر سنی از فرزندان بنا به ظرفیت روانی شأن متفاوت است پس یکسری از فرزندان دررده سنی خاصی بااین موضوع راحت تر کنار میآیند ویرایشات قابل هضم است
کودکان زیر سال که جدایی والدین را تجربه میکنند بیشترین میزان آسیب را میبینند اضطراب جدایی والدین در چنین کودکان باعث بروز بیماری هایی مثل لکنت زبان _ شب ادراری و…میشود
مریم عبدالهی
1400-10-03با سلام طلاق تاثیرات عاطفی وروحی زیادی بر روی کودک میگذارد وهرچه کودک بزرگتر شود می تواند باعث ضعف اعتماد به نفس ،تضاد در باور های فرزند وهمچنین حس بی اعتمادی در فرزند شود. در هر صورت جدایی والدین در هر سنی موجب اشفتگی وبحران می شود .
فاطمه عسکری پور
1400-10-03سلام
تجربه بنده میگه والدین عزیز
کودکانی که شاهد دعواها و کشمکشهای والدین خود هستند به اندازه کودکان طلاق آسیب می خورند.
_در حقیقت کودکان_طلاق که با جدا شدن پدر و مادر در محیط آرام و به دور از جنجال رشد می کنند آسیب کمتری می بینند.
_ با دعواها و کشمکشهای همیشگی حال و آینده فرزندمان را نابود نکنیم.مشکلات و اختلافاتمان را پشت درهای بسته و در خلوت با همسرمان حل کنیم.
راضیه روده کی
1400-10-02سلام
همان طور که خودتان گفتید بله کاملا درسته طلاق در هر سنی به بچه ها آسیب هایی را وارد میکند اما بنظر من بهتر سن برای طلاق همان سن کودکی است درسته که اسیب های خودش را در این سن دارد اما بنظرم بیشترین اسیب در سن نوجوانی و جوانی است.
راضیه روده کی
1400-10-02سلام
همان طور که خودتان گفتید بله کاملا درسته طلاق در هر سنی به بچه ها آسیب هایی را وارد میکند اما بنظر من بهتر سن برای طلاق همان سن کودکی است درسته که اسیب های خودش را در این سن دارد اما بنظرم بیشترین اسیب در سن نوجوانی و جوانی است.
محمد رضا قریشی
1400-10-01مغبوضترین حلال در نزد خداوند طلاق است .
این سخن پیامبر اکرم صلوات الله علیه وآله میباشد که اشاره ای میتواند باشد به آثار بسیار منفی این پدیده و همچنین شکست تعامل .
از آنجا که بهترین درمان پیشگیریست ضروریست قوانینی در جهت منع ازدواجهایی با احتمال شکست و همینطور منع فرزند آوری قبل انجام تستهای استحکام پیوند زناشویی و سلامت روان والدین تصویب شود .
شیما برکچی
1400-10-01با سلام خدمت استاد گرامی
یادمون نره بچه ها ربطی به مشکلات زناشویی پدرومادر ندارن و
حریم همسرانه و والدین و فرزندی از هم جداست.
بای به یک سری نکات در این زمینه دقت کنیم :
١. مادر و پدرها نباید چنین حرف هایی بزنند . شنیدن بدگویی از یکی از والدین احساسات کودک را تخریب میکند.
٢. اگر مادر با تصمیم های پدر مشکل دارد و برعکس باید با خودش صحبت کند نه با کودک.
٣. فرزند به هیچ عنوان نباید خبر چین والدین باشد. پدرومادر اگر حرفی دارند باید مستقیم به هم بگویند .هیچکدام نباید پای فرزندرا
وسط بحث مالی بکشند و نباید از دیدن کودم بعنوان یک تهدید
استفاده کنند.
٤. کودک شما حق دارد هم از حضور پدر و هم مادر لذت ببرد. هیچ کدام نباید کاری کنند که فرزند احساس بدی کند یا تصور کند که
تقصیر اوست.
5. فرزند حقشه که از روزهای مهم زندگیش مثل:تولد، تعطیلات، فارغ التحیلی و… بدون نگرانی لذت ببرد.
.والدین نباید کودک را تحت فشار قرار دهند، حرف در دهانش
بگذارند و سعی کنند او را وادار به کاری کنند که حس کند وسط
مسابقه طناب کشی گیر اوفتاده.
.والدین گاهی بدون اینکه بدانند باهم رقابت میکنند و این باعث
میشود کودک احساس کند باید یکی را انتخاب کند.
۸. سوال های کنجکاوانه را کنار بزارید. فرزند شما جاسوس نیست و هیچکس نباید انتظار داشته باشد او مانند خبرچین ها رفتار کند.
فاطمه اسکندری
1400-10-01طلاق تاثیرات عاطفی بسیاری بر روی کودکان و نوجوانان دارد . طلاق باعث ایجاد آشفتگی های عاطفی برای کل خانواده میشود و برای بچه ها ، وضعیت میتواند ترسناک ، گیج کننده و ناامید کننده باشد . کودکان ممکن است نگران باشند که اگر والدینشان روزی طلاق بگیرند آنها را دوست نداشته باشند . کودکان مدرسه ای گاها نگران اند که مبادا طلاق گناه آنها است . ممکن است از بدرفتاری والدین بترسند یا فرض کنند که آنها اشتباه کرده اند که موجب طلاق والدین شده اند . نوجوانان ممکن است در مورد طلاق و تغییراتی که ایجاد میکند بسیار ناراحت شوند . البته هر وضعیت منحصر به فرد است . در شرایط خاص روانشناسی کودکان طلاق نشان داده که ممکن است کودک با جدایی احساس راحتی کند اگر طلاق به معنای تشنج کمتر و استرس کمتر باشد .
samira
1400-09-30طلاق ب هر نوعی ک باشه توی هر مرحله ای از زندگی یکی از مهم ترین تصمیم هایی هست ک هر فرد توی زندگیش میگیره برای طلاق هم ب اندازه ی سایر تصمیم های زندگی باید دقت کرد .توی بدترین شرایط شاید طلاق یه راه حل باشه اما ممکن هست ک بهترین نباشه.پد و مادر اسطوره هایی هستن ک درصورت داشتن فرزتد اگر طلاق بگیرن باعث میشن فرزتد توی هر سنی ک باشه خلا بزرگی رو در درونش احساس کنه
Hadiseh
1400-09-30سلام وقت بخیر
سخنان شما درمورد اینکه طلاق تو هر سننی باعث آسیب می شود صحیح است خیلی از فرزندان بعد از اینکه والدین طلاق میگیرند دائم احساس میکنند که پدر یا مادرشان انها را ترک می کند خیلی از بچه ها گوشه گیر و منزوی میشوند و حتی توی تصمیماتی که در آینده میخواهند بگیرند تاثیر گذار خواهد بود این بچه ها معمولا کمتر با دیگران ارتباط برقرار میکنند کودکان نباید مشاجره ی والدین خودشون رو ببینن چون باعث میشه دیدگاهش نصبت به پدر یا مادرش تغییر کند
سمانه زینعلیان
1400-09-30سلام ، شما درست فرمودید که کودک باید هر دو طرف را انتخاب کند و لزومی ندارد که کودک بداند که کدوم مقصر هست ، ولی متاسفانه بعضی از مادر و پدر ها طرز فکر کودک رو نسبت به یکی از والدین عوض میکنن ، مثلا به کودک میگن که اگر مادرت تو رو دوست داشت طلاق نمیگرفت از پیش ما نمیرفت و این باعث میشه کودک دیگه با مادرش رابطه چندان خوبی نداره و همش مادر رو مقصر قضایا میدونه
خدیجه عرب ساغری
1400-09-29سلام و عرض ادب
خدمت خانم دکتر عزیز
مطالب این مقاله بسیار عالی و مفید است و من امتیاز ۲۰ می دهم .
ساره خورشیدی
1400-09-29در سنین پایینتر، برای کودکان قابل درک نیست که چرا باید مدام بین خانه پدر و منزل مادرشان در حال رفت و آمد باشد. حتی ممکن است به این نتیجه برسند که اگر والدینشان میتوانند از دوست داشتن یکدیگر دست بکشند، روزی فرزندشان را نیز دیگر دوست نخواهند داشت.
بچههایی که در سن مدرسه رفتن هستند، ممکن است دچار عذاب وجدان شده و خود را در طلاق والدینشان مقصر بدانند. آنها فکر میکنند که سرپیچیهایی که در گذشته مرتکب شدهاند یا خواستههایشان علت اصلی جدا شدن پدر و مادرشان است.
نوجوانان اغلب در مقابل خبر طلاق والدینشان و اثرات ناشی از آن، دچار احساس خشم میشوند. ممکن است یکی از والدین را به شدت سرزنش کنند یا هر دو را بخاطر آشوب به وجود آمده آزرده خاطر کنند.
محمد مهدی قادری
1400-09-29به والدین توصیه میکنم که در صورت امکان برنامه روزمره قابل پیشبینی و متداولی را با همکاری یکدیگر تهیه کنند که کودک به راحتی بتواند آن را دنبال کند. بسیار مهم است که برای فرزندتان وقت بگذارید، بیشتر به او توجه کنید و از اعضای خانواده و دوستان معتمدتان بخواهید که همین کار را بکنند. اگر فرزندتان میتواند حرف بزند، درباره احساساتش با او صحبت کنید، با هم کتاب بخوانید و به او اطمینان بدهید که او مسئول جدایی نیست.
آیدا سیف الهی بیار
1400-09-29سلام
به نظر من هر سنی شرایط خاص و بحرانهای خاص خود را داره که والدین باید نسبت به آن اشراف داشته باشند. در صورتی که بحرانهای هر سن حل شده باشد و فرزندتان پختگی لازم برای پذیرش طلاق را داشته باشد، در این شرایط میتوانید با او وارد مذاکره شوید. البته باید توجه داشت که نحوه صحبت با کودکان درباره طلاق نیز می تواند در نوع واکنش آن ها موثر باشد.
زهراشاهینی
1400-09-29با سلام
سخت ترین سن برای مواجهه با طلاق والدین؟
سن نوجوانی یا بلوغ حساس ترین سنی است که کودکان می توانند با پدیده ی طلاق روبرو شوند و بیشترین آسیب را به آن ها می زند. در سن بلوغ کودکان طلاق بحران هویت را تجربه می کنند، از این رو اگر قصد دارید از همسرتان جدا شوید یا زودتر از زمان بلوغ آن ها اقدام کنید که تا رسیدن به سن نوجوانی کودک خود را با شرایط وفق داده باشد، یا آن را به زمان دیگری موکول کنید.
نجمه
1400-09-28با سلام خدمت استاد عزیز
همه میدونیم که طلاق اتفاق خوشایندی برای اعضای خانواده نیست. اما اگه جدا شدن باعث
بشه کودک در محیطی با آرامش بیشتر و به دور از دعواها و خشم و نفرت والدین قراربگیره، میتونه تصمیم بهتری براش باشه.
پس «به خاطر بچه جدا نمیشیم»،
همیشه تصمیم بهتری نیست.
بچه ها برای کنار اومدن با جدایی والدین نیاز به زمان و کمک دارن. اغلب سال اول و دوم بعداز جدایی سخت ترین سالها برای اونهاست.
غم و اندوه، اضطراب، احساس گناه، خشم، ابهام و ناباوری، مهمترین احساساتی هستن که کودک تجربه میکنه.
اما والدین چطور میتونن بهش کمک کنن؟
اول کودک رو با مفهوم جدایی و احساساتی که بعدش تجربه میکنه آشنا کنید و در این مورد باهاش صحبت کنید.
پنهان کاری و دروغ گفتن بهش در این شرایط فقط اضطراب و ابهامشو بیشتر میکنه. متناسب با سن کودک صادقانه باهاش صحبت کنیم.
تا جای ممکن اختلافات و دعواها رو بعد از جدایی به حداقل برسونیم. خصوصا در مواردی که مربوط به کودکه.کودک با خودش چه فکری
میکنه؟
به خاطر من دارن دعوا میکنن.
پس همش تقصیر منه.
اگه من نبودم جدا نمی شدن.
پس کاری که برای کودک بهتره اینه که با هم
توافقاتی داشته باشید و آرامش رو برقرار
کند.
برنامه باثباتی برای کودک در نظر گرفته بشه و
خودش رو در جریان قرار داده بشه
اینکه قراره با کی زندگی کنه.
چه روزهایی در هفته والد دیگه رو میبینه.
برای برنامه هایی مثل تولدها، شب یلدا، نوروز
و … قراره با کدوم والد باشه.
در مورد آخر بهتره با خودش هم صحبت کنید و
نظرش رو بدونید تا تصمیمی رو بگیرید که اونو خوشحال تر می کنه.
هر احساسی که شما به همسر سابقتون دارید،
مربوط به رابطه شما دو نفر بوده و لزومی نداره
کودک هم اون احساس ها رو داشته باشه.
پس به کودک اجازه بدید رابطه با کیفیتی رو با
هر دوی شما داشته باشه.
بیان گزاره های منفی در مورد والد دیگه، فقط
ابهام و آشفتگی کودک رو بیشتر میکنه.
فاطمه حیدریان
1400-09-28با سلام.طلاق تاثیرات عاطفی بسیاری بر روی کودکان و نوجوان دارد و باعث آشفتگی عاطفی برای آنها میشود. به نظر من جدایی والدین در هرسنی باعث ایجاد این تشنج و آشفتگی میگردد.به شخصه با خانواده ای آشنا هستم که در سن 7سالگی فرزندشان(1ماه قبل از شروع کلاس اول) مسئله طلاق پیش آمد و فرزندشان بعد از گذشت 10سال از جدایی والدین همیشه احساس گناه میکند که شاید او باعث ایجاد بحث و جدایی والدین شده است. مشکلاتی مانند ناخن جویدن و عدم تمرکز و اعتماد به نفس و حس بدبینی همچنان در این سن گریبانگیر این فرزند میباشد.هرچه سن فرزندان کمتر باشد و در دوران پایه تری از نظر تحصیلی قرار بگیرند افت تحصیلی آن ها در آینده بیشتر خواهد شد.
ملیحه
1400-09-28سلام
از نظر من
طلاق زمانی اتفاق می افتد که زوجین احساس کنند که به دلیل درگیری و عصبانیت دیگر نمی توانند زندگی مشترک داشته باشند یا به این دلیل که عشقی که هنگام ازدواج داشته اند تغییر کرده است.
طلاق همچنین می تواند به این دلیل باشد که یکی از والدین از چهارچوب ازدواج خارج شده و روابط فرا زناشویی برقرار کرده باشد و گاهی اوقات به دلیل یک مشکل جدی دیگر مانند نوشیدن الکل ، استفاده از مواد یا قمار اتفاق می افتد. در این شرایط است که والدین ممکن است تصمیم بگیرند که از یکدیگر جدا زندگی کنند و در مرحله بعد طلاق بگیرند .
اگر والدین یک کودک طلاق بگیرند ، ممکن است کودک احساسات مختلفی را تجربه کند که این احساسات معمولا نوسانات زیادی دارد .
ممکن است کودک همواره احساس استرس ، عصبانیت ، ناامیدی یا غم داشته باشید.
همچنین ممکن است نسبت به یکی از والدین احساس پشتیبانی نماید و یا دیگری را مقصر این شرایط بداند.
از طلاق والدین ممکن است مشکلات و مسائل مالی در زندگی بوجود آید . به عنوان مثال ممکن است پدر یا مادر که در دوران ازدواج شاغل نبوده است برای پرداخت اجاره یا رهن خانه یا سایر موارد نیاز به کار کردن داشته باشد .
مشکلات مالی به صورت کلی باعث بروز نگرانی و فشار برای والدین می نماید که ممکن است این فشار ها به صورت مستقیم یا غیر مستقیم کودک را تحت تاثیر قرار دهد .
زینب زمانیان
1400-09-27باسلام
سخت ترین سن برای جدایی و طلاق والدین سن نوجوانی چون در این دوره نوجوانان به بلوغ می رسند و دوره حساسی است در این دوره اگر والدین از هم جدا بشم نوجوان که باعث جدایی والدینش هست و خودش را مدام سرزنش میکنه و حتی امکان داره که دست به خودکشی بزن یا حتی به طرف مواد روانگردان و اعتیادآور روی بیاورد در صورتی که در همه سنین نیز برای کودکان آسیب میرساند و باعث میشه که آینده آنها تاثیر بگذارند و ترس از جدایی برای کودکان سنین پایین تر سخت تر است ولی با توجه به اینکه درک کمتری از اطراف خود دارند زودتر می توانم کنار بیان
مریم شهابی
1400-09-27بنظرم کلا طلاق چیز منفوری هست و آخرین مرحله. هیچ سنی هم نداره، هیچکس هم نمیتونه بگه چه زمانی آسیبش زیاده و چه زمانی کم، چون حالات و ویژگیهای روحی افراد با هم متفاوت هست، و همه در پژوهشهای آماری علل و عواقب طلاق شرکت نمیکنن. کاش میشد این جمله رو به افراد فهموند که هدف ازدواج فقط لذت بردن و نشاط داشتن نیست، بلکه ازدواج لذت و نشاط داره، اما زمانی که ساختن در زندگی زوجی نه سازش کاری، گذشت در زندگی زوجی و صبوری در زندگی زوجی رو افراد یاد داشته باشن یا یاد بگیرن با تمام وجود و در هر لحظه اجراش کنن. کاش از بچگی اینارو به بچه هامون آموزش بدیم و ازدواج رو درست براشون ترجمه کنیم.
موفق باشین.
مریم ملک احمدی
1400-09-27سلام
سخت ترین سن برای مواجه باتلاق والدین
طلاق درسنین پایین باعث ضربه های روحی ودرسنین بالا باعث بی اعتمادی یاتخریب باور فرزندان نسبت به زندگی می شود وکلا طلاق درهر سنی بحران های مخصوص به خود رادارند
میشه گفت باتوجه به نیاز های کودکانه وره های مختلف رشدبهترین زمان طلاق والدین ک کمتر به کودک آسیب می رسد قبل از ۳سالگی وبهترین سن نوجوانی چون بحران هویت درسودان شکل می گیردو طلاق باعث تخریب هویت وزندگی می شود.